
به گزارش خبرنگار «جوان» جلسه محاکمه متهم- کامران- در شعبه 74 دادگاه کیفری استان تهران به ریاست قاضی حسن تردست و مستشاران دادگاه برگزار شد. در ابتدای جلسه روشن، نماینده دادستان برابر کیفرخواست صادره از سوی دادستان تهران گفت: برابر اوراق پرونده متهم دارای سابقه، مصرف مشروبات الکلی، حمل و مصرف موادمخدر و ارتباط با گروهک منافقین است. در رابطه با ارتباط با منافقین به سه سال حبس و پرداخت سه هزار دلار جریمه نقدی محکوم شده است. او متهم را گناهکار دانست و برایش تقاضای مجازات کرد.
خواهر ناتنی متهم به دادگاه گفت: دو ساله بودم که پدرم بعد از پنج ازدواج با مادر متهم ازدواج کرد. کامران آن زمان که پسر جوانی بود گرفتار اعتیاد شد و پروندههای بسیاری درباره درگیری او با پدرم وجود دارد. او درباره روز حادثه به دادگاه گفت: آن روز من لاهیجان بودم که خواهرم مرا از ماجرا با خبر کرد، اما زمانی که از جزئیات حادثه و تناقضگویی کامران با خبر شدم مطمئن شدم که پدرم به قتل رسیده است. در ادامه جلسه متهم در جایگاه قرار گرفت و ارتکاب قتل را انکار کرد. کامران گفت: روز حادثه به همراه پدرم در ویلا بودیم که او از من خواست خودروی وانت را جا به جا کنم، با توجه به اینکه سمت شاگرد، آینه نداشت، از پدرم خواستم از پشت ماشین مرا راهنمایی کند.
وی ادامه داد: بعد از چندین بار عقب و جلو رفتن، یک لحظه پدرم از زاویه دیدم من گم شد و من، صدای آهی شنیدم؛ وقتی پیاده شدم پدرم را ندیدم، خواستم دوباره سوار ماشین شوم که متوجه شدم او زیر ماشین رفته و در حال دست و پا زدن است. من زمانی که از روی او رد شدم هم متوجه او نشدم.
قاضی خطاب به متهم گفت: برابر اوراق پرونده او چند نفر را به قتل پدرش تحریک کرده است. کامران این ادعا را تکذیب کرد. در ادامه جلسه، قاضی تردست مردی را که در همسایگی باغ مقتول حضور داشت، به جایگاه فرا خواند. او گفت: روز حادثه برای چیدن میوه از مقابل باغ مقتول عبور میکردیم که همسر و پسرانم به من گفتند مقتول با پسرش درگیر شده است.
وی ادامه داد: من خودم هم شنیدم که متهم از پدرش درخواست میکرد ماشین یا موتوسیکلت را به او بدهد اما مقتول با بیان اینکه پسرش حال مساعدی ندارد، از این کار خودداری میکرد. صدای ضرب و شتم میآمد تا اینکه بعد از اینکه مقتول سه بار گفت «آخ» سکوت کامل همه جا را فرا گرفت. به خاطر اینکه با مقتول اختلاف ملکی داشتم، نخواستم وارد این اختلاف خانوادگی آنها بشوم.
همسر مقتول هم به دادگاه گفت: داخل ویلا در حال تهیه غذا بودم که کامران وارد شد و از من سراغ پدرش را گرفت، اما من گفتم خبری ندارم. او از ویلا خارج شد و دقایقی بعد با فریاد از ما خواست کمکش کنیم، وقتی بیرون رفتیم او را در حال بیرون کشیدن جسد نیمهجان رامین دیدیم. کامران اظهارات مادرش درباره اینکه وارد ویلا شده و سراغ پدرش را گرفته، اشتباه خواند و مدعی شد که مادرش حضور ذهن ندارد. متهم در بیان آخرین دفاع گفت: من انگیزه مالی و معنوی برای قتل پدرم نداشتم و با او بسیار صمیمی بودم.
بعد از بیان آخرین دفاع از سوی کامران، قاضی تردست و مستشاران دادگاه، وارد شور شدند و در نهایت با توجه به اظهارات متهم، مطلعان و شواهد و مدارک موجود در پرونده، متهم را به قصاص محکوم کرد.
آغاز ماجرا
عصر روز چهارم آبان سال 87، مأموران مرکز فوریتهای پلیسی 110 تهران بزرگ از وقوع مرگ مشکوک یک پیرمرد 78 ساله باخبر شدند. مأموران با حضور در صحنه متوجه شدند پیرمرد 78 سالهای به نام رامین بر اثر اصابت جسم نامعلومی در حالی که روی بدنش آثار ضرب و جرح وجود دارد، فوت کرده است. تحقیقات از پسران متوفی آغاز شد تا اینکه مشخص شد فرزند بزرگتر وی به نام کامران مدعی است پدرش بر اثر تصادف فوت کرده است. کامران مدعی شد زمانی که به همراه خانواده در یکی از باغهای اطراف تهران در حال استراحت بودهاند، برای رفتن به بیرون از منزل در حال جابهجا کردن خودرو بوده است که پدرش به زیر ماشین رفته و فوت کرده است. تحقیقات از فرزند دیگر این مرد و همچنین همسر وی نیز آغاز شد اما همگی یک فرضیه را عنوان کرده و مدعی شدند علت فوت پدرشان صرفاً برخورد با خودرو بوده است. با انجام تحقیقات از افراد دیگر و همچنین همسایههای مقتول در باغ محل استراحت، کارآگاهان پلیس، به این نتیجه رسیدند که این فرد به قتل رسیده است، قرار مجرمیت متهم از سوی دادسرای جنایی تهران صادر و برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارجاع داده شد.