
معمولاً در حالت متعادل و استاندارد، داوران یک جشنواره ادبی و حتی هنری برای ارزیابی یک اثر هنری، شاخصههای هنری و فنی اثر را در نظر میگیرند و با دقت در لایههای پیدا و پنهان اثر دقیق شده و آن را بررسی میکنند آنچه بدیهی است این مطلب است که اثری که خوب باشد، خودش با زبانی گویا به راحتی از خودش دفاع میکند و دیگر نیازی نیست تا نویسنده به اثر سنجاق شود و همه جا درباره اثرش سخن بگوید و داستانسرایی کند. اثر خوب هم داوران را بدون شک و تردید قانع و مطیع میکند و هم در بازار فروش جای خود را پیدا کرده و در میان دستهای مشتاق مردم میچرخد. اما اینها برای زمانی است که همه چیز ایدهآل و متعادل باشد اما آنچه این روزها میبینیم این فضای کنونی ادبیات از این تعادل خارج شده است. ادبیات سفارشی ساز خودش را میزند و ادبیات دگراندیش و شبهه روشنفکر خوش خیال ساز خودش را. این وسط ادبیات است که گوشت قربانی است، سلیقه همان سلیقههای قدیمی است و نگاه هم همینطور.
متأسفانه آنچه سالهای اخیر آسیب بزرگی برای جشنوارههای ادبی به حساب میآید، مسئله نوع داوری ها و سلیقه محوری داورهاست. در جشنوارههای ادبی صاحب اثر داوری میشود نه خود اثر !! نمیخواهم بگویم تنها معیار برای قضاوت و ارزشیابی آثار همین یک نکته بوده است، اما آنچه در نهایت تأثیر بیشتری بر داوران میگذارد این است که «چه کسی این داستان را نوشته است ؟» یعنی همان چیزی که به آن سیاستهای حاکم بر جشنواره میگویند. داورها گاهی ابزاری هستند در دست صاحبان جشنواره ها و این شخصیت هاست که داوری میشود نه آثار.
مسئله این جاست که آیا آن عده که بر صندلی قضاوت یک اثر هنری نشستهاند، صلاحیت این را دارند که درباره نویسنده آن اثر نظر بدهند ؟ آیا تخصص این عده داوری ادبیات است یا کند و کاو و تحلیل شخصیتها و رفتارها ؟ بیچاره آن اثر هنری که نویسنده اش مورد کینه یک داور باشد. به راستی این فکر خیلی بعید است ؟ دور از ذهن است ؟ مگر داورها احساسات ندارند ؟ مگر آن ها بخل و کینه و حسد ندارند؟ یعنی اصلاً ممکن نیست یک جایی، یک داوری مسائل شخصی و دیدگاههای نظری خودش را در داوری لحاظ کند ؟ یعنی داوران از خطا به دورند ؟ به واقع این نوع رفتار با اثر و نویسنده به نوعی اعدام و تحقیر نویسنده است. اینگونه است که عدهای جشنواره ها را بایکوت کرده و خلوت و بی خبری را به تحقیر و طرد شدن و توهین ترجیح میدهند. بحث بر سر جناح ها و احزاب نیست. صحبت از نگاه سلیقهای و شخصی به ادبیات و نویسندگان است. متأسفانه هر جشنواره در کنار داوران سیاستگذاری حاکم بر جشنواره نیز دارد. اینجاست که نویسنده تاوان کارهای کرده و نکرده را میدهد. چند روز قبل با یکی از داوران مطرح یکی از جشنوارههای ادبی اخیر صحبت میکردم. این بزرگوار با حالت نصیحت و از سر رفاقت و دلسوزی به من گفت که اگر میخواهی اثرت را کنار نگذارند باید مراقب رفتارت باشی. باید مصاحبه هایت آرام تر باشد. انتقاد که میکنی اینها ناراحت میشوند. آرام باش و صریح حرف نزن. بعد در آخر دستی بر سرم کشید و گفت : آقای فلانی مصاحبه ات را خوانده و از تو دلخور است. برو یک جوری از او دلجویی کن چون دو تا جشنواره دیگر هم در پیش است و ایشان صاحبنظر هستند.
حالا این سؤال میماند که در کشور ما داوران جشنوراههای ادبی به قضاوت چه مینشینند، آثار و یا چیز دیگری....قضاوت با شما