«امنیت انرژی» اصطلاح نسبتاً جدیدی است که به تازگی وارد ادبیات روابط بینالملل شده است. بر این اساس دولتها میکوشند امنیت دسترسی دائمی به انرژی با قیمتهای ثابت و معقول را حفظ کنند. بهطور معمول این مفهوم شامل عرضه انرژیهای اولیه نظیر زغال سنگ، نفت، گاز طبیعی، برق آبی و دیگر انرژیهای جایگزین میشود.کشور چین با رشد اقتصادی بالا و تا حدی پرمصرف، دارای عوارض منفی بحران انرژی شده است زیرا میزان مصرف انرژی چین بهعنوان یک کشور از لحاظ اقتصادی در حال توسعه، روزبهروز در حال افزایش است. اگر چه چین دارای ذخایر ثابت شده 16 میلیارد بشکه نفت است، اما این مقدار فقط 3/2 درصد کل ذخایر دنیا را دربرمیگیرد؛ در حالی که این کشور به تنهایی دارای 22 درصد کل جمعیت دنیاست. این مقدار نفت شامل 390 میلیون بشکه در نواحی ساحلی و 290 میلیون بشکه در منابع دریایی است که در دریاهای چین شرقی، چین جنوبی (شامل تایوان)، دریای زرد و «خلیج بوهایی» تقسیم شده است. از این رو به نظر میرسد تا زمانی که رشد جمعیت چین و رشد اقتصادی آن کشور با نرخ کنونی تداوم داشته باشد، مصرف انرژی این کشور نیز با نرخ بالاتری از میزان فعلی افزایش خواهد یافت. بر این اساس تولید، توزیع و مصرف انرژی در چین طی سالهای آتی یکی از معضلات اصلی پکن خواهد بود. به همین سبب تأمین انرژی، یکی از مسائل و دغدغههای جدی رهبران چین محسوب میشود و آنها برای امنیت صدور انرژی به کشور خود، تاکنون در طرح و پروژههای زیادی مشارکت کردهاند. یکی از این پروژهها، صادرات نفت روسیه به چین از طریق یک خط لوله جدید است که طی روزهای گذشته، آغاز بهکار کرد. این خط لوله که تاکنون دو هزار و ششصد کیلومتر از آن ساخته شده، نفت روسیه را از منطقه سیبری به شمال شرق چین منتقل میکند. همچنین قرار است تا دو سال دیگر حدود دو هزار کیلومتر دیگر به این مسیر اضافه شود تا این خط لوله به طولانیترین خط لوله جهان تبدیل شود. همکاریهای مسکو و پکن در زمینه انرژی، در حالی شدت گرفته که در حال حاضر روسیه بزرگترین تولیدکننده و چین بزرگترین مصرفکننده نفت در جهان هستند. منافع متقابل روسیه و چینچین و روسیه دو شریک بسیار مهم در قالب سازمان شانگهای هستند و پکن در بعضی از مسائل مربوط به توسعه انرژی کشورهای عضو، با مسکو مشارکت و همکاری میکند. از لحاظ اقتصادی، این کشورها دارای همکاریهای گستردهای در بخش نفت، گاز، برق آبی و زغال سنگ کشورهای عضو شانگهای هستند. با این حال بهنظر میرسد که به علت زیرساختهای نامناسب و فقدان فناوری لازم در سایر کشورهای عضو شانگهای، عمدهترین اکتشافات و توسعه میادین نفت و گاز میان روسیه و چین امکانپذیر باشد. از سوی دیگر روسیه نیز تلاش میکند که انحصار خطوط انتقال انرژی منطقه را همچنان حفظ کند. در سال 2006، روسیه پیشنهاد داد تا نفت و گاز ایران نیز به سازمان شانگهای وصل شود. این امر کشورهای آسیای مرکزی را از فروش مستقل و راههایی غیر از خطوط لوله روسیه بازمیداشت. تلاش روسیه برای ایجاد یک کارتل انرژی به رهبری خود در شرق آسیا باعث خواهد شد که به راحتی بتواند منافع سیاسی، اقتصادی و راهبردی خریداران اروپایی را تحت تأثیر قرار دهد. با این حال اینگونه سیاستها برای روسیه حیاتی است؛ زیرا هزینههای تولید انرژی چنان سرسامآور است که قدرت رقابت با یک بازیگر دیگر در منطقه را از او میگیرد. اگر کشورهای آسیای مرکزی بتوانند آزادانه و مستقل از خطوط لوله روسیه، منابع عظیم نفت و گاز خود را در بازارهای بینالمللی به فروش برسانند، این امر توانایی روسیه برای رقابت در بازارهای جهانی انرژی را محدود خواهد کرد، بهویژه بازارهای چین، هند، ژاپن و کره جنوبی که هر یک از آنها تلاش دارند که طی 20 سال آینده جهش بزرگی داشته باشند. نگرانیهای اژدهااگرچه چین با داشتن 12 درصد کل مصرف انرژی دنیا، نقش مهمی را در بازار انرژی بازی میکند، با این حال نگران است که قدرتهای بزرگ و رقیب مثل امریکا و روسیه، در آینده به طور کامل امنیت عرضه انرژی را برعهده بگیرند. به همین دلیل تلاش میکند تا سهم عمدهای از بازار انرژی جهانی به دست آورد. راهبرد خارجی انرژی چین را در چهار رهیافت زیر میتوان خلاصه کرد: 1. توسعه منابع و مسیرهای وارداتی متعدد با افزایش واردات نفت از روسیه و آسیای مرکزی، 2. افزایش واردات نفت از آفریقا، امریکای لاتین و تغییر دادن مسیر واردات انرژی از خاورمیانه به کشورهای مختلف، 3. ساختن انبارهای نفت برای بیاثر کردن احتمالی قطع واردات نفت، 4. تقویت همکاریهای انرژی منطقهای و جهانی. به نظر میرسد چین با روسیه بر سر انحصارطلبی در عرضه انرژی و با ایالات متحده، ژاپن و اتحادیه اروپا بر سر بازارهای انرژی در سالهای آتی مشکلاتی خواهد داشت. از اینرو در حال حاضر، امنیت انرژی در اولویت برنامهریزی سیاست خارجی چین قرار دارد و پکن قصد دارد از طریق سازمان شانگهای، هم بهصورت یکجانبه و هم چندجانبه، نقش کلیدی در منطقه ایفا کند. در نهایت باید دید که آیا منابع غنی روسیه میتواند موجب همکاری و همگرایی بیشتر دو کشور شود یا خیر.