
ایزد مهرآفرین - چند روز بیشتر به شروع جشنواره نمانده و فیلمی که خسرو ساخته در مرحله صداگذاری دچار مشکل شده، فرسودگی دستگاههای فنی، قطع و وصل مدام برق، آماده نبودن موسیقی متن و خستگی عوامل فنی که به طور شبانهروزی مشغول به کار هستند، باعث ایجاد فضایی پرتنش و عصبیکننده شده است. از سوی دیگر الزام حضور فیلم در جشنواره که شرط لازم برای نمایش عمومی آن در سال آینده است، باعث شده تهیهکننده هم لحظه به لحظه فشار بیشتری به خسرو وارد کند. خسرو تمام انرژی خود را به کار میگیرد و با خواهش و تمنا عوامل را تشویق به ادامه کار میکند. در حالی که امیدی به آماده شدن فیلم در زمان مقرر نیست. این داستان خلاصهای از فیلم خوب، اما کمتر دیده شده «میکس» ساخته داریوش مهرجویی است. با وجود اینکه میکس در سال 78 ساخته شده ولی انگار این فیلم حدیث نفس تاریخ سینمای ایران است. این فیلم به درستی حال و روز سینمای ایران را قبل از مهمترین جشنواره سینمایی کشور نشان میدهد. امسال هم با وجود اینکه کمتر از دو ماه دیگر به جشنواره فجر نمانده، بنیاد سینمایی فارابی مهلت ارسال فیلم به این جشنواره را تا فردا 30 آذر اعلام کرده است. با این حساب اگر تغییری در تاریخ اعلام شده از سوی فارابی نشود که بیشک میشود، فیلمهایی که میتوانند در این جشنواره حضور داشته باشند به عدد انگشتان یک دست هم نمیرسند، چون خیلی از فیلمها مثل «اخراجیها 3» ده نمکی یا «خیابانهای ناآرام» کمال تبریزی هنوز در مرحله فیلمبرداری هستند یا مثل بقیه فیلمها در مراحل فنی به سر میبرند. حال اینکه هیئت انتخاب جشنواره چگونه و با چه معیاری این فیلمها را انتخاب میکند هم جای سؤال دارد و هم جای تعجب. چند سالی است تولیدات سینمای ما برای جشنواره فجر از دقیقه 90 هم گذشته و در وقت اضافی به سر میبرد. مثل اینکه بازی در وقت اضافی برای فیلمسازان ما هیجان بیشتری دارد. اینکه چه حکمتی در این نهفته که درست دو سه ماه مانده به فجر همه فیلمسازان ما تازه یادشان میافتد که باید فیلم بسازند؟ را هنوز کسی پی نبرده است، البته چند گمان میشود زد. یا همه سناریوهای ما پاییزی و زمستانیاند یا فیلمسازان و مدیران جشنواره به این وضعیت عادت کردهاند، البته در آن طرف، موضوع برای مخاطب بیچاره به این راحتیها نیست. مخاطب با هزار سختی و مشقت در صف بلیت سینما میایستد تا فیلم مورد علاقهاش را تازه، داغ و برای نخستین اکران ببیند، ولی به یک باره اعلام میشود که به علت نرسیدن این فیلم فلان فیلم جایگزین میشود. جدای از اینکه مخاطب دچار کسالت و بیحالی میشود، یک سؤال اساسی برایش پیش میآید؛ آیا واقعاً فیلمسازان ما برای جشنوارهای جهانی هم با این وضعیت فیلم میسازند؟ یا نه از ماهها قبل فیلم خود را برای برلین و کن آماده کردهاند. آیا همه بدبختیها برای من مخاطب ایرانی است و تماشاگر آلمانی و فرانسوی با خیال راحت بلیتش را در دستش گرفته و روی صندلیاش نشسته است؟ اصلاً آیا اگر چیزی غیر از این باشد، آنها را در کن و برلین و. . . راه میدهند؟ حال چرا این گونه کارها در جشنواره فیلم فجر تبدیل به رویهای رایج شده است، باید از مسئولان پرسید.