کد خبر: 433754
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۴
در بیمارستان روان‌درمانی سعادت‌آباد با یک تیم پزشکی کار می‌کردم، البته ابتدا کار را به صورت تجربی پیش می‌بردیم و بعد به این نتیجه رسیدیم که باید تیم درمانی تشکیل داد؛ یک تیم متشکل از چند روان‌شناس، چند روانپزشک، چند کار درمان، چند مددکار اجتماعی و من که کار نمایش‌درمانی را انجام می‌دادم، چون اصولاً کار توانبخشی یک کار گروهی است، نه یک کار فردی.
ما در کشوری هستیم که رشته نمایش‌درمانی نداریم و کاری که من انجام داده‌ام یک کار بین رشته‌ای است. هرگز یک نفر نمی‌تواند کار تئاتردرمانی انجام بدهد، یعنی شما اگر بخواهید به عنوان یک تئاتری این کار را انجام دهید حتماً باید در کنار یک روان‌شناس باشید چون شما تخصص نمایش‌درمانی ندارید. شما تخصص تئاتر دارید. هنگامی تخصصتان نمایش‌درمانی می‌شود که یک روان‌شناس کنارتان باشد و این دو تخصص یک خروجی داشته باشند و آن نمایش‌درمانی است. اگر حتی یک روان‌شناس هم بخواهد این کار را انجام دهد، باید یک تئاتری در کنارش باشد، زیرا او نمی‌داند تئاتر چیست.
یک نمایش باید ابتدا اتفاق بیفتد و بعد سمت درمان برود. شما یک نمایشنامه می‌نویسید و آن را به گروه بازیگران تحویل می‌دهید تا یک تئاتر اجرا شود، اما ما در نمایش‌درمانی متن نمی‌نویسیم. اگرهم بنویسیم فقط یک طرح چند خطی یا حتی چند پاراگرافی است که می‌تواند به جای دیگری برسد. هر شب ممکن است طرح تغییر کند مانند بعضی از گونه‌های تئاتر خیابانی چون این طرح بیمارمحور است؛ بیماران معلول و بیماران اعصاب و روان و ... از جمله بیمارانی به حساب می آیند که می توانند جزو قهرمانان یک اثر نمایش درمانی قرار بگیرند.
بر خلاف آنچه اکثر ما خوانده یا شنیده ایم که «جاکوب لویی مورینو» بنیانگذار شیوه علمی نمایش درمانی است اما باید بگویم که نمایش‌ درمانی را ابوعلی سینا گسترش داد نه «مورینو»! و اصلاً اوست که بنیانگذار نمایش‌درمانی است. با آن شیوه‌ای که برای درمان شاهزاده‌ای در پیش می‌گیرد که فکر می‌کند گاو است. حتماً داستانش را شنیده‌اید که در شهر ری شاهزاده‌ای بوده که بیمار می‌شود و می‌گوید من گاوم. گیاه می‌خورده و می‌گفته سر من را ببرید. حاکم هم از بوعلی سینا می‌خواهد فرزندش را درمان کند. ابوعلی سینا چاقو به دست، با لباس یک قصاب و ظاهراً به قصد بریدن سر بیمار نزد او می‌رود. می‌خواهد سرش را ببرد اما او را لاغر خطاب می‌کند و به بقیه می‌گوید که او باید چاق شود تا سرش را ببرم، و الا ارزش سر بریدن ندارد. بعد از آن ابوعلی سینا به بهانه چاق شدن آن شاهزاده، به او دارو می‌دهد و او بعد از دو ماه خوب می‌شود. در اصل ابوعلی سینا در این ماجرا کار درمانی‌اش را به شیوه نمایشی انجام داده‌است. در اینجا نمایش، یک درمان کمکی شده است. این روایت در چهار مقاله نظامی عروضی هم آمده است و من با استناد به همین ماجرا معتقدم در علم روان‌شناسی ابوعلی سینا را باید بنیانگذار نمایش‌درمانی بدانیم.
البته ما علاوه بر این موردی که ذکر کردم در فرهنگ‌های بومی و گوشه کنار کشورمان آیین‌هایی داریم که هر کدام به نوعی در شاخه نمایش‌درمانی قابل بررسی‌اند. برای مثال مراسم «زار» یک نوع نمایش‌درمانی است یا مراسمی که در منطقه لرستان و ایلام برای افراد مبتلا به «اوریون» اجرا می‌شود. شخصی که «اوریون» گرفته در این مراسم بهبود پیدا می‌کند آن هم با دیدن پیر مرد یا پیرزنی که به شیوه‌ای نمادین حرکات نمایشی تندی را اجرا می‌کند. بسیاری از این نمونه‌ها وجود دارند؛ بالاخص در نمایش عروسکی بحث درمان بسیار اتفاق می‌افتد. این موارد وجود دارند اما ما به ‌طور مدون و سازماندهی شده درباره‌شان تحقیقی نکرده‌ایم. پیشنهادم به دانشجویان رشته نمایش و زیرشاخه‌های آن این است که به جای اینکه برای پایان‌نامه چند تا کتاب جمع کنیم و پایان‌نامه‌ای ارائه دهیم، دست به تجربه‌های تازه بزنیم. در خرده‌آیین‌ها، خرده‌نمایش‌ها و خرده‌فرهنگ‌های ما و روش‌های درمان‌های بومی ما ریشه‌هایی از نمایش‌درمانی هست. فقط باید همت کرد تا اینها شناخته شوند.
*برگرفته از وبلاگ مجید امرایی

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار