
علي سيفالهي | سخت است. باور كنيد سخت است. دوران شيرين و پر شر و شور كودكي و نوجواني كه ميگذرد، يكهو ميرسيم به فصلي از زندگي كه همه چيز در آن روي دور تند ميافتد. نگاهها عوض ميشود و همه انتظار دارند آدم خط خودش را در زندگي مشخص كند و پاگذاشتن به عصر طلايي جواني را قدر بداند. اينجاست كه جوان بايد خود نمايي كند تا در چشم ديگران ارزش داشته باشد. ذرهاي اگر يك جاي كار بلنگد، از چشمان بقيه ميافتد و حنايش ديگر رنگي ندارد. ديگر خودش هم براي خودش تره خرد نميكند چه برسد به ديگران! اگر پذيرفت كه ديگر او مسئول يكسري از امور فردي و جمعي جامعهاش شده كه هيچ، اما اگر نپذيرد و از زير بار مسئوليت رفتن، شانه خالي كرد، ديگر روي او حساب نميكنند. اين ارزش قائل نشدن براي او تبعات بدي خواهد داشت كه در آيندهاي نه چندان دور گرفتار آنها خواهد شد و بيشك تأثير سوئي بر زندگياش خواهد گذاشت. در اين گزارش به سراغ فاكتور «مسئوليت پذيري» در رفتار و اخلاق زندگي جوانان رفتهايم تا بدانيم بايد چه كرد كه سكوي اول مسئوليتپذيري از آن ما باشد.
همه ما مسئوليم مگر نه!مسئوليتپذيري يعني قابليت پذيرش، پاسخگويي يا به عهده گرفتن كاري كه از كسي درخواست ميشود. شخص حق دارد كه آن را بپذيرد يا رد كند. علماي فن گفتهاند كه مسئوليتپذيري، در روند صحيح رشد انسانها پديد ميآيد. يعني اگر ما مسئوليت را پذيرفتيم، بدانيم كه با انسانيت نسبت داريم!البته يك نكته ديگري هم در اين تعريف هست؛ مسئوليت با وظيفه فرق دارد. وظيفه كاري است كه يك نفر به ديگري محول ميكند و حتماً بايد انجام بگيرد. وقتي از كسي ميخواهيد مسئوليتي را بپذيرد، بايد براي او كاملاً مشخص شود كه موضوع درخواست چيست و در برابر به عهده گرفتن آن، چه چيزي به دست ميآورد. البته اجباري براي پذيرش اين درخواست وجود ندارد. در واقع مسئوليت انتخابي آگاهانه است؛ درست مثل قراردادي نانوشته كه تمام اجزاي آن براي طرفين مشخص است. دكتر رضا اميني، كارشناس روانشناس و مشاور امور خانواده به اين تعاريف، جنبههاي ديگري هم اضافه ميكند: «هر كدام از اين مسئوليتهايي كه ما در شئون مختلف زندگيمان بر عهده ميگيريم، با چند عامل به صورت مستقيم در ارتباط است. اولين و مهمترين آن را شايد بتوان گفت كه قدرت و ظرفيت عملي داشتن براي اجراي مسئوليت است. حالا يا خود مسئول اين ظرفيت را در خود احساس ميكند يا فرد واگذارنده مسئوليت. فاكتورهاي مهم ديگري مثل علاقهمندي فردي يا جمعي و اصول و ارزشها هم شرط است. در امور اجتماعي يا حتي جمعهاي كوچكتر داشتن يك هدف مشترك هم مسئوليتآور است. گاهي شايد در يك مورد همه اينها برقرار باشد، گاهي هم شايد فقط پاي يكي وسط باشد، اما از درجه اهميت اجراي آن مسئوليت چيزي كم نشود.»
نخبگان مسئوليتپذير حتماً مصاحبههاي نخبگان و نفرات برتر آزمونها و مسابقات با رسانهها را ديده ايد، افراد موفقي كه خيلي از ما جوانها دنبال به دست آوردن رمز و راز موفقيت آنها هستيم اما جالب است بدانيد كه بيشتر اين افراد موفق، خودشان را يكي از عوامل اصلي اتفاقاتي ميدانند كه در زندگيشان رخ ميدهد. آنها ميگويند كه زندگيشان را تحت كنترل داشتهاند و موقعيتي كه اكنون در آن قرار دارند انعكاس مستقيمي از رفتارهايي است كه در گذشته و در طول زندگيشان انجام دادهاند. در واقع افراد موفق يك جورهايي مسئوليت پذير بودهاند.
مسئوليتپذيري كليد تسلط بر زندگي!دكتر اميني ميگويد افرادي كه از مسئوليت داشتن فرار ميكنند، خصوصياتي بر خلاف اين آدمها دارند؛ «افراد ناموفق با اعتقاد به اين باور كه عوامل خارجي، علت شكستها و موفق نشدن ما در زندگي هستند، مسئوليت كارهاي خودشان را انكار ميكنند. آنها به اين ترتيب به طور اتوماتيك كنترل زندگي خود را به دست عوامل خارجي ميدهند و همه تقصيرها را به گردن آنها مياندازند. اين طوري از احساس ضعف و نگاه منفي فرار ميكنند. آنها اين حس را دارند كه عامل ديگري به جز خودشان مسئول زندگي آنهاست و آنها هيچ كنترلي بر اتفاقات زندگيشان ندارند.» دكتر اميني براين باوراست هنگامي كه مسئوليت زندگي خود را بپذيريم، كنترل آن را هم در دست خودمان خواهيم گرفت. اين يعني رابطه مستقيمي بين ميزان كنترل ما بر زندگيمان و ميزان مسئوليتي كه پذيرفتهايم وجود دارد. آقاي دكتر تأكيد ميكند اين ديدگاه در زندگي آدم جلوهگر ميشود و تأثير مهمي دارد؛ «اين باور در هر اموري نمايان ميشود. افراد مسئوليت پذيرتر تمايل به كسب بالاترين درآمدها، موقعيتهاي اجتماعي بهتر و قدرت بيشتر دارند. هرچند آنها هنگامي كه خطايي پيش ميآيد ممكن است استعفا دهند يا احساس بدي داشته باشند اما مسئوليت كامل شكستي را كه باعث آن شدهاند، برعهده ميگيرند. نكته بسيار مهمي كه بايد به خاطر سپرد اين است كه مسئوليتپذيري يعني پذيرش مسئوليت دستاوردهاي خوب و بد هر موقعيت به همراه هم.»
ميمانيم، نميگريزيم، ميپذيريم!مسئوليتپذيري ژن نيست كه در خون آدم باشد، ارثي نيست و بلكه بايد آن را در خودمان ايجاد و تقويت كنيم. اين هم از آن مسائلي است كه كارشناسان تأكيد ميكنند بايد از كودكي توسط خانواده در ذات انسان نهادينه شود. آنها ميگويند اين روند در دورههاي بعدتر در مدرسهها بايد به صورتهاي مستقيم و غيرمستقيم آموزش داده شود تا مؤثر واقع شود. دكتر اميني هم با تأكيد بر اين نكته، ميگويد بايد چند مسئله ديگر را هم در نظر داشت؛ «در دوران مدرسه و دانشگاه معلم و استاد ميتوانند مستقيم و غيرمستقيم الگوي مناسبي براي رفتار ما باشد. عموم افراد بسياري از نقاط قوت فعلي خود را مرهون راهنمايي معلم و استاد گذشته خود ميدانند، پس بهتر است از خط مشي آنها در زندگي درس بگيريم. البته برنامههاي آموزشي مدارس و دانشگاههاي ما هم بايد متناسب با نيازهاي جامعه تعريف و تدوين شوند. اگر ما هدف واحدي را در زندگيمان تعقيب كنيم در مراحل مختلف زندگي دچار تضاد نميشويم. راه را كه بشناسيم، مسئوليتهايمان را هم ميشناسيم و براي انجام آنها قدم برميداريم. در اين راه مشورت با بزرگان و باتجربهها احتمال توفيق آنها را افزايش داده و فرد و جامعه را از آسيبها و هزينههاي بعدي مصون ميدارد. مشاوران صادق و امين آدم را در زندگي جلو مياندازند.» دكتر اميني بسترسازي براي اين امر را بسيار مهم ميداند «جواناني كه رشد و بالندگي آنها همراه با استقلال باشد مسئوليتپذيرتر بار ميآيند. افرادي كه از ابتدا امكان استقلال به آنها داده شده باشد، آمادگي بيشتري براي پذيرفتن مسئوليت خواهد داشت. به همين دليل است كه گفته ميشود استقلال فرد، الگويي است كه بايد از شروع زندگي افراد پذيرفته بشود. وابستگي، كمكي به مسئوليتپذيري جوانها نميكند. جوانها در يك مقطع از زندگي خود متوجه ميشوند كه در تعامل خود با ديگران هستند و نميتوانند تنها زندگي كنند و بايد به خواستهها، نيازها و انتظارات ديگران توجه كنند تا به نيازهاي خودشان نيز پاسخ داده شود. اگر كه براي ديگران اهميت قائل نيست و از رفتار نامناسبش با ديگران، احساس بدهكاري و گناه نميكند؛ حتماً مراحل شكلگيري شخصيت او به خوبي طي نشده است يا دچار نوعي بيماري است و از چنين فردي نميتوان انتظار مسئوليت پذيري داشت.» مغز همه اين حرفها اينكه مسئوليتپذيري از اهميت زيادي برخوردار است. از مسائل ريز تا درشت. تا جايي كه در بسياري از تفاسير از امانت الهي، به همان تعهد و قبول مسئوليت ياد شده است. علّت اينكه اين امانت عظيم، به انسان سپرده شد اين بود كه او اين قابليت را داشت و ميتوانست مسئوليت ولايت الهي را قبول كند.