
. به گزارش خبرنگار «جوان»، همه کسانی که روز گذشته در راهروهای دادگاه کیفری استان تهران در حال تردد بودند، صفحه حوادث یکی از روزنامهها را در دست داشتند که جنایت هولناک یکی از شیطانصفتان را همراه با تصاویر او درج کرده بود. او کسی نبود جز عقرب سیاه.
فهیمه یکی از قربانیان عقرب سیاه در راهروی دادگاه به خبرنگار «جوان» گفت: ساعت 4 عصر روز 11 اسفند سال 87 من خودروی پراید مسافربری را از میدان شوش برای رفتن به خانهام در ستارخان کرایه کردم. پس از طی مسافتی در خلوتی یکی از خیابانهای مسیر راننده با حالتی وحشتناک با شوکری برقی به من حمله کرد. من ثانیههای وحشتناکی را سپری میکردم. لحظاتی سرشار از اضطراب در وجودم در حال سپری شدن بود ترس سراسر وجودم را فرا گرفته بود و لحظاتی بعد در تاریکی هوا دریافتم مرد شیطان صفت مرا به جادهای در رباط کریم کشانده است.
او مرا در حالتی هولناک به میان تپههای اطراف کشاند و مورد آزار قرار داد. پس از آن مرا به میان چاهی در آنجا انداخت. دیگر امیدی برای بازگشت به زندگی نداشتم و تصور نمیکردم هرگز بتوانم آفتاب فردای آن شب ترسناک را با چشمانم ببینم.
فهیمه با چشمان اشکبار ادامه داد: من در آن لحظه به امام رضا (ع) متوسل شدم که ناگهان پسر جوانی بر سر چاه ظاهر شد. او بسیجی جوانی بود که در آن تاریکی صدای شنیده و از مرگ حتمی نجاتم داد.
آنچه مادر فهیمه گفت
مادر فهیمه به خبرنگار ما گفت: من شب حادثه با تماس مشکوکی از ماجرا با خبر شدم. از بیمارستان فاطمه زهرا مرا از حادثهای که برای فهیمه اتفاق افتاده بود با خبر کردند. او گفت: هر سال دی ماه که فرا میرسد فهیمه دچار اضطراب عجیبی میشود. او تحت نظر پزشک است و امیدوارم قانون عقرب سیاه را به سزای اعمال خود برساند. متهمانی چون او برای جامعه خطرناک هستند. آنها اگر در زندان باشند از بیتالمال هزینه میکنند و اگر آزاد باشند برای نوامیس مردم خطرناک هستند.
الهام قربانی سوم
الهام سومین قربانی عقرب سیاه بود که روز گذشته در جلسه دادگاه حاضر شده بود. او به خبرنگار ما گفت: سومین نفری بودم که قربانی جنایت هولناک او شدم. آن روز برای گرفتن پول به بانکی در خیابان پیروزی رفتم. پس از گرفتن پول برای اطمینان خودروی پژویی را برای رفتن نزد همسرم به صورت دربست کرایه کردم. پس از گذشت مسافتی راننده خودرو که خودش را داغدار نشان میداد با خرما از من پذیرایی کرد و گفت عزادار یکی از بستگانش است. من در حالتی از اکراه خرما را قبول کردم و پس از آنکه آن را در دهانم گذاشتم حالت گیجی به من دست داد. در آن لحظه راننده با شوکری برقی بر فرق سرم کوبید که دیگر هیچ نفهمیدم.
الهام گفت: من در حسنآباد ورامین به هوش آمدم. عقرب سیاه مرا به میان تپهها کشاند و آزار داد. بعد از آن شروع به کندن گودالی کرد. هجمهای از اضطراب و وحشت بر من مستولی شده بود. دیگر امیدی برای نجات نداشتم که عقرب رو به من کرد و گفت: دو راه برای مرگت انتخاب کن؛ یا تو را خفه میکنم یا زیر لاستیک ماشینم تو را خواهم کشت.
از او خواستم عکس کودک خردسالم را که در میان قرآن کوچکی در کیف داشتم به من بدهد تا برای آخرین بار با تصویرش وداع کنم. عقرب سیاه قرآن را بر زمین کوبید و من در حالی که دست و پایم بسته بود دیگر هیچ نفهمیدم، لحظهای که به هوش آمدم سکوت شب فضای سرد شب را پر کرده بود.
الهام گفت: بعد از آن حادثه هولناک شوهرم مرا با یک کودک طلاق داد و از آن روز من تحت نظر پزشک هستم. از دیگر سو خانواده عقرب سیاه من و خانوادهام را بارها تهدید کردهاند. تاکنون سه بار نشانی خانهام را عوض کردهام.
