
1- تا پیش از انقلاب اسلامی آنچه به عنوان تئاتر دینی از آن یاد میشود، گونههای اجرایی یا به اصطلاح علمیتر، نمایش وارههایی بودند که بچههای هیاتی، مذهبی و مبلغان مبانی دین اسلام از آنها برای انتقال مفاهیم ارزشی و معنوی خود به عموم مخاطبان بهره میبردند. این افراد نه داعیه آگاهی به علم نمایش را داشتند، نه در پی کسب شهرت به عنوان نمایشنامه نویس، کارگردان و بازیگر بودند و نه پی جوی سالنهای نمایشی با امکانات منحصر به فرد آنها بلکه در همان حیاط مسجد یا چادر تکیه خود یکی از داستانهای مذهبی برگرفته شده از سیره پیامبران و ائمه معصومین(س) را با سادهترین شکل روایت زبانی و حرکتی در قالب اجرایی به نمایش درمی آوردند تا ضمن بهرهگیری از عنصر جذاب تصویر برای جذب هز چه بیشتر مخاطب، پیام ارزشی و معنویای که به دنبال انتقال آن به مخاطبان خود بودند را با قدرت هر چه بیشتر به مخاطبان عمومی خود ارائه دهند.
2- با به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی و آغاز ناگهانی جنگ تحمیلی فعالیت آزادنهتر این گروههای مردمی و البته مذهبی صحن مساجد و دفاتر تبلیغی پیام انقلاب اسلامی مانند حوزه هنری و کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و دفاتر بسیج مردمی تبدیل به محیط ثابتی برای اجرای گروههای نمایشی خودجوش و مردمی نمایشهای مذهبی شد. با این تفاوت که اینبار مفاهیم انقلابی و دفاع مقدسی مانند ایثار، شهادت، از خودگذشتگی و ... هم به خیل مفاهیم مذهبی و دینی این نمایشها راه پیدا کرد. تا مردم و جوانان که با دو پدیده انقلاب و جنگ تحمیلی به صورت توامان و نزدیک برخورد کرده بودند علاوه بر درک و شناخت صحیح از این اتفاقات عظیم در بطن زندگی اجتماعی شان خود را از نظر روحی و روانی برای پذیرش و حضور در جبهههای حق علیه باطل و مبارزه با دشمن انقلاب و کشورشان آماده کنند. تا اینجای کار باز هم حضور افرادی که بی هیچ ادعایی و با هدف انتقال مبانی معرفتی و معنوی دست به تولید آثار نمایشی میزدند نسبت به هنرمندان تحصیلکرده هنر نمایش پررنگتر بود.
3- با عبور از دهه اول انقلاب و پایان جنگ تحمیلی و خروجی دانشکدههای تئاتری شاهد حضور هنرمندانی در صف تولیدات نمایش مذهبی بودیم که اینبار علاوه بر شور ذاتی به این هنر دارای سواد علمی و آکادمیک این رشته نیز بودند و سعی داشتند علاوه بر اجرای عمومی آثار خود به صورت یک نمایش ساده، کمکم با ابعاد جدیدی به این آثار آنها را از جنبه کیفی و علمی ارتقا دهند. حاصل این تجمیع، ایجاد دو دستگی میان هنرمندان خود جوش و تحصیلکردگان مدعی بود که حرفشان اجرای نمایشهای مذهبی در سالنهای نمایشی با امکانات و اسباب لازم اجرای تئاتر در مفهوم علمی آن بود. اینچنین بود که نمایشهای مذهبی با قرار گرفتن در فرم اجرایی و حرکت به سوی علمی شدن درگیر کلیشههایی شد که خود این کلیشهها امروز به عنوان آسیب جدی نمایشهای مذهبی و معنوی شناخته میشود که به جای جذب حداکثر عموم مخاطب بیشتر کاربرد دفع حداکثر آنها را برعهده دارد.
4- اینجا بود که لزوم کار کارشناسی و حضور منتقدان بیش از پیش احساس میشد و البته که این عزیزان با حضور خود و برگزاری سمینارهای پژوهشی و طراحی جشنوارههای مذهبی کمی به این بازار آفته جان و روحی دوباره بخشیدند و امروزه چه بپذیریم و چه نه، نمایشهای مذهبی ما در بین تمام گونههای نمایشی و تئاتری کال کشور از جامعه مخاطب گستردهتری نفع میبرد.
5- گویا حالا زمان آن فرارسیده تا با کنار هم قرار گرفتن سه نسل پیشکسوت، میانه و جدید هنرمندان تئاتر، نمایشهای مذهبی ما با پیراهن کهنه خود بدرودی داشته باشد و با وارد شدن به جامه جدید خوانشهای به روز مفاهیم مذهبی در قالب داستانهایی که به زندگی مخاطبان امروز خود نزدیکی بیشتری دارند باز هم در ردیف اول صف جذب مخاطب به سوی خود قرار گیرد. البته این کار مدتی است آغاز شده و شاهد اجرای نمایشهایی با حال و هوای داستانهای امروزین و محتوای مذهبی و دینی همان سالهای دور و نزدیک خود هستیم که از قضا با اقبال خوبی نیز رو به رو شده است و تنها امیدواریمان این است که با قرارگرفتن زیر چتر حمایتی دولتمردان و متولیان امر نمایش شاهد آغاز عصر جدیدی در نمایشهای مذهبی کشور و شکوفایی مفاهیم معنوی در قالب نمایشهای به روز شده خود باشیم.