کد خبر: 433792
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۱۳
کارشناس مسائل آفریقا در گفت‌وگو با «جوان»:
کشور مسلمان سودان به دلیل داشتن منابع نفتی در 100 سال اخیر همواره مورد توجه کشورهایی مانند امریکا و انگلیس بوده و هست. این دو کشور در طول سال‌های متمادی سعی داشته‌اند تا با ایجاد چند‌دستگی میان اقوام مختلف در سودان، از ایجاد اتحاد میان اقوام مختلف در این کشور جلوگیری کنند. آنها ساکنان استان‌های جنوبی را - که از نظر مذهب و زبان با مردمان شمال تفاوت دارند - علیه دولت مرکزی سودان تحریک می‌کردند و درنهایت دولت البشیر را تحت فشار قرار دادند تا به مردم این منطقه استقلال بدهد. «جعفر قنادباشی»، کارشناس مسائل آفریقا، در گفت‌و‌گو با روزنامه «جوان» به بررسی بیشتر این مسأله پرداخته است.
همانطور که می‌دانید کشور سودان مدت زیادی است که درگیر جنگ داخلی به ویژه در منطقه جنوب است. شما این عدم اتحاد و جنگ داخلی در سودان را معلول چه عواملی می‌دانید؟به طور کلی مهم‌ترین علت این مسأله را باید دخالت‌های خارجی دانست که از حدود 130 سال پیش در منطقه جنوب سودان آغاز شده است. البته گرایش‌های قومی، قبیله‌ای و تفاوت‌های زبانی و مذهبی هم از جمله عوامل تشدید‌کننده اختلافات بوده است. استعمار انگلیس تلاش کرده تا از تفاوت‌های قومی- قبیله‌ای استفاده کند و سوار بر این محمل، اختلاف بین مردم شمال و جنوب سودان را تشدید کند. انگلیسی‌ها به دلیل این‌که در سال 1885 شکست سختی را از عرب‌های مسلمان شمال سودان به رهبری «مهدی سودانی» متحمل شده‌اند، تلاش کرده‌اند تا مسلمانان سودان را تحت فشار قرار دهند. این فشارها با تحریک اقوام سیاهپوستی که از قبائل غیر‌عرب هستند، صورت گرفته است. آنها در جنوب سودان زبان انگلیسی را رواج دادند و مذهب مسیحیت را در این منطقه تبلیغ کردند و با تحریک قبایل سیاهپوست با این بهانه که عرب‌ها اربابان شما بوده‌اند و برده‌دار بوده و با شما مانند برده رفتار می‌کنند، سعی کردند تا جنگی را آغاز کنند. بنابراین از حدود 130 سال پیش ما شاهد مناقشاتی بین جنوب و شمال بودیم که گاهی این درگیری‌ها به جنگ‌های تمام‌عیار انجامیده و این جنگ‌ها سال‌ها قبل از روی کار آمدن آقای «عمرالبشیر» بوده است. علاوه بر این، در دوران جنگ سرد و روی کار آمدن احزاب چپ‌گرا در کشورهایی مثل اتیوپی، زمینه برای کشورهای استعمارگر برای ایجاد درگیری میان چپ‌گرایان در اتیوپی و مسلمانان در سودان فراهم شده بود و کشور اتیوپی ناخواسته در مسیر خواسته‌های کشور‌های امریکا و انگلیس به تحریک ساکنان منطقه جنوب سودان می‌پرداخته و دولت خارطوم ناگزیر به مقابله با شورش‌ها و تجزیه‌طلبی‌های جنوب می‌پرداخته است و هم سودان و هم اتیوپی به دلیل مداخلات خارجی تضعیف شدند.از سال 2003 شاهد درگیری‌های ساکنان غرب سودان (منطقه دارفور) با دولت مرکزی بودیم. درباره چگونگی آغاز این درگیری‌ها و آنچه در این سال‌ها در این منطقه اتفاق افتاده چه نظری ‌دارید؟آنچه در غرب سودان اتفاق افتاده، در واقع مشابه آن چیزی است که سال‌ها پیش از آن در جنوب سودان اتفاق افتاده است. عوامل خارجی کوشش کرده‌اند تا دولت سودان را با درگیر کردن با مسأله دارفور از مقابله با حرکت‌های تجزیه‌طلبانه جنوب باز‌دارند. منطقه نفت‌خیز دارفور که در غرب سودان قرار دارد، سه استان مسلمان‌نشین را - که عمدتاً زبان آنها عربی نیست - شامل می‌شود. کشورهایی مانند امریکا و انگلیس با ایجاد اختلاف میان مردم این منطقه و جوامع عرب‌زبان و مسلمان شمال و مرکز سودان و با وارد کردن سلاح از مرز کشور چاد به منطقه دارفور، به جنگ داخلی در دارفور دامن زدند. جامعه جهانی برای اینکه پرونده‌ای برای دولت سودان تشکیل دهد، دولت سودان را به نسل‌کشی متهم کرده و مدعی‌اند که در درگیری‌های داخلی سودان، 300 هزار نفر کشته و 2 میلیون نفر آواره شده‌اند. اگر در درگیری 300 هزار نفر کشته شوند، به طور معمول دوبرابر این جمعیت یعنی 600 هزار نفر مجروح می‌شوند، در حالی که ما در تصاویری که از سودان می‌بینیم، تصویر حتی یک مجروح و معلول جنگی را مشاهده نمی‌کنیم. جهان غرب همان‌طور که برای سلطه بر نفت عراق، صدام را به داشتن سلاح‌های کشتار جمعی متهم کرد، دولت سودان را هم به نسل‌کشی متهم می‌کند. نکته جالب اینجاست که در کیفرخواستی که بعدها توسط دادگاه لاهه تنظیم شده بود، تعداد کشته‌شدگان 300 هزار نفری روزنامه‌ها و رسانه‌های غربی به 35 هزار نفر کاهش پیدا کرد. پس از روی کار آمدن آقای اوباما، وی فردی را به نام «اسکات گریشن» به عنوان نماینده خود برای ارزیابی مسائل سودان به این کشور فرستاد. این شخص که تازه‌کار بود و به خوبی از سوی سردمداران کاخ سفید توجیه نشده بود، پس از دیدن مناطقی که در آنجا درگیری وجود داشت، اعلام کرد که در سودان کشتاری صورت نگرفته و تمام خبرها درخصوص قتل و کشتار در این منطقه دروغ است. درخصوص 2 میلیون آواره‌ای که رسانه‌های غربی به آن پرداخته‌اند، باید گفت که خود این کشورها، یعنی کشور‌های غربی، کمپ‌هایی را در مناطق مرزی سودان ایجاد کرده و پتو و غذای گرم به صورت رایگان در اختیار مردم این منطقه قرار می‌دادند؛ مردم این منطقه هم که از نظر اقتصادی تحت فشار هستند، برای دریافت غذای گرم و پتو به سمت این کمپ‌ها حرکت می‌کردند که رسانه‌های غربی با به تصویر کشیدن این جمعیت، آنها را آوارگان سودانی معرفی می‌کردند. به‌رغم همه اینها، دادگاه بین‌المللی لاهه دادخواستی را علیه آقای عمرالبشیر تنظیم کرده و وی را به نسل‌کشی متهم کرد و حکم دستگیری‌اش را صادر نمود که این اقدام مخالفت 53 کشور اروپایی، اعضای اتحادیه عرب و 57 کشور عضو سازمان کنفرانس کشور‌های اسلامی را در پی داشت. مدتی پیش انتخابات ریاست‌جمهوری در سودان با شرکت تمام نامزد‌های انتخاباتی از تمام مناطق سودان و با حضور ناظران بین‌المللی و حتی بنیاد کارتر، برگزار شد و آقای عمرالبشیر بیشترین رأی را به خود اختصاص داد، در صورتی که اگر رئیس‌جمهوری 300هزار نفر از مردم منطقه‌ای را کشته باشد، نمی‌تواند چنین رأی بالایی را به دست آورد.ما شاهد بودیم که دولت سودان در روزهای گذشته به برگزاری همه‌پرسی برای جدایی 10 استان جنوبی این کشور تن در داد. به نظر شما چه عاملی باعث شد تا دولت سودان به انجام این کار رضایت دهد؟دولت آقای عمرالبشیر از سال 1989 در سودان روی کار آمد.وی از میان نظامیان که معتقد بودند سیاسیون به دلیل اختلافاتی که میان خود دارند، نمی‌توانند مشکلات سودان را حل‌و‌فصل نمایند ، به قدرت رسید. در آن زمان، شش سال از جنگ تمام‌عیار ساکنان جنوب سودان با دولت مرکزی می‌گذشت. البته درگیری مردم این منطقه با دولت مرکزی همان‌طور که پیش از این آمد به 130 سال پیش بر‌می‌گردد. به‌ محض روی کار آمدن آقای عمرالبشیر، صدور تسلیحات به جنوب سودان از سوی امریکا و متحدانش بیشتر شد و جنگ در این کشور پس از روی کار آمدن آقای عمرالبشیر شدت بیشتری پیدا کرد. وی با مهار جنگ و ارائه طرح‌های مختلف، سعی در جلب حمایت مردم جنوب داشت که این اقدامات با فشارهای زیاد کشورهای غربی به این کشور همراه بود؛ این فشارها به جنگ مجدد مردم جنوب سودان با دولت مرکزی این کشور انجامید. پس از مهار مجدد جنگ از سوی دولت آقای عمرالبشیر در سال 2005، کشورهای غربی از جمله امریکا، انگلیس و فرانسه با تحت فشار قرار دادن دولت سودان، از این دولت خواستند تا به مردم جنوب استقلال بدهد. آقای عمرالبشیر اگرچه این مسأله را پذیرفت، اما از آنها پنج سال فرصت خواست. او در این پنج سال با اعمال سیاست‌های اقتصادی در جنوب و ایجاد رفاه اقتصادی در این منطقه و دعوت مردم جنوب به شرکت در فعالیت‌های سیاسی، حمایت مردم جنوب را به دست آورد؛ اما کشورهای امریکا و انگلیس، جنگ دارفور را که از سال 2003 آغاز شده بود، تشدید کردند تا دولت سودان توان خود را در این منطقه متمرکز کند تا از پرداختن به مسائل جنوب بازبماند. از این گذشته، رهبر آزادی‌خواهان جنوب- جان گارانگ در حالی که سوار بالگرد بود، در یک حادثه مشکوک کشته شد که این مسأله خصومت‌ها را میان جنوب و شمال بیشتر کرد و کشورهای غربی نیز در تهاجمات تبلیغاتی خود، دولت سودان را مسبب اصلی این حادثه دانستند. علاوه بر این، کشورهای غربی با دادن تسهیلات و امکانات به مردم جنوب و همچنین دعوت از رؤسای آزادی‌خواهان جنوب و استقبال از آنها به مانند رهبر رسمی یک کشور و معرفی آنها به عنوان رئیس‌جمهور سودان جنوبی، در رسانه‌های خود زمینه را برای برگزاری همه‌پرسی در این کشور فراهم کردند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار