
دوره، هر دورهای می خواهد باشد و زمانه هر زمانه ای...مهم نیست که در کدام جغرافیا سر می کنیم و فضای پیرامون ما چیست، مهم این است که در هر دوره و جغرافیای فرهنگی که سیر میکنیم، همیشه چیزهایی هست که شاید به ظاهر ناخوانا و نا هماهنگ با زمانه خویش باشد یا روزگار به اقتضای خود تصمیم به نادیدن آن گرفته باشد اما بودن آن چیزی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت.
جوهره کتاب «نظریههای نمایش سیاه بازی» را که به تازگی و به قلم محسن سراجی از سوی نشر قطره منتشر شده است نیز باید در همین نکته جست و جو کرد؛ به یاد آوردن و دیدن سنت کهن و قدیمی نمایش سیاه بازی در ایران که در لایه رویی خود چیزی جز خنداندن مخاطبش را جستوجو نمیکند و در لایههای درونی خود به نقد تلخ جریانات حاکم بر زمانه خود نیز می پردازد.
نمایش سیاه بازی گرچه تا پیش از این نیز مورد توجه بسیاری از صاحبنظران عرصه تئاتر در ایران به منظور قرار گرفتن در آثار مکتوبشان در حوزه تاریخ تحلیل هنر تئاتر در ایران بوده است اما این اثر به صورت مستقل به این نوع از نمایش سنتی ایرانی روی خوش نشان داده و از منظر بررسی ساختار این هنر به تبار شناسی نمایش سیاه بازی در فصل ابتدایی خود توجه نشان داده است.
نویسنده در این بخش از کتاب خود که می توان آن را مهمترین بخش این کتاب نیز برشمرد، به این نکته توجه نشان داده است که اگر نمیتوان توقع داشت که هنر سیاه بازی یا اجرای نمایش تخت حوضی به دلیل ساختار فرهنگی جامعه امروزه نیز همانند چندین سال قبل در میان ذهن و زبان مخاطب بدرخشد اما ابزار، عناصر و شیوههای اجرای این نوع نمایش جدای از حفظ این هنر به عنوان یک میراث فرهنگی میتواند بستر ساز خلق آفرینشهای تازه در عرصه نمایش بر پایه سنتهای ایرانی اصیل باشد.
مؤلف کتاب برای نیل به این موضوع در نخستین فصل پس از معرفی عناصر این نمایش سنتی که عبارتند از میر نوروزی و دلقک به معرفی آیینهای مشابه با سیاه بازی که در خلق این نمایش نیز نقش ویژهای دارند از جمله کوسه بر نشین و تقلید پرداخته است و در ادامه به ارائه پیشینهای از سیاه بازی در ایران از عصر صفوی تا دوران پهلوی پرداخته است.
او در فصلهای بعدی کتاب خود به معرفی و تحلیل محتوای بخشهای مختلف این نوع از نمایش با عنوان خیر مقدم، پیش پرده خوانی و اجرای نمایش توجه نشان داده است.
نویسنده در دو فصل پایانی این اثر نیز به وجوه مشترک گونههای نمایش ایرانی همانند ریتم، ضرباهنگ و شعر و موسیقی توجه نشان داده است و پس از بررسی مجمل حضور موسیقی در اجرای این نمایش به بررسی نحوه حضور و اجرای انواع رقص از جمله رقصهای آیینی ایرانی، کلاسیک و بزمی و مردمی و نیز مطربی در اجرای این نمایش پرداخته است.
بررسی شیوهها و شگردهای اجرای نمایش سیاه بازی نیز حسن ختام این کتاب است که در آن تلاش کرده است تا عناصری چون دهن گرمی و حاضر جوابی، بداهه پردازی و ارتباط را در کنار بیان ویژگی موقعیتها یی چون صحنه پردازی و حتی ویژگیهای اقتصادی این هنر با یکدیگر پیوند داده و به تحلیل جامعی از این هنر دست بیابد.
کتاب «نظریههای نمایش سیاه بازی» را باید در کلامی خلاصه بنا بر نقل خسرو حکیم رابط بر آن نگاهی مجمل و مبسوط بر دنیای خوشایند مضحکه و شناسایی لذت احساس آزادی و رهایی موجود در آن بدانیم. آزادی و رهایی که در زندگی جدی و رسمی ما مستور مانده است.