
سميه عباسي | محمدرضا صابري، دانشجوي دوره دكتراي مهندس عمران سازه، دانشگاه صنعتي اميركبير جوان 26 سالهاي است كه لحظهها را به خدمت گرفته و با توكل برخدا و تلاش خود توانسته در سال همت مضاعف و كار مضاعف رتبه اول بخش فعاليتهاي اجتماعي در جشنواره ملي جوان ايراني را به خود اختصاص دهد و موفق به دريافت تقدير نامهاي از دست رياست محترم جمهوري شود. گپ و گفتوگويي كوتاه با اين جوان موفق ايراني كه افتخار فرزند شهيد را نيز با خود به يدك ميكشد را انجام دادهايم كه از نظرتان ميگذرد. از چه زماني شروع به فعاليتهاي علمي و اجتماعي كرديد؟شروع فعاليتهاي علمي من از سال اول دبيرستان، زماني كه براي المپياد رياضي آماده ميشدم كليد خورد. پيش دانشگاهي كه بودم با معدل بالاي 19 قبول شدم و بعد در دوره كارشناسي دانشگاه صنعتي اميركبير پذيرفته شدم. پس از آن با استفاده از سهميه نخبگان و بدون آزمون ورودي در دوره كارشناسي ارشد همين دانشگاه پذيرفته شدم و اكنون نيز با توجه به همين سهميه در دوره دكترا تحصيل ميكنم.
ظاهراً چند مقاله علمي هم به ثبت رساندهايد در مورد آنها بگوييد؟بله، دو مقاله ISI در ژورنالهاي بينالمللي كشور انگلستان و پنج مقاله در كنفرانسهاي بينالمللي كشورهاي كانادا، افريقا، سنگاپور، مالزي و ايران به ثبت رساندهام. البته سال 2005 هم عضو تيم سازههاي سبك و سنگين اعزامي به كشور كانادا در دانشگاه OUC كانادا بودم.
انگيزهاي كه باعث شد شما اين زمينههاي علمي را در خود بارور كنيد چه بود؟در ابتدا بگويم كه من موفقيتهايم را مديون مادرم هستم و هر چه دارم بعد از لطف و عنايت خدا از ايشان دارم. در واقع ايشان با تشويقهاي خود انگيزههاي من را تقويت ميكند از طرفي خودم هم ذاتاً از علم و تحصيل خوشم ميآيد. در واقع در بحث علم و دانش همه جوره به آرامش ميرسم چه از نظر جسمي چه از نظر روحي. به نظر من داشتن علم يكي از شرطهاي رسيدن به كمال است و هر انساني در زندگي هدفي را دنبال ميكند و هدف اصلي من در زندگي كسب علم و دانش است.
با اين حساب خودتان را موفق ميدانيد؟خدا را شكر ميكنم. ولي احساس ميكنم تا رسيدن به نقطه ايدهآل خيلي زمان و فاصله دارم. در واقع شرايط مطلوب است اما ايدهآل نيست.
برنامه بعدي شما چيست؟قطعاً برنامه بعدي من، دفاع از رساله دوره دكتراست. قبل از آن هم در خارج از كشور دوره فرصت مطالعاتي جهت تكميل كردن رساله دكترا خواهم داشت، بعد از دوره دكترا هم قصد ادامه تحصيل در دوره فوق دكترا را دارم.
و هدف نهايي شما؟هدف نهايي من اين است كه در پايان مراحل علمي بتوانم به كشور عزيزم، ايران، خدمت كنم. در واقع زكات علم ودانش و دين خود را به انقلاب ادا كنم و از نظر علمي براي كشورم مثمر ثمرباشم.
قطعاً در تمامي اين مراحل الگويي را در زندگي داشتهايد، در اين رابطه توضيح دهيد؟الگوي اصلي من در زندگي، حضرت علي (ع) بودند و هستند. به دليل اينكه وقتي به زندگي ايشان نگاه ميكنيم ضمن اينكه ما شيعه ايشان هستيم، ميبينيم ايشان از هر لحاظ و در ابعاد مختلف چه از نظر ديني، چه از نظر سياسي، علمي و ... كامل بودند. از نظر سياسي درايتي كه ايشان داشتند از نظر اجتماعي نحوه برخورد ايشان با مسائل خلاصه از هر نظر بهترين الگو محسوب ميشوند. البته از مادرم نيز الگو گرفتم. ايشان واقعاً در بحث گذشت و فداكاري براي من الگوي بسيار خوبي هستند.
چه فعاليتهايي جزو علايق و سرگرميهاي شما محسوب ميشود؟مهمترين علايق و سرگرميهاي من ورزش و تحصيل و فعاليتهاي مذهبي است كه از دو زاويه به اين فعاليتها نگاه ميكنم هم جسمي، هم رواني هر سه مقولهاي كه عنوان شد در واقع جزو لاينفك ارتباط روح و جسم جهت تأمين سلامتي و موفقيت در زندگي به حساب ميآيد.
در چه مواقعي بيشتر دلسرد و ناراحت ميشويد؟بيشتر در مواقعي دلسرد و ناراحت مي شوم كه ميبينم در بخشي تصميماتي گرفته ميشود كه اين تصميمات به صورت عمومي است ولي متأسفانه توسط يك شخص متخصص گرفته نميشود. به نظر من دو فاكتور «تعهد و تخصص» براي گرفتن يك تصميم لازم است. در بحث مسائل شخصي هم گاهي اوقات احساس ميكنم خيلي تنها هستم و دلم ميخواست پدرم زنده بود حتماً اگر زنده بود مشاور و دوست خوبي براي من بود.
خب در اين مواقع (مواقع دلسردي) چه كار ميكنيد؟در اين مواقع فكر ميكنم. سعي ميكنم به گذشته و به موفقيتها و فرصتها و لطفهايي كه خداوند به من كرده فكر كنم تا آرام شوم. آن موقع خدا را شكر ميكنم گاهي اوقات نيز با دو ركعت نماز خودم را آرام ميكنم. بالاخره زندگي بالا و پايين دارد قطعاً بعد از گذشت از يك فراز، فرودي هم هست. ضمن اينكه وقتي فكر ميكنم ميبينم در زندگي باز هم با فرازها و موفقيتهاي مواجه خواهم شد.
در پيچ و خمهاي زندگي چه چيزي اميد دوباره به شما ميدهد؟وقتي گذر زمان و پيشرفت را ميبينم، در تمامي مسائل چه خانوادگي چه ميهني چه پيشرفت علم به صورت عام به اين نتيجه ميرسم زندگي يعني روبه جلو حركت كردن و استفاده از تجربيات گذشته، اين به من اميد دوباره ميدهد.
فكر ميكنيد چقدر خدا دوستتان دارد؟حس ميكنم خدا خيلي دوستم دارد. اول به خاطر اينكه من را آفريد و از روح خودش در من دميد و لياقت آفريده شدن و انسان شدن را به من داد و بعد به خاطر اينكه در نبود پدرم، مادري به من داد كه هم براي من پدر بود و هم مادر و خدا را شكر تا اينجا به خاطر موفقيتهايي كه داشتم از زندگيام راضي هستم.
چه توصيهاي به جوانهاي هم سن و سال خود داريد؟به نظر من انساني كه علم دارد همه چيز دارد چون علم از بين نميرود و باعث پيشرفت ميشود. بنابر اين توصيه ميكنم حتماً درس بخوانند و به دنبال علم باشند سعي كنند زندگي سالمي داشته باشند با ورزش كردن و خودشان را با ائمه اطهار و قرآن و نهجالبلاغه پيوند دهند؛ چرا كه اينها گنجهاي آشكاري هستند كه حيف است انسان از آن استفاده نكند. در واقع اينها اقيانوسهاي بينهايتي هستند براي رسيدن به كمال.
و سخن آخر...بدون تملق و حقيقتاً از ته دل ميگويم، به نظر من جوانهاي ايراني جوانهايي هستند با استعداد و داراي پتانسيلهاي ويژه جوانهاي ايراني، جوانهايي هستند محبوب كه اگر درست مديريت شوند قطعاً ميتوانند پرچم سعادت و كمال را به اهتزاز درآورند. از مسئولان ميخواهم قدر اين اندوختهها را بدانند و اين پتانسيلهاي بالقوه به پتانسيلهاي بالفعل تعديل نمايند كه با توفيقات ايزد منان اين امر در آينده نه چندان دور ميسر خواهد شد.