
علی خداییبیجاری - این روزها گیشه سینماهای تهران، به لحاظ مالی، اوضاع بسیار بدی را تجربه میکند، زیرا ماههای فصل پاییز به خودی خود جزء بدترین ماههای فروش سینما در ایران است و آنچه که به این سکون و سکوت دامن میزند و این اوضاع را بغرنجتر میکند، بحث آلودگی هواست، که بسیاری از کارشناسان عدم توفیق در فروش فیلمهای در حال اکران کنونی را آلودگیهای این مدت اخیر دانستهاند اما اگر در خوشبینانهترین حالت هم این دلیل را بپذیریم، باز در اصل قضیه توفیری حاصل نمیشود. به بیان دیگر چه آلودگی هوا چه موقعیت فصلی و زمانی و یا هر اتفاق دیگر در زمان اکران، فروش را با چالش مواجه کند، فیلمها را در آستانه شکست و ورشکستگی قرار میدهد، مثلاً ملک سلیمان در 58 روز نمایش و در 33 سالن شهر تهران یک میلیارد و 297 میلیون تومان فروش داشته که این رقم در مقایسه با هزینه 5 میلیارد تومانی که برای ساخت این فیلم صرف شده، رقم بزرگی نیست و حتی احتمال عدم بازگشت سرمایه اولیه مطرح میشود. در این میان این سؤال مطرح میشود که در سینمایی که بیشتر به یک ریسک شبیه است و شانس و اقبال در مسائل دخیل است، چه باید کرد که فیلمسازان در گونههای مختلف به تولید آثار مورد علاقه خود اهتمام ورزند؟ با طرح این سؤال ذهن حلقه مفقودهای را جستوجو میکند که شاید بیمه فیلمهای سینمایی در مرحله اکران باشد.
به نظر میرسد بیمه کردن یک فیلم میتواند راهکاری برای غلبه بر این مشکل باشد و اوضاع کنونی را که بیشتر شبیه حرکت بر روی لبه شمشیر است، کمی تغییر دهد؛ که اگر بنا به هر دلیلی یک فیلم در بازگشت سرمایه اولیه ناموفق بود، بیمه خسارت آن را پرداخت کند. این راهکار نه تنها خیال گروه سازنده را راحت میکند، بلکه از ورشکستگی تهیه کننده و بدنامی کارگردان و احیاناً دور افتادن آنان از فیلمسازی جلوگیری به عمل میآورد.