زندگی دانشجویی، نوعی زندگی است که در آن میتوان انواع تجربههای تلخ و شیرین را به نظاره نشست و بسیاری از شادیها، موفقیتها و شکستها را دید و خم به ابرو نیاورد. نداشتن پول، خوردن غذاهایی که چند روزی در یخچال ماندهاند، لباسهایی که زیر تشت اتو میشوند، نوبتی ظرف شستن و چانه زدن بر سر خاموش بودن لامپها برای خواب چند نفر یا روشن ماندنشان برای درس خواندن عدهای دیگر و ... قصه مشترک تمام دانشجویانی است که زندگی در دانشگاه را تجربه کرده و آینده خود را با دانشجو بودن و خوابگاهی شدن رقم میزنند. اما این زندگی دانشجویی برای خود انواع و اقسام مشکلات را نیز به همراه دارد که بخشی از آن را میتوان به مشکلات فرهنگی ناشی از همجواری افراد از قومیتهایی با مراکز جغرافیایی مختلف نسبت داد. تفاوت فرهنگ و آداب و رسوم محلی هر دانشجو با دانشجوی دیگر عاملی میشود تا در ابتدای راه افراد در برقراری ارتباط با یکدیگر با نوعی تخاصم و یا درگیری روبهرو شوند. این جزئی از واقعیتی است که برخی از دانشجویان از آن سخن به میان میآورند و آن را به عنوان مشکل اصلی خود در این زندگی برمیشمارند. اگر پر بیراه گفته نشود فرهنگ مهمترین معضل در زندگی دانشجویی به حساب میآید و باید برای بهبود آن همکلام دانشجویانی شد که این زندگی را برای چند سال با تمام وجود لمس کردهاند.کامران یکی از دانشجویان معماری دانشگاه تهران که سه سالی است زندگی دانشجویی را تجربه میکند از شهر بیرجند آمده تا به قول خودش معماری را از اساس بیاموزد.وی میگوید: «در ابتدا که به خوابگاه وارد شدم نمیتوانستم با دیگر بچهها ارتباط برقرار کنم، شاید این به خاطر سن و سالم بود. از دیگر دوستانم شنیده بودم اگر سادهبازی دربیاورم در خوابگاه همه کارها را بر دوشم میاندازند. برای همین باید از همان اول سفت بگیرم».کامران ادامه میدهد: «برای همین از اول با بچهها که شش نفر بودیم سر ناسازگاری گذاشتم تا بند را آب ندهم که مسیر را اشتباه رفتم و بعد از یک سال مجبور شدم خوابگاه را ترک کنم و برای خود یک خانه مستقل تهیه کنم که الان با توجه به هزینههای تحصیل، زندگی برایم خیلی سخت شده. خیلی از بچههایی که آن زمان با من همخوابگاهی بودند هنوز با هم هستند و هزینههایشان بسیار کمتر از من است. اگر من آن رفتارها را نداشتم امروز با آنها بودم و نگاه سنگینشان در دانشگاه از کنارم نمیگذشت».اما فرهنگ به همین نکته خلاصه نمیشود چراکه برخی از افراد با وجود آنکه لقب دانشجو را با خود یدک میکشند و توانستهاند از سد کنکور عبور کنند در فرهنگی آغشته از ابتذال رشد یافتهاند و یا فرهنگ خانوادگیشان هیچ تناسبی با ساختار فرهنگ اجتماع و دانشگاهی ندارد لذا در خوابگاه دانشجویی و محیط دانشگاه بیش از آنکه به دنبال یافتن علم و تحصیل باشند برای خود به دنبال روزنههایی هستند برای پیشبرد اهداف و خواستههایشان. با نگاهی اجمالی به محیطهای دانشگاهی به راحتی میتوان گروههایی را دید که در کنار یکدیگر به چشمچرانی وقت میگذرانند و یا به دنبال سوژههایی برای خنده هستند در حالی که هدف اصلی را به فراموشی سپرده و فضای دانشگاه را برای کسانی که به واقع به دنبال علم هستند اشغال نمودهاند. شاید یکی از عللی که امروز نهضت تولید علم با مشکل مواجه و علم تنها به نوشتن مقالات خلاصه شده مربوط به همین موضوع باشد.سیگار ممنوعمحمود با سیگار روشن در کنار فضای سبز دانشگاه نشسته و منتظر رسیدن دوستانش است. او نیز در خوابگاه سکونت دارد و همیشه به خاطر استعمال سیگار با انتظامات خوابگاه درگیر است! میگوید: «دانشجو بودن یعنی عشق و حال. ما اومدیم درس بخونیم و کنارش یه حالی ببریم. همش نمیشه که آدم خودشو به کتاب منگنه کنه که. باید کمی هم استراحت کرد و برای خودمون تفریحی دست و پا کنیم!»این دانشجوی مکانیک در ادامه به شبگردیهایشان نیز اشاره میکند و ادامه میدهد: «ما معمولاً شبها برای گردش بیرون میرویم و تا ساعت 9 شب بر میگردیم خوابگاه. اون موقع است که سر غذا درست کردن دعوا میشه و هر کس تازه یادش میافته که ای بابا درسی هم هست و باید لای کتاب رو باز کنه».محمود در پاسخ به این سؤال که روزانه چند ساعت درس میخوانید، میگوید: «معمولاً کتاب اینا تعطیله و میذاریم برای شب امتحان. کدوم دانشجوی مکانیکی رو دیدی درست و درمون درس بخونه؟! که حالا از ما توقع داری برای درس خوندنمون برنامه داشته باشیم».محمود از لایی کشیدنهایشان در خوابگاه نیز سخن به میان میآورد: «بعضی شبها با اینکه هوا سرده پنکه رو روشن میکنیم و تا میتونیم سیگار میکشیم ولی باز بو بیرون میره و انتظامات بیخ ریشمونو میگیره و تازه درگیری شروع میشه و آخر سر بنده خدا از دستمون کلافه میشه و میگه براتون گزارش مینویسم».از این دانشجو میخواهم برای ما از دانشجو تعریفی ارائه کند که با کمی تأمل میگوید: «یعنی شور و هیجان، یعنی عشق و التهاب و در مجموع شیطنت و درس!».در حالی که چندی پیش وزارت علوم در ابلاغیهای به تمام واحدهای دانشگاهی دستور داده بود که با استعمال هر گونه مواد دخانی حتی سیگار در فضای دانشگاهی برخورد کنند اما صحبتهای دبیر اجرایی جمعیت مبارزه با دخانیات بیانگر حکایت دیگری است که در دانشگاهها هنوز سیگار کشیدن به چشم میخورد و مسئولین دانشگاهی برای آن تدبیری نیندیشیدهاند.وی میگوید: اطلاعرسانی مداوم و برنامهریزی در زمینه مبارزه با استعمال دخانیات در بین استادان، دانشجویان بومی و غیربومی و کارکنان دانشگاهها اهمیت دارد و مبارزه با مصرف دخانیات به ویژه در خوابگاهها باید مورد توجه قرار گیرد.دکتر محمدرضا معدنی درباره رویکرد قانون جامع کنترل و مبارزه ملی با دخانیات به استعمال مواد دخانی در دانشگاهها اظهار میدارد: ممنوعیت استعمال مواد دخانی در اماکن عمومی در این قانون ذکر شده است که شامل نهادها، سازمانها، کارخانهها، دانشگاهها و مدارس نیز میشود. البته در ایران دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و بیمارستان مسیح دانشوری به عنوان نخستین دانشگاه و بیمارستان بدون دخانیات معرفی شدهاند و طبق 10 فرمانی که بر اساس قانون جامع کنترل دخانیات تدوین شده، استعمال سیگار در این مراکز آموزشی و درمانی ممنوع شده است.تهاجم در کمین خوابگاهها دنیای دانشجویی هر چند همزمان با دوران جوانی است و فرد در این دوران سرشار از انرژی برای هر اقدامی است اما این انرژیها و یا به گفته خود دانشجویان، شیطنتها اگر در محیط دانشگاه و به ویژه خوابگاه کنترل نشود یقیناً محیط خوابگاه با انواع معضلات روبهرو خواهد شد همانطور که متأسفانه در برخی از اخبار آمده که خوابگاهها به عنوان یکی از نقاط مهم جهت تهاجم فرهنگی در لیست دشمنان قرار گرفته و انواع انحرافات و فسادها با پوششهای خاص در حال ورود به این اماکن است که اگر برای آن نتوان اندیشهای تدبیر کرد باید چشم انتظار بود که فرهنگی که برای ساخت آن هزاران طرح و نقشه ریخته رو به اضمحلال بگذارد و فرهنگ خودی رنگ باخته و جایش را به فرهنگی ناشناخته و غیر قابل قبول برای جامعه بدهد. آن هم از طرف جامعه و قشر تحصیلکرده!امروز اگر بسیاری از خانوادهها با هزار امید جوانان خود را برای کسب علم راهی دانشگاههایی در دیار غربت میکنند به این امید هستند که فرزندشان به معنای واقعی با کولهبار علم بازگردد ولی غافل از آنکه در محیط غربت و به ویژه خوابگاهها انواع تهدیدات در کمین جوان نشسته و اگر پایش بلغزد میتواند این آینده روشن در ذهن خانواده را در یک آن به تیرگی بکشاند.برگزاری مراسمهایی چون نماز جماعت، داشتن کتابخانهای مجهز، اینترنت کنترل شده، اردوهای علمی و پژوهشی و ... همه از مجموعه عواملی است که میتواند تا حدودی در بسط فضای فرهنگی در خوابگاهها نقش مؤثری داشته باشد و خطرات احتمالی را به نحو ایدهآلی کاهش دهد.در همین باره دکتر فاطمه نصیری محقق و جامعهشناس میگوید: «زندگی در خوابگاه دانشجویی و یا خانههایی که افراد برای زندگی اجاره میکنند به تنهایی نمیتواند ملاکی برای تغییر فرهنگ فرد شمرده شود ولی چیزی که در این میان دارای اهمیت است نوع مراودات افراد و مجموعه اقداماتی است که در آن فضا انجام میگیرد. در پارهای از موارد خوابگاه که به عنوان مرکز ساماندهی دانشجویان دیگر شهرها محسوب میشود خود به مرکزی برای فرار از فرهنگ اصیل جامعه مبدل میشود که نمونه آن را میتوان در گروههای شیطانپرستی دید که در برخی خوابگاهها نفوذ کردهاند.»این کارشناس ادامه میدهد: «اگر امروز برای فرهنگ در خوابگاهها تدبیری لحاظ نشود باید چشم انتظار سقوط اخلاق در آنها باشیم. نمیشود با چند مأمور انتظامات کار فرهنگی انجام داد بلکه باید کار را ریشهای دنبال کرد و برای آینده جوانان ارزش قائل شد».وی میگوید: «در دانشگاههای دولتی به راحتی شاهد روابط بسیار نزدیک دختر و پسر هستیم و در دانشگاههای آزاد دخترها و پسرها به راحتی سیگار استعمال میکنند، حال خودتان ببینید در شرایطی که در جلوی چشمان مسئولین چنین اقداماتی صورت میگیرد در خوابگاهها که نظارت چندانی نیست چه اتفاقاتی میتواند رخ دهد.»در پایان بررسی اوضاع فرهنگی خوابگاهها باید به این نکته توجه کرد که در هر واحد دانشگاهی مرکزی با عنوان واحد فرهنگی در حال فعالیت است که در صورت نمود مناسب این بخش، میتوان شاهد تعالی فرهنگ در خوابگاهها بود و گمشدهای به نام آموزش ارتباطات اجتماعی صحیح را در این اماکن بازیابی کرد.