امام(ره) براي دفاع همهجانبه از انقلاب، فرمان تشكيل ارتش 20 ميليوني را صادر كردند كه جنس آنان از خود مردم بود؛ انسانهايي كه تفكر انقلاب اسلامي داشته باشند، در لايههاي مختلف اجتماعي باشند، بدنه و نخبگان مردم بيايند و ارتش 20 ميليوني را تشكيل دهند تا بتوانند با هر نوع خطري كه انقلاب را تهديد ميكند، مقابله كنند چه در زمينه امنيت داخلي و چه خارجي. حفظ روحيات انقلابي و گسترش ارزشهاي انقلابي و اسلامي نيز از ديگر اهداف تشكيل نيروي مقاومت بسيج بود. با توجه به اينكه كشور ما در محيط خطر به سر ميبرد و با دشمنان بزرگي مانند امريكا و رژيم صهيونيستي روبهرو هستيم، نقش برتر بسيج در شكل گيري قدرت بازدارندگي را نبايد دستكم گرفت. دفاع ما از نوع بازدارندگي است و نقش بسيج در اين بين استراتژيك و بي بديل محسوب ميشود. ما امروز 13 ميليون و 600 هزار نفر بسيجي داريم كه ميتوان گفت هيچ ارتشي در جهان اين جمعيت را با اين ايدئولوژي ندارد. پس بايد با قدرت گفت كه نقش بسيج در قدرت بازدارندگي نقش اصلي و اساسي است. بسيج را بايد همه جانبه و گسترده از ابعاد نظامي و دفاعي تا بعد فرهنگي، اجتماعي و سياسي ديد البته اقشار مختلف و سازمانهايي مانند بسيج مهندسان، پزشكان، دانشجويان و هنرمندان هستند كه در زمينههاي تخصصي فعاليت ميكنند و نقشي فراگيرتر از نقش نظامي دارند. بسيج علمي را نيز ميتوان يكي از كاركردهاي بسيار مناسب نيروي مقاومت بسيج عنوان كرد كه در اين زمينه نيز پروژههاي بزرگ علمي از سوي بسيجيان به سرانجام رسيده و استعدادهايي كه در درياي عظيم بسيج وجود دارد، از سوي سپاه هدايت و ساماندهي ميشود. در بخش سازندگي نيز سال 79 رهبر معظم انقلاب به دولت وقت دستور دادند درباره بسيج سازندگي با اين نيرو همكاري كنند. يكي از محورهاي مهم پركردن اوقات فراغت بود كه پروژههايي در اين زمينه تدارك ديده شد كه امروز اين پروژهها بسيار گستردهتر شده است. در كارهاي مختلف از پروژههاي مرمت و بازسازي مدارس گرفته تا راهاندازي پروژههاي كوچك، بسيجيان وارد فعاليت ميشوند و در شهرهاي دور افتاده اقدامات مناسبي از سوي بسيجيان صورت گرفت. در بخش فرهنگي نيز بسيج كاركردهاي مختلفي داشته است. جمعيت كشور ما جمعيتي جوان است و بسيج توانسته 13 ميليون نفر را به خود جذب كند كه اينها همه در واحدهاي مختلف، فرهنگ بسيجي را رواج ميدهند. بسيجي روحيه مردمداري و مردم ياري دارد و با آنها تعامل خوبي برقرار ميكند كه اين نوع رفتار باعث ميشود فرهنگ بسيجي رواج يابد، به علاوه نخبگان بسيجي نيز در محيط كار خود بسيار تأثيرگذار هستند. بسيج نيروي کارآمد ميدانهاي نظام مقدس جمهوري اسلامي است و ترديدي نيست که براي حل مشکلات کشور به کمک اين نيرو، بايد به صورت علمي و پژوهشگرانه نسبت به کاربري و راهبري آن در مسئله اشتغال توجه ويژهاي داشت. پژوهشکده بسيج يکي از مراکزي است که ميتواند با کارهاي مطالعاتي و علمي خود به پيدا کردن راههاي برون رفت از اين مشکل کمک كند. چندي پيش همايشي تحت عنوان بسيج، توسعه، اشتغال و کارآفريني به همت پژوهشکده بسيج انجام شد. به همين بهانه به سراغ دکتر ابراهيم نجفي، رئيس شوراي سياستگذاري همايش بسيج، توسعه، اشتغال و کارآفريني و رئيس پژوهشکده مطالعات و تحقيقات بسيج رفتيم تا در گفتوگويي مبسوط نقش بسيج در عرصههاي مختلف را مورد بررسي قرار داده و تأثيرات همايشهاي فوق را به تحليل بنشينيم. به عنوان رئيس پژوهشکده مطالعات و تحقيقات بسيج و رئيس شوراي سياستگذاري همايش بفرماييد که هدف پژوهشکده از برگزاري اين همايش چه بود؟قبل از هر چيز لازم است از همه کساني که مشارکت و همکاري جدي در برپايي اين همايش داشتهاند، قدرداني كنم. به سهم خودم از مؤسسه کار و تأمين اجتماعي وزارت کار، وزارت تعاون و از دانشکده کارآفريني دانشگاه تهران که صميمانه در برپايي اين همايش و به ويژه در بخش محتوايي همايش همراهي کردند، قدرشناسي کنم. پژوهشکده يکي از اجزا و ارکان سازمان بسيج مستضعفين است که وظيفه انجام مطالعه و تحقيق پيرامون رسالت و مأموريتهاي سازمان بسيج را دنبال ميکند. هدف غايي سازمان بسيج، کمک به تحقق جامعه اسلامي است و اين کمک از طريق ارائه توانمنديها و خدمات بسيج به جامعه ممکن خواهد شد. بسيج همواره برخود فرض ميداند که براي تحقق جامعه اسلامي به مدد کارآمدسازي نظام بشتابد و امروز که در دهه چهارم انقلاب اسلامي که دهه پيشرفت و عدالت است،به استناد فرمايشات مقام معظم رهبري و اسناد بالا دستي سند چشمانداز بيست ساله کشور و سياستهاي ابلاغي برنامههاي بلند مدت به اين نتيجه رسيده است که يکي از عرصههايي که از دغدغههاي اساسي کشور و تحقق عدالت اجتماعي است و بسيج ميتواند با ايفاي نقش به بالندگي و رشد جامعه اسلامي کمک کند. ورود به مسئله رفع معضل بيکاري يا ورود به موضوع توسعه اشتغال و کارآفريني است. برهمين مبنا بخشهايي از سازمان بسيج مستضعفين به تناسب مأموريت و وظايف خود بايد آمادگي خود را براي ورود به اين عرصه اعلام ميکردند. يکي از اين بخشها و مجموعهها، پژوهشکده مطالعات و تحقيقات بسيج است که برحسب وظايف ذاتي خود تصميم گرفته است، نقش مؤثري در ارتقاي فرهنگ کار و کارآفريني در کشور ايفا كند و با شناخت آسيبها، موانع و راهکارهاي توسعهاشتغال و کارآفريني در کشور کمک مؤثري به دستگاهها و متوليان ذاتي اين موضوع ارائه كند و از سوي ديگر با به کارگيري ظرفيتهاي بسيج، زمينههاياشتغال مفيد و مولد را در بسيج فراهم كند. با توجه به اينکه کار ويژه پژوهشکده مطالعات و تحقيقات بسيج، طراحي و اجراي پروژههاي تحقيقاتي است، پژوهشکده براي کمک بهاشتغال و کارآفريني در چه زمينههايي ميتواند مؤثر باشد؟يکي از زمينههاي اساسي کمک بهاشتغال از طريق پژوهشکده که با اجراي پروژههاي مطالعاتي دست يافتني است، شناسايي ظرفيتهاي موجود در بسيج براياشتغال و کارآفريني کشور است. پژوهشکده ميتواند ظرفيتهاي عظيم موجود در بسيج را در اختيار متوليان قرار دهد و اين ظرفيتها در صورتي که به خوبي شناسايي شوند، به خوبي مديريت شوند و به خوبي به کارگيري شوند ميتواند جهشي گسترده در توسعهاشتغال و کارآفريني ايجاد نمايد . از آنجا که بسيج امتداد مردمي دستگاهها و نهادهاي حاکميتي است و پهناي آن طول و عرض جغرافياي کشور را شامل ميشود و همه اقشار اجتماعي جامعه در آن حضور دارند و نقش آفريني ميکنند، اين ظرفيتها ميتوانند شامل ظرفيتهاي موجود در همه ارکان و اجزاي سازمان بسيج باشد. از ظرفيتهاي بالقوه و بالفعل بسيج سازندگي تا ظرفيتهاي نهفته در اقشار مختلف بسيج از جمله بسيج مهندسين، بسيج جامعه پزشکي، بسيج اساتيد و تا بسيج محلات و مساجد، بنياد تعاون بسيج و حتي سازمان اردويي و گردشگري و راهيان نور. اين ظرفيتها وقتي در اختيار نهادهاي رسمي و متکفل قرار گيرد و تعاملي سازنده بين آنها ايجاد شود، بههمافزايي منجر خواهد شد و ميتواند پژوهشکده را بهعنوان يک مددکار اقتصادي در کنار کمکها و مددهاي ديگري که ميرساند، به جامعه معرفي كند. يکي ديگر از دغدغههاياشتغال و کارآفريني در کشور، فرهنگ کار و کارآفريني و آسيبهاي جدي در اين عرصه است. پژوهشکده ميتواند فرهنگ و تفکر بسيجي را که قطعاً ميتواند به ارتقاي سطح فرهنگاشتغال و کارآفريني منجر شود به جامعه هدف معرفي كند. کارشناسان حوزهاشتغال و کارآفريني معتقدند بخش عمدهاي از عقبماندگي کشور ما در اين زمينه ناشي از آسيبهايي است که به فرهنگ کار مربوط ميشود. پژوهشکده مطالعات و تحقيقات بسيج ميتواند با معرفي مصاديق و کارکردهاي مختلفي که در سازمان بسيج تجربه شده است در اين خصوص نيز ايفاي نقش كند. در حال حاضر مصاديق و الگوهاي مختلفي از فرهنگ کار و تلاش و کارآفريني در بخشهاي مختلف بسيج و از جمله در بسيج سازندگي تجربه شده است که پژوهشکده بايد اين الگوهاي عملي را معرفي كند. در درون بسيج نيز پژوهشکده ميتواند مهارتهاي بسيجيان را شناسايي کند، ظرفيتهاي داخلي بسيج را در استانهاي مختلف کشور مطالعه نمايد، ظرفيتهاي موجود در بسيج را به اطلاع و آگاهي بسيجيان عزيز برساند و مشوق بسيجيان عزيز در اين زمينه نيز باشد. به طور کلي نقش پژوهش و پژوهشگران را در کمک به ايجاد محيطهاي کسب و کار جديد و روش آنها چگونه ارزيابي ميکنيد؟مطالعه، پژوهش و تحقيق براي انجام هر کاري و هر تصميم مديريتي لازم است و هر چه يک تصميم و يک کار، مهمتر و اساسيتر باشد لزوم مطالعه و تحقيق بيشتر ميشود. پژوهش، زير ساخت و مبناي تصميمات اصولي است. پژوهش ميتواند تصميمگيرندگان را واجد جامعنگري کند و عقبه خوبي براي تصميمات آنها باشد. اين توصيف براي پژوهش در عرصه ايجاد محيطهاي کسب و کار جديد نيز به طريق اولي صادق است. پژوهش زواياي پنهان يا ناشناخته کسب و کار را آشکار و هويدا ميسازد و چه بسا جهت دهنده راهبردها و اقداماتي شود که به عنوان يک پارادايم، جهت و سمت و سوياشتغال و کارآفريني را به شکل بنيادين تغيير دهد. بنابراين نقش پژوهش ميتواند نقش زمينهسازي و زيرساخت را در حل معضل بيکاري به دنبال داشته باشد. پژوهشگران نيز با همين هدف با احساس مسئوليت و توانمندي خود، ديدگاهها، مطالعات و ايدههاي خود را معرفي ميکنند. هيچ موضوعي اساساًبي نياز از تحقيق نيست. ليکن موضوع کارآفريني واشتغال بيشتر از بسياري از موضوعات ديگر خلأ نبود پژوهش و پژوهشگران را احساس ميکند. پژوهشگران ميتوانند با خلق ايدههاي جديد در حقيقت خود، کارآفرين باشند. زيرا در يکي از تعاريف کارآفريني، کارآفرين به خلاق ايدههاي جديد تعريف ميشود. علاوه بر اين ميتوانند آسيبهاي مربوط به سياستها و برنامههاي بخشاشتغال و کارآفريني را معرفي کنند، الگوهاي موفق کارآفريني را به جامعه معرفي کنند و از همه مهمتر فرصتهاي طلايياشتغال و کارآفريني را به مسئولان امر گوشزد كنند. برگزاري همايشهايي از اين قبيل را براي کمک بهاشتغال و کار آفريني چگونه ميبينيد و اين همايشها چه افقهايي ميتواند ايجاد كند؟همانطور که عرض کردم امروزه در دهه چهارم انقلاب اسلامي که دهه پيشرفت و عدالت است، قرار داريم و وظيفه همه افراد، سازمانها، نهادها و دستگاههاست که به فراخور احساس مسئوليت و وظايف ذاتي که به عهده دارند به تحقق شعار اين دهه کمک کنند. وقتي بحث پيشرفت و عدالت مطرح ميشود همه زمينهها را در بر ميگيرد، از پيشرفت در زندگي و امور مادي و دنيايي تا پيشرفت در امور معنوي؛ از پيشرفت در عرصههاي علمي تا پيشرفت در عرصههاي اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي. کشوري که شعار استقلال طلبي و عدالت خواهي سرداده است بايد همه تلاشها را به سمت اين قله ساماندهي و مديريت کند. جنبش نرم افزاري و توليد علم، اخلاق و معنويت، رفع تبعيض و فقر و فساد و همچنين توسعه کمي و کيفياشتغال و کارآفريني هريک قطعاتي هستند که برآيند و همآوايي آنها کشور را به سوي استقلال و عدالت حرکت ميدهد. بنابراين از اين زاويه پژوهشکده بسيج ميتواند ادعا کند که به عنوان يک مجموعه دلسوز علاقهمند به مشارکت در ارتقاي سطحاشتغال و کارآفريني کشور است. حال از زاويه ديگر به موضوع نگاه ميکنيم، ببينيم رسالت بسيج چيست. بنيانگذاران بسيج چه انتظاري از بسيج دارند. ببينيم بسيج مطلوب مقام معظم رهبري چگونه بسيجي است. براي روشن شدن اين بحث فرازهايي از فرمايشات مقام معظم رهبري را در اينجا عرض ميکنم. ايشان ميفرمايند: وقتي که با حقيقت معنا به بسيج نگاه شود، بسيج رمز پايداري و ماندگاري و عزت ملي است. در جاي ديگري ميفرمايند: هرجا مجاهدت هست، در آنجا حضور بسيج هست. مجاهدت در ميدان علم، مجاهدت در ميدان سياست، مجاهدت در ميدان فعاليتهاي اجتماعي، مجاهدت در ميدان وسيع و عرصه عظيم بين المللي. همين طور ميفرمايند : بسيج يعني آن عنصر دلسوزي که کشور را متعلق به خود و آينده را وابسته به تلاش خود ميداند و بالاخره اينکه بسيج يعني مجموعه انسانهايي که نيروي خودشان را به ميدان ميآورند تا در جهاد عمومي کشور و ملتشان در جهت رسيدن به قلهها فعال باشند و با آنها همکاري کنند و در کارشان سهيم باشند، اين معناي بسيج است. از مجموعه فرمايشات مقام معظم رهبري اين نکته حاصل ميشود که بسيج هرجا احساس کند انقلاب و نظام کاري از او طلب ميکند داوطلبانه و به صورت پيشرو و پيشقراول در ميدان حاضر ميشود. خوب امروز يکي از عرصههاي کار زيربنايي در کشور، مسئله توسعهاشتغال و کارآفريني است و بسيج از اين زاويه نيز ورود به چنين مباحثي را براي خود فرض ميداند و معتقد است از اين مسير هم ميتوان بهکارآمدسازي نظام کمک کند. خوب وقتي تکليف مجموعه بسيج در اين عرصه تبيين شد هريک از بخشهاي اين سازمان عظيم و پايان ناپذير مردمي بسيج نقشي به عهده خواهد گرفت و طبيعتاً برگزاري همايشهايي از اين دست، نمونههايي از کمک پژوهشکده و احساس مسئوليت پژوهشکده را برجسته ميسازد. آقاي دکتر! ظرفيتهاي بسيج براي توسعهاشتغال و کار آفريني را چطور ارزيابي ميکنيد؟بسيج تقريباً بهاندازه اقشار اجتماعي در سلسله مراتب سازماني خود، ساختار ايجاد کرده است و اين ساختار همچنان در بخشهاي کارکردي در حال توسعه است. بهرغم آنکه درحوزههاي ديگر، سياست بسيج چابکسازي و کوچکسازي است بنابراين در بسيج ساختارهايي تعبيه شده است که بتواند همه انسانهاي عاشق و علاقهمند به کشور و سرنوشت کشور و انقلاب اسلامي را سازماندهي کند از دانش آموز و دانشجو و استاد و طلبه و فرهنگي گرفته تا کاسب و کارگر و کارمند و از مهندسين و حقوقدانان و وکلا تا جامعه پزشکان. خوب طبيعتاً هريک از اينها ظرفيتهايي دارند که در مسئله کارآفريني و اشتغال ميتوانند ارائه کنند. برخي از اقشار بسيج ميتوانند در موضوعاشتغال و کارآفريني نقش سازمانهاي ايدهساز را ايفا و ايدههاي جديد معرفي كنند. ازجمله اين اقشار ميتوان به بسيج دانشجويي و طلاب، بسيج اساتيد و بسيج دانش آموزي و فرهنگيان اشاره کرد. برخي از اين اقشار عمدتاً قادرند تا در نقش سازمانهاي ايده پرور ظاهر شوند. سازمان بسيج جامعه پزشکي، بسيج کارگري و بسيج اصناف از اين دستهاند. دسته سومي از اقشار هم به عنوان سازمانهاي مجري ايده هستند. سازمانهاي بسيج سازندگي، بسيج مهندسي، بسيج مساجد و محلات در زمره اين گروهند و در اين دسته سازمانهايي چون بسيج سازندگي و بسيج مساجد و محلات قابليت گستردهاي در فعاليتهاياشتغال با سطح تکنولوژي پايين دارند و سازمانهايي نظير سازمان بسيج مهندسين قابليت توليگري فعاليتهاي اشتغالزايي با سطح بالاي تکنولوژي را دارا هستند. در کنار همه اينها سازمان بسيج علمي، پژوهشي و فناوري هم از ظرفيت و پتانسيل بسيار خوبي در اين عرصه بهره ميبرد و با توسعه و حمايت از مراکز رشد، راهاندازي پژوهشکدههاي مجازي، تأسيس و راهاندازي مراکز حمايتي از تحقيقات بسيجيان آمادگي مناسبي براي ايفاي نقش مؤثر در تبديل ايدهها و خلاقيتها و دستاوردهاي علمي و تحقيقاتي به محصولات قابل ارائه در بازار و جامعه دارد. معرفي همه ظرفيتهاي بسيج در اين مصاحبه کوتاه ممکن نيست و به همين نکته بسنده ميکنم که بسيج به اعتبار اينکه امتداد مردمي همه دستگاههاست، در همه عرصههاي اشتغال و کارآفريني ميتواند گامهاي مؤثري بردارد. در حال حاضر، مسئلهاشتغال يک مسئله و مشکل ملي و جهاني است؛ بهطور کلي به نظر شما چه راهکارهايي براي حل اين مسئله وجود دارد و همکاري سازمانهاي مختلف را در اين باره چگونه ترسيم ميکنيد؟من اين طور برداشت ميکنم که وقتي يک مسئله از اهميت و فوريت بالايي برخوردار باشد بايد به مسئله داراي اولويت اول تبديل شود. به نظر ميرسد مسئله و معضل بيکاري از جنبه منفي و به طور قرينه مسئله توسعه اشتغال و کارآفريني از موضوعات با اهميت و با فوريت کشور ماست. بنابراين بايد اقدامات گوناگوني همپا، هم جهت و هم مسير دنبال شود که به برخي از آنها اشاره ميکنم. ابتدا بايد بدانيم مسئله توسعهاشتغال و کارآفريني يک مسئله صرفاً دولتي نيست چه برسد به اينکه تصور کنيم مسئله به يک دستگاه يا وزارتخانه مربوط و محدود ميشود. اشتغال يک بحث ملي است و همه بخشها بايد به ميدان بيايند تا تغيير و تحولي اتفاق بيفتد. از دولت و دولتمردان تا بخش خصوصي و حتي تعاونيها. همه بخشهايي که اشاره کردم بايد ظرفيتها و قابليتها و توانمنديهاي خود را در اين حوزه شناسايي و آنها را معرفي کنند. سپس نهاد يا مرکز يا مجموعه مشخصي اين پتانسيلها را ساماندهي کند و بدين طريق وضعيت موجوداشتغال و زمينههاي نقش آفريني مهيا شود. بعد از آن نخبگان کشور و دستگاههاي رسمي بايد وضعيت مطلوب و درعين حال شدني و تحققپذير اشتغال و کارآفريني را ترسيم کنند و در نهايت مسيرهاي عبور از گذر وضعيت موجود به وضعيت مطلوب طراحي شود. طبيعتاً در تدوين وضع مطلوب و راهبردها نبايد از ويژگيهاي بومي، فرهنگي و اعتقادي غافل شد تا نهايتاً نسخهاي حاصل شود که پاسخگوي کشور ما و شرايط حاکم بر کشور باشد. براي نهادينهسازي کار، فرهنگسازي بسيار مهم است، به نظرشما بسيج چه نقشي ميتواند در فرهنگسازي توسعه اشتغال و کار آفريني در بين اقشار مختلف مردم و حتي مسئولان داشته باشد؟به مسئله خوبي اشاره کرديد. اتفاقاً مزيت رقابتي بسيج نسبت به مجموعههاي ديگر در همين بخش است. اساسا بسيج يک فرهنگ است و به تعبير مقام معظم رهبري فرهنگ بسيجي است که ميتواند بر همه تحولات اين کشور فائق آيد و حرکت اين کشور را تضمين کند. بسيج و بسيجي واحد فرهنگي است که تزريق اين فرهنگ و اشاعه اين فرهنگ ميتواند بسياري از موانع را از سر راه اشتغال و کارآفريني بردارد. فرهنگ بسيجي، فرهنگ پيشرويي، پيشقدم بودن و پيشتاز بودن در عرصههاي سخت و دشوار است. فرهنگ کم خواستن و بسيار نثار کردن است، فرهنگ ساده زيستي و اخلاص و ايثار است. فرهنگ خدمت رساني بي مزد و منت به مردم است. فرهنگ ترويج معنويت است. فرهنگ استقلال خواهي و عزتطلبي است. شما وقتي به تک تک اين ويژگيها توجه ميکنيد ميتوانيد به اين نتيجه برسيد که هريک از اينها به تنهايي ميتواند به فرهنگسازي کارآفريني و اشتغال کمک کند. به عنوان نمونه و با توجه به موضوع بحث ميتوانم به مصداقهاي به کارگيري اين فرهنگ در بسيج سازندگياشاره کنم. اين فرهنگ باعث شده است که امروز بسيج سازندگي بهرغم آنکه متولياشتغال پايدار و دائمي بسيجيان نيست و هدف خود را خدمت به مردم به ويژه مناطق محروم و روستايي و آباداني و عمران آنها و جذب نيروي جوان کشور در ايام فراغت از تحصيل قرار داده است، توانسته است الگوي مفيدي از فرهنگ کار و تلاش، آباداني، اشتغال موقت، ارتقاي سطح مهارت فني و حرفهاي داوطلبان و پاسخ به نيازهايي که کمتر سازمان يا گروهي انگيزه و اراده عمل در آن ميدان را دارد، به جامعه معرفي و در حقيقت سازمان بسيج سازندگي را به يک سازمان کارآفرين تبديل کرده است. اجازه بدهيد به يک نکته ديگر هم اشاره کنم و