
ایزد مهرآفرین - آخر هفته گذشته فیلمی از تلویزیون پخش شد که برای خیلی از مردم بسیار خاطرهانگیز بود. فیلم تاراج ساخته ایرج قادری و با بازی جمشید هاشمپور. بازی در نقش زینال بندری در فیلم تاراج بود که جمشید هاشمپور را با سر تراشیده میان مردم مطرح و مشهور کرد. تا جایی که تیپ قهرمان سر تراشیده تا سالها مخاطبان بسیاری را روانه سینماها میکرد. حال خبر رسیده که قرار است در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر از این بازیگر توانا و اثرگذار سینمای ایران تجلیل شود.
* قهرمانی در جستوجوی عدالت
هاشمپور از سینمایی میآمد که در آن نام کارگردان برای عموم مردم معنا نداشت. مثل حالا نبود که فیلم را با کارگردانش بشناسند. اصلاً کسی نمیدانست کارگردان کارش در فیلم دقیقاً چیست. هر چه بود بازیگر بود و بس. مردم فیلم را با بازگیرش یا بهتر است بگوییم با قهرمانش میشناختند. در سینمای دهه شصت و اوایل هفتاد هم در سینما یک قهرمان بیشتر وجود نداشت و آن هم کسی نبود جز جمشید هاشمپور. او با سر تراشیدهاش هیبت و شمایل یک قهرمان اسطورهای را داشت که عموماً به مصاف قاچاقچیان مواد مخدر میرفت و همه بدمنهای فیلم را یک تنه شکست میداد و از پس همه ناعدالتیها و نابرابریها بر میآمد. هاشمپور با گریم و نوع بازی خاصش در آن سال ها، بارها این دست از نقشها را تکرار کرد و هر بار به خاطر حضورش در فیلمها تماشاگران زیادی به سالن سینما رفتند. آن موقع سینما رفتن فقط دیدن یک فیلم نبود، تجربهای بود آمیخته با رؤیا و خیال که با هیچ چیز قابل مقایسه نبود. صفهای سینما طویل بود و باید خیلی خوش شانس میبودی که بلیت را بدون دغدغه گیر میآوردی. در اواخر دهه هفتاد و با ظهور سینمای رومانیک و عاشقانه و سوپراستارهای خوشگل و خوش آب و رنگ قهرمان پا به سن گذاشته راه خودش را در نوع دیگری از سینما جستوجو کرد.
* راه جدید و فیلمهای جدید
بعد از بازیهای متفاوت و درخشان در فیلمهایی چون مادر و آخرین پرده خیلیها ابعاد تازهای از تواناییهای هاشمپور را دیدند ولی کسی که به نوعی هاشمپور را کشف و استعداد بیمثالش را درک کرد مرحوم ملاقلیپور بود. هاشمپور پس از آشنایی و کار با رسول ملاقلیپور تغییر رویه داد و به بازی در نقشهایی روی آورد که کمتر کسی فکرش را میکرد. از آن به بعد هاشمپور شد بازیگر ثابت فیلمهای ملاقلیپور. قهرمان فیلمهایی چون هیوا، قارچ سمی، مزرعه پدری و میم مثل مادر و حتی آخرین فیلم ملاقلی پورکه هیچ وقت ساخته نشد. روحیهاش شبیه خود ملاقلیپور است. کمتر به مصاحبه تن میدهد و در محافل عمومی و سینمایی کم دیده میشود. بعد از همکاری موفقیتآمیز با ملاقلیپور همگان به تواناییهایی بیشمار این قهرمان سینما پی بردند. سیل پیشنهاد بازی در نقشهای متفاوت به سویش روانه شد؛ نقشهایی که کمتر کسی توانایی بازیاش را داشت. بهروز افخمی برای ایفای نقش امام خمینی(ره) در فیلم فرزند صبح از هاشمپور تست گریم گرفت و با وجود اینکه هاشمپور در تست گریم خیلی خوب جواب داده بود بنا به دلایل نامعلومی این همکاری میسر نشد.
* هاشمپور در قامت مختار
بعد از بازی درخشان هاشمپور در مسافر ری میرباقری نقشی بر اساس ویژگیهای بدنی و شخصیت او نوشت که شاید میتوانست بینظیرترین کار در پرونده هنری او باشد. میرباقری شخصیت مختار را بر اساس تواناییهای هاشمپور نوشت، مختاری که این روزها در قامت عربنیا ظاهر شده است. حتی بعد از اینکه بنا به دلایلی این همکاری میسر نشد، هنوز هم میرباقری در گفتوگوهای خود تأکید میکند که مختار را همیشه با بازی و قیافه هاشمپور تصور میکند. بیشک این نقش میتوانست هاشمپور را به جایگاهی که استحقاقش را داشت برساند. جالب است با وجود تعدد فیلمها و نقشهای متفاوتی که هاشمپور در سینمای ایران ایفا کرده است هنوز نتوانسته سیمرغی را از جشنواره فیلم فجر به خانه ببرد با اینکه در خیلی از موارد لیاقتش را داشته است. شاید این بزرگداشت برای او کمتر از یک سیمرغ نباشد. کم نیستند بازیگران بزرگ درتاریخ سینما که به هیچ عنوان و جایزهای نرسیدند ولی عاشقان سینما را با فیلمهایشان سر ذوق و کیف آورند. هاشمپور در این سن و سال و پس از چهار دهه بازیگری، هنوز هم جایگاه خود را در سینمای ایران به عنوان یک قهرمان حفظ کرده و کماکان روی پرده نقرهای مشغول هنرنمایی است. شاهد آن هم فیلم نفوذی است که با بازی درخشان وی بر پرده این روزهای سینماست. او هنوز به دنبال بازی در نقشهای متفاوت و ماندگار است. بازی در فیلم خونآشام آخرین کاری که او روزگذشته قراردادش را بسته، گواه این مدعا میتواند باشد.
کیفر(حسن فتحی)، استشهادی برای خدا(علیرضا امینی)، واکنش پنجم(تهمینه میلانی)، قاعده بازی(احمدرضا معتمدی)، قتل آنلاین(مسعود آبپرور) و از دور دست(رامین محسنی) هم فیلمهای دیگری است که هاشمپور در این چند سال اخیر نقشهای متفاوتی در آنها داشته است.