
قیام حضرت امامحسین(ع) و ایثار جان و مال برای اصلاح امت، نشان از اهمیت اصلاحگری در سیره اولیای خدا و جایگاه آن در باورهای دینی دارد: «انما خرجت لطلب الاصلاح فی امه جدی، تنها خروج كردم تا مفاسد بین امت جدم را اصلاح كنم.»
شهید مطهری(ره) تعریف جامعی از اصلاحطلبی را ارائه نمودهاند: اصلاحطلبی یك روحیه اسلامی است. هر مسلمانی به حكم اینكه مسلمان است خواه ناخواه اصلاحطلب و لااقل طرفدار اصلاحطلبی است زیرا اصلاحطلبی هم به عنوان یك شأن پیامبری در قرآن مطرح است و هم مصداق امر به معروف و نهی ازمنكر است كه از اركان تعلیمات اجتماعی اسلام است.
با توجه به مطالب بالا، اصلاح و اصلاحگری در متن و جوهره دین قرار دارد و با رفرمیسم غربی كه نتیجه تفكر اومانیستی است، تفاوت ماهوی دارد. دین مبین اسلام، با فرایضی مانند امر به معروف و نهی از منكر و مسئول دانستن افراد مسلمان جامعه در برابر یكدیگر، اصلاحگری در جامعه را نهادینه میكند، در حالی كه رفرمیسم با اعتقاد به لیبرالیسم و با اصالت دادن به فردگرایی و انسانمحوری (اومانیسم) و نیز با رسمیت دادن به تسامح و تساهل نمیتوان آن را اصلاحگری نامید.
رفرمیسم غربی در كاركرد نخست خود، مانع از وقوع انقلاب و جلوگیری از حذف رژیم مورد حمایت خود میشود. به طور مثال اصلاحات موسوم به انقلاب سفید رژیم پهلوی برای جلوگیری از وقوع انقلاب اسلامی در ایران صورت گرفت و در كاركرد دوم خود، نظامهای تهدیدكننده منافع غرب را استحاله و نابود میكند. در این روش با جذب عناصر طرفدار غرب و با نفوذ در لایهها و اركان كشور هدف و با استفاده از وسایل ارتباط جمعی و به خصوص نفوذ در مطبوعات، به تدریج الگوهای سرمایهداری و معیارهای لیبرالیسم فرهنگی، سیاسی در قالب اصلاحات تئوریزه میشود كه اقدامات امریكا و غرب در اروپای شرقی، اتحاد جماهیر شوروی سابق، برخی كشورهای لاتین و آسیا در استحاله، فروپاشی و تجزیه و ورشكستگی و هرج و مرج آنها در این راستا ارزیابی میشود.
در این میان یكی از مهمترین ابزار در رفرمیسم غربی و استحاله جوامع سیاسی مخالف غرب، مطبوعات میباشد. سرگئی نیكولایویچ مشاور رئیس دومای روسیه پیرامون نقشه مطبوعات در تحقق اهداف اصلاحطلبان امریكایی در فروپاشی شوروی سابق میگوید: «امریكا در مطبوعات ما به شدت سرمایهگذاری كرده بود. گاهی اوقات به صورت مستقیم و گاهی اوقات به صورت غیرمستقیم.»
موتور محركه اصلاحات در شوروی سابق مورد حمایت غرب بوده است كه در این باره یكی از نویسندگان مشهور روسی به نام پروخانف مینویسد: یك عملیات بسیار تعجبآوری انجام شد كه نویسنده و اجراكننده آن یاكوفلوف اصلاحطلب بود. او تغییرات اساسی در كادر مدیریت و سردبیری بزرگترین و مهمترین جراید و مطبوعات روسیه به وجود آورد از روزنامههای محلی تا كمپانیهای بزرگ رسانهای توسط امریكاییها و غربیها اشغال شدند و به این وسیله یك ضربه اساسی بر باورها و خواستهها و عقاید مردم وارد كردند.
ایجاد یك طبقه با اشرافیت مطبوعاتی و پیگیری یك هدف مشترك نقش مهمی در فروپاشی یك نظام سیاسی میتواند ایفا كند.
از زمانی كه مطبوعات و رسانهها در جوامع پیچیده امروزی به یك طبقه و سازمان ویژه مبدل شده و با امتیازاتی كه از طریق اخذ پروانه نشر و از طریق بازاریابی و سرمایهداری به دست آمدهاند، اینگونه طبقات به اشرافیت مطبوعاتی تبدیل شدهاند.
این اشرافیت با تكیه بر مفاهیم عباراتی نظیر آزادی و دموكراسی، آزادی قلم، جامعه مدنی، تنوع رقابت، توسعه و اصلاحات، نوعی اشرافیت و انحصارگری ایجاد كرده است كه در جوامع غیرغربی ولی درراستای منافع غرب به دست احزاب و جناحهای سیاسی و مدعیان روشنفكری كه خود را قیم دیگران و ملت میدانند، افتاده است.