کد خبر: 433752
تاریخ انتشار: ۲۹ دی ۱۳۸۹ - ۱۱:۰۵
نگاهی به نمایش عاشورایی «یک دامان ماه و ستاره» آخرین تجربه امیر دژاکام
امیر دژاکام را مخاطبان به خوبی می‌‌شناسند، نه به عنوان یک نمایشنامه‌نویس یا کارگردان تئاتر، چرا که او علاوه بر این دو حرفه با بازی در برخی از آثار موفق تلویزیونی مانند «ترانه مادری» و ... برای مخاطبان به چهره‌ای آشنا بدل شده است. در خیزش مجدد دژاکام به سمت صحنه تئاتر او این بار به سراغ یکی از قدیمی‌ترین دغدغه‌های ذهنی خود، یعنی نمایش مذهبی رفته است.
بازیگرانی که نام خود را یدک می‌‌کشیدند
«یک دامان ماه و ستاره» نمایشی است تلفیقی و استوار بر حادثه کربلا، قیام امام حسین(ع) و یاران باوفایش و این بار قصه از تاریخی روایت می‌‌شود که کمتر در آثار نمایشی با محوریت حادثه عاشورا دیده شده است. یک سال از عاشورای حسینی گذشته و این بار ام‌البنین، مادر حضرت ابوالفضل العباس(ع) و 3 شهید دیگر دشت کربلا، برای زنده نگه داشتن این حادثه و رسوا ساختن دشمنان فرزند رسول خدا اقدام به روایت آن حادثه غمبار و خونین برای مردم می‌‌کند. نمایش تلفیقی از شیوه‌های نمایش ایرانی مانند تعزیه، شبیه خوانی، نقالی و روحوضی با تکنیک‌های فاصله گذار آثار غربی که برگرفته از نظریه برتولدت برشت آلمانی است. همچنین این اثر در جای جای روایات خود از یک گروه فرم و موسیقی مجزا نیز بهره برده است.
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های برجسته این نمایش 90 دقیقه‌ای پرهیز از دیالوگ در ساختار روایت داستانی و استوار بودن گفتارهای متن بر مونولوگ‌های تأثیرگذار است، اما نکته مهم این نمایشنامه در ساحت اجرا نیز به پیاده نشدن اجرای درست این مونولوگ ها توسط بازیگران باز می‌‌گردد. در حالی که نام اصغر همت، گلچهره سجادیه، رحیم نوروزی و شهرام عبدلی برای هر شنونده‌ای یادآور بازی‌های درخشان این بازیگران در صحنه تئاتر است اما متأسفانه در اجرای مونولوگ‌های خوب و نوعاً درخشان این اثر هیچ یک از بازیگران توفیقی خاص به دست نمی‌‌آورند. هر چند روایت داستان کربلا و شور، هیجان، بغض و حسرت پیوسته به آن آنقدر برای مخاطب این گونه نمایشی بزرگ و عظیم است که از کنار این ساده نگری بازیگران به نقش به راحتی عبور می‌‌کنند اما انتظار چنین نقش آفرینی ضعیف از سوی این بازیگران از امیر دژاکام که او را کارگردان متخصص در امر شخصیت سازی و شخصیت پردازی می‌‌شناسند به هیچ وجه نمی‌‌رفت!
نفس گرفتن ها و نفس زدن‌های گلچهره سجادیه به عنوان راوی شخصیت ام البنین برای القای حس ناراحتی و تزریق هیجان به مخاطب شنونده و بیننده خود آنقدر تصنعی و مکانیکی است که هیچ‌کس تصور نمی‌‌کرد در بازگشت این بازیگر موفق به صحنه شاهد چنین هنرنمایی ضعیفی از سوی او باشد. اصغر همت هم اگر همان صدای گرم و بغض‌دار خود را برای شبیه خوانی نقش امام حسین(ع) نداشت شاید می‌‌شد به جای او هر بازیگر تازه کار و آماتور را قرار داد و انتظار چنین بازی‌ای را از او داشت. رحیم نوروزی در بازی و معرفی شخصیت یزید آنقدر دست به اغراق و اداهای نامربوط به بهانه نشان دادن زن باره بودن و مست بودن این کاراکتر منفی حادثه کربلا می‌‌کند که حتی مخاطب را به خنده دعوت می‌‌کند در حالی که اصل شبیه خوانی نقش‌های اشقیا، افزودن به حس نفرت مخاطب از این چهره‌های منفور تاریخ اسلام است نه دعوت به همذات پنداری و لذت بردن مخاطب از خلق شخصیت منفی داستان!
استفاده دقیق از موسیقی و فرم
ویژگی دیگر این نمایش استفاده صحیح از موسیقی و گروه فرم حرفه‌ای برای روایت بخش هایی از صحنه‌های دشت کربلا است. برخلاف معمول که استفاده از گروه عظیم موسیقی زنده و گروه حرکات فرم برای نمایش‌های کشور به یک مد تبدیل شده که جز شلوغ کردن صحنه و پر کردن فضای آن هیچ تأثیری در پیشبرد نمایش‌ها ندارند، «یک دامان ماه و ستاره» نشان داد که با داشتن فکر و ایده خلاقانه توسط کارگردان می‌‌توان از این همراهان گروه اجرایی به بهترین شکل برای رسیدن به مقصود استفاده کرد. هماهنگی مثال زدنی گروه اجرایی حرکات فرم با موسیقی زنده در کنار حرکت‌های طراحی شده برای صحنه‌های جنگ، طواف کعبه، پر کردن مشک و ... آنچنان لذت بخش و اثرگذار است که تحسین مخاطبان ناآشنا به چنین شیوه‌های اجرایی را به همراه دارد و این نشان می‌‌دهد که می‌‌توان از نمونه‌های غربی (حضور گروه فرم) الهام گرفت و با خوانش مجدد آن حرکات به شیوه‌ای دست یافت که مخاطب ایرانی دیگر آن را به چشم یک دستاورد غربی نگاه نکند که هیچ بلکه توقع خود را برای تماشای مجدد چنین صحنه‌هایی در آثار سایر کارگردانان بالا و بالاتر ببرد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار