
سرانجام پیمان موسوم به «استارت ۲» که باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا و دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه در ماه آوریل 2010 امضا کردند، با 71 رأی مثبت در مقابل 26 رأی منفی، در سنای امریکا مورد تصویب قرار گرفت. تصویب این پیمان که قرار است میزان تسلیحات اتمی دو کشور را حدود ۳۰ درصد کاهش دهد با مشکلاتی در کنگره امریکا مواجه شده بود. این در حالی بود که پیشتر روسها، تصویب این پیمان در مجلس دوما را مشروط و منوط به تصویب امریکاییها کرده بودند. روسها که به خوبی نسبت به عواقب عدم تصویب پیمان استارت 2 در سنای امریکا آگاهی داشتند، در برابر کارشکنی جمهوریخواهان، سیاست تهدید را پیش گرفتند، به خصوص که روسیه در روابط با ایالات متحده امریکا، مسائل سپر ضدموشکی و تسلیحات استراتژیکی تهاجمی را با یکدیگر مربوط میداند. بر این اساس پیشتر ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه، نسبت به عدم تصویب پیمان «استارت جدید» توسط سنای امریکا هشدار داد و اعلام کرد که در صورت عدم تصویب این پیمان، روسیه سلاحهای اتمی و نیروهای تهاجمی خود را افزایش خواهد داد. نخست وزیر روسیه اعلام کرد بدون چنین پیمانی، روسیه ناگزیر است در برابر تهدیدهای جدید ناشی از پیشنهاد امریکا، برای ایجاد یک سپر دفاع موشکی در اروپا، از خود حفاظت کند. پوتین این موضوع را یک روز پس از آن عنوان کرد که دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه هم گفته بود اگر مسکو و کشورهای غربی نتوانند در مورد سپر دفاع موشکی برای اروپا به توافق برسند، ممکن است در دهه آینده مسابقه تسلیحاتی جدیدی به راه افتد. دیمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه در سخنرانی سالانه خود خطاب به پارلمان کشورش هشدار داد که اگر بین روسیه با کشورهای غربی بر سر استقرار سپر موشکی جدید در اروپا توافق حاصل نشود، طی 10 سال آینده خطر جدی مسابقه تسلیحاتی جهان را تهدید خواهد کرد.
پیمان استارت چیست؟
از سال 1960 تا پنجم دسامبر 2009، همواره یک پیمان و مبنای حقوقی میان مسکو و واشنگتن وجود داشته که هر دو طرف را به کنترل تسلیحات راهبردی ملزم میساخته است. در آخرین پیمانی که میان امریکا و اتحاد جماهیر شوروی در 31 جولای سال 1991، پنج ماه پیش از فروپاشی اتحادیه کمونیستی امضا شد و بین امریکا و روسیه و سه کشور از اتحاد جماهیر شوروی سابق (بلاروس، قزاقستان و اوکراین) لازمالاجرا باقی ماند، هر دو کشور حق داشتند حداکثر شش هزار کلاهک هستهای آماده پرتاب و هزار و ۶۰۰ موشک حملکننده را در اختیار داشته باشند. همچنین تجهیزات اساسی که در این پیمان به آنهااشاره شده بود، شامل موشکهای قارهپیمای بالستیکی زمینی، موشکهای بالستیکی در زیردریاییها و بمبافکنهای سنگین استراتژیکی میشد.
در سال 2002 در مسکو قرارداد تکمیلی درباره کاهش توان تهاجمی استراتژیکی منعقد شد که تعداد کلاهکهای هستهای موجود نزد هر کشور را به 2200 -1700محدود میکرد. علاوه بر این در تابستان سال 2009، سران روسیه و امریکا تفاهمنامهای را در خصوص مسئله ادامه کاهش و محدودیت تسلیحات تهاجمی استراتژیکی به امضا رساندند. این سند سقف محدودیت تسلیحاتی را تعیین میکرد که باید پایهای برای پیمان جدید استارت باشد. در آن تفاهمنامه، طرفین اعلام کردند که قصد دارند تعداد کلاهکهای هستهای خود را تا 1675-1500 و موشکهای حامل آن را تا
1100-500 فروند کاهش دهند.
به هر حال در شرایطی که مدت پیمان «استارت-1» در پنجم دسامبر سال 2009 به پایان میرسید، لذا امریکا و روسیه ناگزیر به عقد پیمان نوینی برای جایگزینی این پیمان شدند. در این راستا در اول آوریل 2009، باراک اوباما و همتای روسی وی دیمیتری مدودف، در حاشیه نشست سران گروه ۲۰ اعلام کردند که میکوشند هرچه زودتر بر سر یک پیمان خلع سلاح تازه به توافق برسند. پس از آن، هیلاری کلینتون و سرگئی لاوروف، وزرای خارجه امریکا و روسیه در ششم مارس 2009 در ژنو از آغاز مذاکرات برای خلع سلاح اتمی سخن گفتند و در خصوص آغاز مذاکرات در روزهای 19 تا 21 ماه می همان سال، به توافق رسیدند. بر این اساس نخستین دور از مذاکرات رسمی روسیه و امریکا در مسکو، با هدف تدوین توافقنامه جدیدی پیرامون کاهش تسلیحات تهاجمی راهبردی، در حالی آغاز شد که از یک سو مدتزمان زیادی تا پایان پیمان پیشین باقی نمانده بود و از سوی دیگر موانع متعددی بر سر راه انعقاد یک پیمان جدید، وجود داشت.
این موانع و دور از انتظار بودن دستیابی به توافقی نوین باعث شد که دیمیتری مدودف و باراک اوباما رؤسای جمهوری روسیه و امریکا در بیانیهای مشترک که در چهارم دسامبر 2009، یک روز قبل از به سر رسیدن مهلت آن پیمان استارت منتشر کردند، با اعتراف به تلاش هر دو طرف جهت حمایت از ثبات استراتژیکی میان فدراسیون روسیه و ایالات متحده امریکا بر پیروی از ادامه همکاری اصولی خود بر اساس محتوای پیمان استارت، بعد از پایان مهلت آن تأکید ورزند. از آن پس، نشستهای دوجانبه بسیاری جهت دستیابی به توافق برگزار شد و سرانجام پیمان جدید در 8 آوریل 2010 در پراگ به امضای مدودف و اوباما، رؤسای جمهوری روسیه و امریکا رسید.
مطابق با پیمان جدید، روسیه و امریکا که در دوران جنگ سرد دشمن سرسخت یکدیگر به شمار میرفتند، متعهد شدهاند که طی هفت سال آینده، تعداد کلاهکهای هستهای استراتژیک خود را به 1550 کلاهک کاهش دهند. این میزان حدود 300 درصد کمتر از سقفی است که قبلاً تعیین شده بود. به عبارت دیگر دو کشور متعهد شدهاند که یکسوم کلاهکهای هستهای خود را کاهش دهند، همچنین در این پیمان آورده شده است که دو طرف اجازه دارند تا 700 موشک بالستیک و بمبافکن سنگین را حفظ کنند. در پیمان جدید، مفادی درباره تعیین و تبادل اطلاعات، تجدید تجهیزات و ازدورخارج کردن آنها، بازرسی و روندهای مربوط به آن و همچنین تدابیری در جهت تحکیم اعتماد در نظر گرفته شده است. علاوه بر این، مکانیسم بازرسیها سادهتر شده و در عین حال تأمینکننده قابلیت بررسی و شفافیت روند کاهش تسلیحات استراتژیکی تهاجمی خواهد بود.
جدال اوباما با جمهوریخواهان
در حالی که اوباما سعی داشت پیمان جدید استارت را در راستای سنت همکاری دو حزب عمده امریکا و در راستای تأمین امنیت ملی امریکا نشان دهد، برخی از قانونگذاران جمهوریخواه با ابراز نگرانی، تصویب این پیمان را به زیان دفاع موشکی امریکا قلمداد میکردند. از این رو در شرایطی که دولت اوباما و سناتورهای دموکرات اصرار داشتند که این پیمان پیش از پایان سال 2010 میلادی به تصویب سنا برسد، برخی از سناتورهای جمهوریخواه قصد داشتند بحث درباره این پیمان را به سال آینده میلادی موکول نمایند، زیرا در آن هنگام دیگر اکثریت سنا در اختیار حزب دموکرات نیست و جمهوریخواهان کنترل سنا را در دست خواهند گرفت. به همین سبب در روزهای اخیر باراک اوباما، رئیس جمهوری امریکا بر انتقادهایش از جمهوریخواهان سنا که سعی داشتند رأیگیری به پیمان جدید استارت با روسیه را به تأخیر اندازند، افزوده بود. وی اعتقاد داشت که جمهوریخواهان، درس رونالد ریگان رئیس جمهوری پیشین در دیپلماسی اتمی، (اعتماد همراه با تأیید)، را نادیده میگیرند. رئیس جمهوری امریکا معتقد بود تصویب پیمان پیام نیرومندی به روسیه خواهد فرستاد که امریکا در مورد کاهش زرادخانههای اتمی جدی است. این در حالی بود که اگر سنا پیمان جدید کاهش تسلیحات استراتژیک را امسال تصویب نمیکرد، آنگاه بازرسان امریکا قادر