آن اينکه ويژگيهاي بسيجي و فرهنگ بسيجي قرابت بسيار زيادي با سازمانهاي کارآفرين دارد و اين ويژگيها ميتوانند در عمل به مدد سازمانها و افراد کارآفرين بيايد و ويژگيهايي چون اعتقاد به کار گروهي، پيشقدم بودن، فرصت جو بودن، انگيزه پيشرفت و توفيق داشتن و باور و اعتقاد به خلاقيت و برخورداري از همت و اراده برتر. از نظر جنابعالي مباني، رويکردها و راهبردهاي بسيج براي توسعهاشتغال و کارآفريني کدامند؟بسيج به اعتبار رسالت خود، آمادگي و ظرفيتهاي خود را براي اعتلاي ايران اسلامي و براي تحقق جامعه اسلامي در اختيار همه مردم و دستگاهها و نهادها قرار ميدهد و قبل از آنکه به طور رسمي هم از بسيج در خواست مدد و کمکي بشود، بسيج خود را موظف به نقش آفريني ميداند و آن را به عنوان يک اصل مهم در تعاملات پذيرفته است مگر آنکه دستگاههاي مسئول و متولي، خود را بينياز از نقش و کمک بسيج ببينند. در خصوص پرداختن به مسئلهاشتغال و کارآفريني هم به همين منوال بسيج آماده نقش آفريني است و خوشبختانه دستگاههاي متولي و دانشگاهها و مؤسسات کارآفريني نيز از اين آمادگي بسيج به خوبي استقبال کردهاند. نکته بعدي آن است که اگر بسيج مايل به نقش آفريني است بايد اين ظرفيتهاي خود را به ويژه در بخشهايي که برايش مزيت رقابتي است و ديگران از آن بي بهره يا کم بهرهاند در اختيار ديگران قرار دهد و بديهي است در مواردي که خود از بضاعت کافي برخوردار نيست از جمله در حوزه فعاليتهاي واجد تکنولوژي بالا نميتواند به طور مستقيم اثرگذار باشد. با اين توضيح و با ذکر اين نکته که در سازمان بسيج مستضعفين کميتهاي با عنوان کميته اشتغال با مسئوليت معاون محترم هماهنگکننده سازمان بسيج و حضور مجموعههايي از قبيل بنياد تعاون بسيج، سازمان بسيج سازندگي، سازمان بسيج علمي، پژوهشي و فناوري و چند رده ديگر اين موضوع را به طور ويژه رصد ميکنند، ميخواهم مواردي را که به ذهنم ميرسد که بسيج ميتواند آن را دنبال کند، گوشزد كنم. اول فرهنگسازي و تغيير نگرش جامعه نسبت به فعاليتهاي کارآفرينانه و ارائه الگوهاي عملي فرهنگ کار و تلاش. بعد، انجام فعاليتهاي ترويجي و تبليغي از جمله آموزشهاي کارآفريني در ردههاي مختلف بسيج. سپس مشارکت در آموزش مهارتهاي فني و حرفهاي و توانمندسازي افراد جامعه و بسيجيان، همچنين فراهمسازي زمينههاي تشويق براي ايدههاي خلاق، ميانبر و پراثر و کم هزينه. از ديگر موارد حمايت و توسعه مراکز رشد براي تبديل ايده به محصول تا فرآيند توليد ثروت و پيشرفت و ايجاد يا حمايت از شرکتهاي تعاوني به ويژه شرکتهاي تعاوني دانش بنيان با مشارکت دانشگاهها و مؤسسات مرتبط است. گسترش شبکهها و انجمنهاي حامي کارآفريني و اشتغالزايي در بسيج همچنين انتقال تجربيات بسيج در اين عرصه به جامعه و بسيجيان از ديگر موارد است. در پايان بايد به استفاده از پتانسيلهاي تخصصي همه اقشار و ارکان بسيج به تناسب خواستهها و انتظارات از آنها اشاره كرد و آن را نيز مد نظر قرار داد. از اينکه وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد، تشکر ميكنم. بنده نيز سپاسگزارم و متشکرم.