الهام گفت: من شبها با قرص به خواب میروم. همیشه فکر میکنم کسی بالای سرم ایستاده و قصد کشتن مرا دارد.
الهام به خبرنگار «جوان» گفت: من از اینکه دیوان عالی کشور رأی اعدام عقرب سیاه را نقض کرده است، حیرت میکنم وقتی برای شکایت به دیوان عالی کشور رفتم، آنها به من گفتند که برای اثبات ادعای خود باید برای ما شهود بیاورید!
الهام گفت: من پس از آن حادثه تحت نظر پزشک هستم. عقرب سیاه بارها از داخل زندان با من تماس گرفته و ادعا کرده است در صورت اصرار بر شکایت مرا خواهد کشت. او ادعا میکند یکی از بستگانش تجار سرشناس بازار آهن است که به راحتی او را از طناب دار نجات خواهد داد.
ترس
خبرنگار «جوان» با یکی دیگر از قربانیان جنایت عقرب سیاه در بیرون از ساختمان دادگاه گفتوگو کرد. او گفت: من از ترس جرأت حضور در دادگاه را ندارم. این زن به خبرنگار ما گفت: من شب حادثه قصد داشتم از میدان شوش به خانهام بروم. از همین رو برای امنیت بیشتر خودرو را به صورت دربست کرایه کردم اما در مهگرفتگی هوای سرد زمستانی ناگهان راننده در خلوتی خیابان بر سرم کوبید.
زن میانسال گفت: عقرب سیاه در حالی مرا مورد آزار قرار داد که شوهر و فرزندانم در خانه چشم به راهم بودند. او گفت: از ترس حاضر نشده است در جلسه دادگاه حاضر شود و امیدوار است قانون جمهوری اسلامی او را به سزای اعمال پلیدش برساند.
ورود به جلسه
عقربههای ساعت به 11 و نیم نرسیده بود که همهمهای در راهروی طبقه دوم دادگاه کیفری پیچید. عقرب سیاه در حالی که در محاصره مأموران پلیس محافظت میشد در جلسه شعبه 79 دادگاه کیفری حاضر شد. او هنگام مواجهه با قربانیان خود لبخند به لب داشت که این موضوع خشم دو زن جوان را به همراه داشت.
از 30 قربانی حادثه تنها دو نفر حاضر به حضور در جلسه دادگاه شده بودند. گفته میشود 28 قربانی دیگر پس از اعلام رضایت از بیم آبروی خود حاضر نشدند در جلسه حاضر شوند. لحظاتی بعد جلسه دادگاه به ریاست قاضی ولی الله حسینی و مستشاران آغاز شد اما از آنجا که وکیل متهم پیش از جلسه از دفاع متهم استعفا داد، قاضی حسینی جلسه دادگاه را تجدید کرد تا با تعیین دوباره وکیل، متهم چهارشنبه آینده محاکمه شود.
آغاز ماجرا
متهم 28 ساله از هفتم اردیبهشت 87 به دنبال شکایت زن جوانی به مأموران کلانتری 176 حسنآباد تحت تعقیب قضایی قرار گرفت. شاکی در جاده فشافویه – جنوب تهران – برای رفتن به خانهاش سوار خودروی پژو شده بود که راننده پس از طی مسافتی با دستگاه شوکر برقی به او حمله کرده و در حوالی حسنآباد وی را مورد آزار و اذیت قرار داده و بعد هم متواری شده بود. در حالی که خودروی پژو، تنها سرنخ پلیس برای دستگیری این شیطانصفت بود، مأموران سرانجام «عقرب سیاه» را هنگام درگیری با یک زن در بیابانهای جنوب تهران به دام انداختند. این در حالی بود که تعداد شکایتها به 30 فقره رسید و مرد تبهکار نیز به بیش از 10 فقره آزار و اذیت زنان اعتراف کرد. به دنبال شکایت قربانیان، محاکمه غیرعلنی متهم با حضور پنج قاضی در شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد اما او برخلاف اظهارات قبلیاش مدعی شد فقط با انگیزه سرقت پول و طلا، زنان را به خارج از شهر کشانده و موضوع آزار و اذیت قربانیان بیاساس است. در این میان چهار نفراز قربانیان که پس ازاین حادثه تلخ با درخواست طلاق از سوی همسرانشان روبه رو شده بودند، در مواجهه حضوری با متهم جزئیات جنایتهای سیاه را فاش کردند.
قاضیان دادگاه پس از محاکمه و شور، حکم به اعدام متهم دادند اما قضات دیوان عالی کشور به دلیل احراز نشدن شرایط تجاوز به عنف، پس از نقض این حکم پرونده را برای رسیدگی به شعبه هم عرض فرستاد.