نبودند تأیید کنند که روسیه توافقنامه ۳۰ درصد کاهش در زرادخانه اتمی خود را رعایت کرده است یا خیر. علاوه بر این، خودداری سنا از تصویب پیمان میتوانست حمایت روسیه از واشنگتن در مسائل دیگر از جمله برنامههای هستهای ایران را به خطراندازد. همچنین تصویب این پیمان، جدی بودن امریکا در جلوگیری از گسترش تسلیحات اتمی را به جهان نشان میداد. از این رو تصویب این پیمان در سنای امریکا، به موضوعی حیثیتی و مهم برای باراک اوباما تبدیل شده بود. شاید به همین خاطر پنج وزیر امور خارجه پیشین دولتهای امریکا نیز از سنای این کشور مصراً تصویب پیمان استارت 2 را خواستار شدند. هنری کیسینجر، جورج شولتز، جیمز بیکر، لارنس ایگلبرگر و کالین پاول که در دولتهای ریچارد نیکسون، جرالد فورد، رونالد ریگان، جورج اچ دبلیو بوش و جورج دبلیو بوش عهدهدار مقام وزیر امور خارجه امریکا بودند، اعتقاد داشتند پیمان استارت جدید که ادامه معاهده «استارت 1» است، امریکا را قادر خواهد ساخت تا از کمک روسیه در رابطه با رژیمهای ایران و کره شمالی ـ که دولتهای «سرکش» خوانده شدهاند ـ و نیز جهت بهبود اوضاع در افغانستان، بهرهمند گردد. وزیران خارجه پیشین امریکا تأکید داشتند که حتی رؤسای جمهور امریکا که از حزب جمهوریخواه بودهاند نیز در گذشته اذعان داشتهاند که کاهش تعداد سلاحهای اتمی با روشی شفاف و قابل تأیید، به ثبات مناسبات امریکا با شوروی و بعدها با فدراسیون روسیه، یاری رسانده است. در مجموع با وجود آنکه نمایندگان جمهوریخواه تمایل چندانی به تصویب این طرح نداشتند، ولی نظرهای موافق زیادی درباره پیمان «استارت جدید» در امریکا شکل گرفت، به نحوی که تصویب این پیمان با ۱۳ رأی از سناتورهای جمهوریخواه را میتوان موفقیتی بزرگ برای سیاست خارجی اوباما محسوب نمود.
سناریوهای پیش رو
به رغم آنکه روابط مسکو و واشنگتن طی یک سال اخیر بهبود یافته، با این حال هنوز مسائل و مشکلات زیادی در روابط دو کشور وجود دارد که میتواند روابط مسکو و واشنگتن را تحتالشعاع خود قرار دهد. از جمله این مشکلات میتوان به نبرد علیه گسترش سلاحهای هستهای، مبارزه باتروریسم، طرح سامانه دفاع موشکی، فعالیتهای هستهای ایران، مسئله به رسمیت شناختن استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا، طرح گسترش ناتو به شرق و عضویت اقمار سابق اتحاد جماهیر شوروی در این پیمان
نظامی - امنیتی، مسئله صلح خاورمیانه، فروش تسلیحات روسی به کشورهای معارض با امریکا، برچیده شدن پایگاههای هوایی امریکا در منطقه آسیای مرکزی و مسائل مربوط به افغانستاناشاره نمود. از این رو به نظر میرسد در آینده روابط روسیه و امریکا، دست کم سه سناریوی کلی وجود داشته باشد. این سناریوها عبارتند از:
1- مشارکت استراتژیک: مطابق با این سناریو، روابط روسیه و امریکا به بهترین حالت ممکن خواهد رسید. سرفصل آغاز این سناریو، گسترش روابط اقتصادی میان دو طرف است که میتواند به مشارکت استراتژیک در خصوص مسائل عمده جهانی منجر شود. این سناریو که در حال حاضر از سوی دیمیتری مدودف و باراک اوباما، رؤسای جمهور روسیه و امریکا پیگیری میشود، با چالشهای بسیار زیادی مواجه است و عملی شدن آن در سالهای نزدیک، تقریباً نامحتمل به نظر میرسد.
2- جنگ سرد جدید: در این سناریو، روابط دو کشور آنچنان سرد و تیره میگردد که یادآور بازگشت به دوران جنگ سرد شود. روابط روسیه و امریکا در اواخر دوره ریاست جمهوری بوش، به سمت این سناریو در حرکت بود. به نظر میرسد هم در امریکا و هم روسیه، همچنان جنگسردطلبان مترصد فرصتی هستند که روابط مسکو و واشنگتن را تیره سازند.
3- همکاری تاکتیکی و منازعات محدود: بر اساس این سناریو، روسیه و امریکا در بسیاری از موارد مهم به همکاری با یکدیگر میپردازند و در عین حال، منازعات خود را به خصوص در مباحث امنیتی و مسائل مرتبط با حوزه نفوذ یکدیگر حفظ خواهند کرد. در واقع روابط روسیه و امریکا میان درجهای از همکاری تاکتیکی و منازعات محدود در نوسان خواهند بود.