گفتوگو: محمدرضا سوری
چندی پیش خبری در خصوص یکی از دانشمندان پرافتخار این مرز وبوم اسلامی توجهم را به خود جلب کرد. جوانی که در 15 سالگی به جبهه جنگ رفت و با ایثارگری فراوان دوبار به سختی مجروح شد. با پایان جنگ تحمیلی، وی که فاتح سنگر دفاع از ارزشهای انقلابی و اسلامی کشورمان بود، موفق شد با تلاش فراوان یکی از دانشمندان پرافتخار در صحنه بینالمللی باشد و او کسی نیست جز پروفسور ولیالله میرخانی. برای آشنایی بیشتر با افتخارات این عزیز این مصاحبه را بخوانید.
برای شروع کمی از خودتان بگویید.
ولیالله میرخانی هستم که در سال 1345 در روستای دلیکان، حومه اصفهان به دنیا آمدم و تا مقطع دبیرستان در این روستا درس خواندم سال 66 وارد دانشگاه اصفهان شدم و دوره کارشناسی و کارشناسی ارشد را به صورت پیوسته خواندم.
در همین سال 77 موفق به گرفتن مدرک دکترای در رشته شیمی معدن شدم و یک سال بعد نیز به استخدام دانشگاه اصفهان در آمدم، سال 82 دانشیار شدم و در سال 86 به کسب درجه استادی نائل آمدم و یک سال بعد نیز در جایگاه پروفسوری قرار گرفتم.
شما از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس نیز هستید، در چه سالی به جبهه رفتید؟
سال 61 در حالی که 15 سال بیش نداشتم داوطلبانه به جبهه رفتم، چرا که رفتن را برای خود یک تکلیف میدانستم. خوشبختانه ما در یک خانواده مذهبی رشد و تکامل یافتیم و پدر و برادرانم از مبارزان زمان انقلاب بودند در ضمن قبل از من، برادران بزرگترم که یکی از آنان از مجروحان هشت سال دفاع مقدس است نیز به جبهه رفتند.
از نظر من و خانوادهام رفتن به جبهه و دفاع از دین و کشور، مانند نماز برایمان واجب و تکلیف بود.
شنیدیم که از نیروهای تحت فرماندهی شهید خرازی بودید، از ایشان خاطراتی دارید؟
سال 61 که برای اولین بار از اصفهان به جبهه اعزام شدم جزو بیسیمچیهای لشکر امام حسین (ع) اصفهان بودم و افرادی که در این پست خدمت میکردند همواره در کنار فرماندهان خود بودند. لذا این سعادت نصیبم شد که در کنار شهدای بزرگواری همچون سرداران شهید حسین خرازی، شهید احمد کاظمی، شهید موحد دوست، شهید باقری، سردار قربانی، سردار آقایی، سردار ابوشهاب و سردار رضایی باشم اما باید در مورد سردار بزرگوار شهید حسین خرازی بگویم من در مدتی که در کنار ایشان بودم هیچگاه خوف و ترس در او ندیدم و همیشه توکلش به خدا و ائمه معصوم مخصوصاً حضرت فاطمه (س) بود. ایشان بدون در نظر گرفتن عوارض و خطرات، وظیفه خود را به نحو احسن انجام میداد و اطاعت از فرماندهان را تکلیف و وظیفه میدانست و توصیهاش به نیروها این بود که باید مطیع فرماندهان بالاتر خود باشند.
اما اینجا لازم میدانم خاطرهای از فرمانده مستقیم خودم سردار شهید محسن زاهدی بگویم. یک روز قبل از عملیات کربلای 5 ما به اتفاق سردار رشید اسلام حسین خرازی برای بازدید از منطقه سوار بر قایق شدیم. منطقه طوری بود که مرتب به سمت ما گلوله و تیر و ترکش توپ و خمپاره میآمد. به طوری که چند بار مجبور شدیم از قایق پیاده شده و در خشکی بخزیم. از آنجایی که مرتب تیر و ترکش به سمت ما میآمد شهید زاهدی از من خواست تا مانند او اطراف شهید حسین خرازی را بگیریم که تیرو ترکش به ایشان نخورد و بتواند به راحتی منطقه را شناسایی کند، و این در حالی بود که شهید خرازی از ما میخواست کف قایق بنشینیم. این خاطره مرا به یاد نماز روز عاشورا انداخت. البته قصد مقایسه شهید خرازی با امام حسین(ع) را ندارم اما این خاطراتی بود که من از این دو بزرگوار داشتم.
طی حضور در جبهه مجروح هم شدید؟
یک بار در سال 61 بعد از عملیات رمضان در منطقه پاسگاه زید از ناحیه دست مجروح و یک ماه در بیمارستان بستری شدم. مدت 3 تا 4 ماه هم تحت درمان بودم. دومین بار در سال 65 و در عملیات کربلای 5 از ناحیه شکم و پا بر اثر انفجار بمب خوشهای که به نیم متری من اصابت کرد، زخمی شدم. به طوری که مدتی را در کما به سر بردم و مدت بستری شدنم در بیمارستان شش ماه به طول انجامید. شش ماه نیز درخانه بستری بودم و اکنون مجروح 55 درصد هستم.
چطور توانستید توأمان با حضور در جبهه درس هم بخوانید؟
همان طور که اشاره کردم من در دوران دبیرستان در حالی که 15 سالم بود به جبهه رفتم و بعد در رفت وآمدهایی که به خانه داشتم مانند سایر همکلاسیها و دوستانم امتحان میدادم تا دیپلم گرفتم.
لطفاً از رتبههایی که کسب کردید نیز برایمان بگویید.
به شخصه معتقدم کار بزرگی انجام ندادهام یک روز لازم و واجب بود از دین و کشورم دفاع کنم و زمانی لازم بود از لحاظ علمی وارد شوم. به حمدالله و با یاری خداوند و با رهبری حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری قلههای علمی کشور به دست دانشمندان و جوانان ایرانی در حال فتح شدن است.
امام خمینی (ره) فرمودهاند: باید علم را از انحصار شرق و غرب بیرون بیاوریم. همچنین بعد از رحلت امام (ره) مقام معظم رهبری برای توسعه علمی و جنبش نرم افزاری درجامعه علمی کشور و چشمانداز برنامه 20 ساله اهتمام ویژهای قائل شدند و بارها هر دو این عزیزان به ما سفارش کردهاند که برای داشتن حرفی در دنیا باید بنیههای علمیمان را تقویت کنیم.
در مورد خودم باید عرض کنم همه این موفقیتها جز خواست خدا چیز دیگری نبوده و گرنه من با هیچیک از دوستان و همکلاسیهایم تفاوتی نداشتم و شاید این آزمایش بود برای من.
اما در مورد مقامهایی که تاکنون کسب کردهام باید بگویم در گردهمایی که مربوط به دانشجویان ایرانی ایثارگر و شاهد هر سال در کشور برگزار میشد رتبه اول کشوری را به دست آوردم. دوبار دانشجوی نمونه دانشگاه شدم. در طول تحصیل یک بار دانشجوی نمونه کشور شدم. همچنین رتبه نخست جشنواره جوان خوارزمی را به دست آوردم و به عنوان جوانترین دانشیار و استاد دانشگاه، پژوهشگر نمونه دانشگاه اصفهان و استاد نمونه ایثارگر کشور برگزیده شدم.
در خصوص انتخاب خود به عنوان استاد پر استناد جهان بگویید.
موسسه اطلاعات علمی جهانی information science institue که مخفف آن i.s.i است سالانه در چندین نوبت تعدادی از دانشمندان جهان را که در رشتههای مختلف علوم پایه، علوم پزشکی، علوم انسانی، فنی و مهندسی کشاورزی و هنر بیشترین مقالات علمی را منتشر کرده و بالاترین ارجاعات به مقالات آنها انجام گرفته است را به عنوان دانشمندان پر استناد بینالمللی معرفی میکند که هدف آن این است که دانشمندانی که مقالات علمی آنها در مؤسسات و پژوهشها، نشریات و مجلات علمی به چاپ میرسد را رتبهبندی کند که این رتبهبندی بر اثر اعتبار علمی مقالات است و موسسه E.S.A که وابسته به I.S.A در سایت خود به نام essential scienceindicator دانشمندان را که به مقالات آنها بالاترین ارجاع شده است را به عنوان دانشمند بینالمللی آن رشته انتخاب میکند و باید بگویم تاکنون 152 مقاله در مجلات بینالمللی در زمینههای مختلف شیمی از جمله شیمی معدنی، بیوشیمی و شیمی کاتالیزور به چاپ رساندهام که محققان و پژوهشگران رشته شیمی جهان، آنها را 1303 بار مورد استناد قرار دادهاند.
چه سمتهایی داشته و دارید؟
مدیر کل آموزش دانشگاه اصفهان، مدیر تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان و مدیر گروه شیمی به مدت دو سال بودم و در حال حاضر عضو انجمن شیمی ایران، عضو شورای عالی و هیئت مدیره انجمن شیمی ایران، معاون پژوهشی و تحصیلات تکمیلی دانشکده علوم و مدیر قطب کاتالیست و پیل سوختی و آلایندههای زیست هستم.
*جایگاه حقیقی دانشمندان ایرانی در مدیریت علمی کشور کجاست؟
معتقدم برای انجام هر کاری باید با نخبگان آن جامعه و قشر خاص، مشورت شود و از این لحاظ در تدوین نقشه جامع علمی کشور دچار نقش هستیم؛ بنده هنوز خود را دانشجو میدانم، اما سخن اصلی اینجاست اگر مؤسسه I.S.I، تاکنون 39 ایرانی را به عنوان یک درصد از دانشمندان پراستناد جهان برشمرده است، در اداره امور علمی کشور یا حداقل دانشگاهی که در آن تدریس میکنیم، چقدر از نظرات ما بهرهبرداری میشود و جایگاه ما کجاست؟! منظورم جایگاه اجرایی نیست و به دنبال جایگاه هم نیستیم اما دلمان میخواهد در حداقل در برنامهریزیها با ما مشورت شود.
افتخارآفرینی معلولان و جانبازان کشورمان در بازیهای آسیایی گوانگژو موجب سربلندی همه ماست؛ چه آنها که مدال آوردند و چه آنها که موفقیتی هم نداشتند؛ چون نام جمهوری اسلامی ایران را در آسیا پرآوازه کردند و از مسئولان هم ممنون هستیم که به این قهرمانان در حد توان خود رسیدگی کرد؛ اما وزارت علوم، معاون علمی فناوری و بنیاد نخبگان برای معرفی این 39 دانشمند کشور چه کردهاند؛ آیا تا به حال آنها را به مردم کشورمان معرفی کرده یا به واسطه سالها تلاش و مجاهدت فکری، از آنها تقدیر کردهاند.
اگر عنوان میشود برای جوانان باید شاخص و الگو معرفی کنیم و اگرهمانطور که شعار میدهند، قبول دارند که ما میتوانیم برای نسل جدید انقلاب الگوی علمی باشیم، پس چرا ما را معرفی نمیکنند و عرصه را برای گسترش فعالیتهای علمی ما بیشتر باز نمیکنند؟ * با چنین توضیحاتی، چه توقعی از مسئولان دارید؟
توقع ما این است به همان میزان که به یک مدال آسیایی توجه میشود، بودجههایی مکفی هم برای فعالیتهای پژوهشی نخبگان درنظر بگیرند تا دست ما برای فعالیتهای علمی بازتر باشد؛ حتی حاضریم برای آنها فاکتور هم بپردازیم و بر نحوه هزینه شدن آن هم نظارت کنند اما زمینه را برای تولیدات و تحقیقات علمی هموار کنند.
امروز جوانان کشور به قلههای دستنیافتنی، دست یافتهاند بنابراین باید راه را برای پیشرفتهای بعدی هموار کرد؛ وقتی جوانان و اندیشمندان خود را درنمییابیم، مهاجرتها اتفاق میافتد لذا باید فضایی در کشور ایجاد شود که احساس ارزشمندی تحقیق و تولید علم در کشور در میان نخبگان و اندیشمندان کشورمان روز به روز بیشتر شود؛ چرا که موفقیتهای آینده و صدور پیام انقلاب اسلامی در گرو توسعه و پیشرفت علمی است.
* به نظر می رسد بخشی از انتقادات شما مربوط به رسانهها شود که مسئولیت معرفی الگوها به جامعه را دارند، درست است؟
بله، مسئله دیگر معرفی الگوها به جامعه است که این نقش صدا و سیماست؛ حرف من این است که چند نفر از اساتید اصفهان چنین عنوانی دریافت کردهاند که صدا و سیمای مرکز اصفهان یک مصاحبه 3 دقیقهای با بنده انجام داد و فقط یک دقیقه آن را پخش کرد؛ آیا سهم ما در میان برنامههای فرهنگی کشور فقط یک دقیقه است.
چرا کوچکترین اتفاق ورزشی که در استان رخ میدهد اقدام به انعکاس تفصیلی آن خبر میکنند ولی عرصه علمی با بیمهری روبهرو میشود؛ آیا جوانان کشور به همان اندازه که نیازمند آشنایی با قهرمانان ورزشی یا بازیگران هستند، نیازمند الگوی علمی نیستند! مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور یا وزارت علوم باید بگردند لابه لای اخبار جهانی، جایی که نامی از ایران برده شده است را مانند بمب منفجر کنند؛ نه اینکه بنده این خبر را از طریق همکاران خارج از کشور متوجه شوم؛ جالب اینجاست که این خبر به جای آنکه توسط وزارت علوم منتشر شود، توسط بنیاد شهید منتشرشده است! این چه معنایی میتواند داشته باشد.
در این مدتی که به عنوان دانشمند پراستناد جهان معرفی شدهام، پیامهای تبریک زیادی را از همشهریان، حتی مردم روستای زادگاهم، همکاران، اساتید و دانشجویان دانشگاه اصفهان دریافت کردهام که از همه آنها ممنونم اما جای بسی تأمل دارد که چگونه مسئولان وزارت علوم و تحقیقات و حتی مسئولان دانشگاه اصفهان کوچکترین عکسالعملی نشان ندادهاند.
امروز مردم ما تشنه علم هستند و در دورترین روستاهای این کشور پدر و مادرها آرزویشان درسخواندن فرزندانشان است. مردم به علم نیازدارند، کشور به علم نیاز دارد و آینده ما نیز برای هویتسازی به تولید علم نیاز دارد اما نمیدانم چرا عمل نمیشود. دانشجویان دوره دکتری که در داخل کشور فارغالتحصیل میشوند از نظر اقتصادی و درجه علمی برای کشور مؤثرترند و اساتیدی که به پرورش چنین نیروهایی در داخل اقدام میکنند از نظر مالی تقویت نمیشوند و این در حالی است که اگر این دانشجو در خارج از کشور به تحصیل بپردازد، هم ضرر ارزی برای کشور دارد و هم نتایج آن از نظر علمی با داخل قابل قیاس نیست.
به عنوان یک استاد پژوهشگر جوان با کوله باری از موفقیت چه صحبت برای جوانان دارید؟
ما باید در هر زمان و مکان که هستیم وظیفهای که بر عهده داریم را به نحواحسن انجام دهیم. باید توجه ویژهای به اصل ولایت فقیه داشته باشیم و شاخصهایی را که مقام عظمای ولایت حضرت آیتالله خامنهای تعیین کردهاند را رعایت کنیم. ما مأمور به وظیفه هستیم نه نتیجه چرا که نتیجه، آن دست خداست چرا که در قرآن به آن اشاره کردند اگر عمل انسان با نیت خالص باشد خودش او را کمک خواهد کرد.
و سخن آخر؟
باید بگویم این موفقیت فقط مختص من نیست بلکه ما یک تیم علمی هستیم که من افتخار شاگردی چون دکتر تنگستانی، دکتر محمدپور و دکتر مقدم را دارم و از طرفی کار اصلی با دانشجویانی است که نتیجه تحقیقات ما را در آزمایشگاهها به نتیجه میرساند. و آنها امید آینده کشور ما به شمار میروند. همچنین از والدینم که موفقیت خود را مدیون آنها هستم تشکر میکنم.
از همه بیشتر از همسرم که به خاطر مشغله کاری در نبود من وظایفی را که برعهدهام است به خوبی انجام میدهد و برای فرزندانم علاوه بر نقش مادری نقش پدر را هم ایفا میکند، ممنون و قدردانم.