کد خبر: 431548
تاریخ انتشار: ۱۷ دی ۱۳۸۹ - ۱۸:۲۰

به گزارش خبرنگار «جوان»‌فردی که پس از بازگشت از میهمانی با سرقت لوازم خانه‌اش مواجه شد با پلیس 110 تماس گرفت و مأموران را باخبر کرد.
مالباخته گفت: دیشب به خانه یکی از بستگانم رفتم و به اصرار آنها شب را همانجا ماندم. ساعت 5 صبح وقتی به خانه برگشتم تا کیفم را بردارم و به محل کارم بروم، دیدم در ساختمان و ورودی باز است و تمام وسایل زندگی‌ام به هم ریخته و وسایلی که قابل حمل بوده، سرقت شده است. فکر کنم دوربین ساختمان مجاور از ورود و خروج افرادی که به اینجا آمده‌اند فیلمبرداری کرده باشد.
با اطلاعاتی که از مالباخته به دست آمد کارآگاهان پس از بررسی فیلم ضبط شده یک تاکسی با سه‌سرنشین را دیدند که مقابل خانه مالباخته توقف کرده و دو نفر از آنها وسایل را به داخل تاکسی می‌آورند.
رسیدگی به پرونده توسط کارآگاهان پایگاه سوم ادامه داشت تا اینکه مالباخته با پلیس 110 تماس گرفت و اعلام کرد دو نفر ناشناس به خانه‌اش آمده‌اند که مأموران بلافاصله خودشان را به خانه او رساندند.
یکی از این افراد با دیدن مأموران با یک چاقو به سمت آنها حمله‌ور شد اما دستگیر شد و نفر دیگر هم که در دستشویی زیرزمین پنهان شده بود تسلیم شد.
در بازرسی از این دو متهم یک چاقو، پیچ‌گوشتی، چراغ‌قوه، قیچی قفل‌بر و وسایل سرقتی بسته‌بندی شده قابل حمل کشف شد.
متهمان ابتدا منکر سرقت شدند و به افسر پرونده گفتند ما کارگر هستیم و چون این مرد مزد ما را نداده بود وسایل خانه‌اش را جمع کردیم اما در ادامه بازجویی‌ها یکی از آنها به هویت «محمدصادق» اعتراف کرد، سرقت کار خودشان است و راننده تاکسی هم از دوستان نزدیکش است.
با اعترافات «محمدصادق» کارآگاهان خانه راننده تاکسی را محاصره کردند که او به محض مشاهده مأموران پا به فرار گذاشت اما دو نفر دیگر که در زیرزمین خانه او پنهان شده بودند، دستگیر شدند و در بازرسی از آنجا تعداد زیادی اسناد و مدارک مربوط به غیر، لوازم و ابزار جعل و مقدار زیادی اموال مسروقه کشف شد.
«حسن» و «هادی» اعتراف کردند فقط با «میثم» که راننده تاکسی است دوست هستند و از سرقت و جعل هیچ اطلاعی ندارند اما در بازرسی از آنها چندین برگه حکم مأموریت وزارت کار و امور اجتماعی تحت عنوان بازرس کار و اشتغال اتباع خارجی و حکم مأموریت بازرسی از اماکن کشف شد.
با کشف شدن این مدارک متهمان اعتراف کردند: با تشکیل باند سرقت و جعل ابتدا خانه‌هایی را که خالی از سکنه بود شناسایی و اسباب و اثاثیه آنها را می‌دزدیدیم و در مرحله بعد با سندسازی و جعل مدارک ملک‌ها قصد داشتیم آپارتمان‌ها را اجاره دهیم.
کارآگاهان در ادامه پس از گذشت چند روز «میثم» را در خانه‌اش محاصره کردند اما او وقتی مأموران را دید پودر سیاه‌رنگی را خورد.
هنگامی که کارآگاهان از او سؤال کردند او جوابی نداد به همین دلیل مأموران او را به بیمارستان بردند که در آزمایشات مشخص شد میثم هنگام دستگیری مرگ‌موش خورده است.
او به افسر پرونده گفت: تاکنون دو بار به خاطر جعل عنوان دستگیر شده‌ام و دیگر طاقت زندان را ندارم، به خاطر همین می‌خواستم خودکشی کنم.
با اعترافات میثم مخفیگاه و پاتوق هر پنج متهم شناسایی شد و از آنجا علاوه بر لوازم جعل اسناد برگه‌های جعلی مربوط به بنیاد شهید، حکم‌های جعلی سازمان‌های نظامی و انتظامی و... کشف شد.
سرهنگ کارآگاه محمدرضا ذاکراستقامتی، رئیس پایگاه سوم پلیس آگاهی پایتخت به خبرنگار «جوان» گفت: این متهمان در زندان با هم آشنا شده‌اند و غیر از سرقت اقدام به سندسازی و جعل عنوان نیز کرده‌اند.
وی گفت: هر پنج متهم دارای چندین بار سابقه سرقت و جعل هستند و تاکنون به 10 فقره سرقت دیگر اعتراف کرده‌اند.

گفت‌وگو با میثم:

«میثم» هستم، 30 ساله، متأهلم و یک فرزند دارم.
سابقه‌داری؟
بله، دو بار به جرم جعل عنوان به زندان رفته‌ام.
جعل عنوان در چه رابطه؟
مأمور پلیس و نیروی انتظامی و بازرس وزارت کار.
چرا جعل عنوان می‌کردی؟
همیشه آرزو داشتم در یکی از ارگان‌های نظامی استخدام شوم، چون بیشتر دوستانم نظامی بودند. وقتی کارت و حکم‌های آنها را می‌دیدم حسرت می‌خوردم و به خاطر همین دست به این کار زدم.
اخاذی هم می‌کردی؟
بله. چون متأهل بودم و بیکار و تحت فشار سرکوفت‌های همسرم، مجبور شدم از کارگرهای افغان با معرفی خودم به عنوان بازرس وزارت کار اخاذی کنم.
شما نزدیک دو سال حبس کشیدی، پس چرا دوباره به این کار ادامه دادی؟
در زندان با «هادی» دوست شدم، او به من گفت یکی از بستگانش در کار خرید و فروش ملک است. بعد از آزادی مرا به آنجا برد و بعد از مدتی جعل کردیم و با سندسازی خانه‌های فاقد سکنه را اجاره می‌دادیم.
حالا چرا مرگ‌موش خوردی؟
وقتی مأموران را دیدم بدبختی‌های گذشته یادم آمد و مرگ‌موش خوردم، اما مأموران آگاهی مرا به بیمارستان بردند و نجاتم دادند.
وقتی آزاد شدی چه کار می‌کنی؟
اگر تا آن وقت خودم را نکشتم دست زن و بچه‌ام را می‌گیرم و با حقوق کارگری زندگی می‌کنم، اما مردن برایم به یک رؤیا تبدیل شده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار