
امین خرمی- شامگاه جمعه (12 آذرماه)، برای دومین هفته متوالی، برنامه تلویزیونی «هفت» بحث گزارش ویژه خود را به لزوم توجه به سینمای بدنه، راههای جلوگیری از ساخت فیلمهای ملقب به سینمای سخیف و سینمای نازل اختصاص داد و در خلال آن چگونگی حرکت سینمای ایران بر روی ریل استاندارد فیلمسازی با توجه به نگاه مخاطب و ویژگی سرگرمیسازی سینمای تماشاگرپسند به صورت مقطعی مطرح شد؛ چرا که بار دیگر بحثهای حاشیهای و تبدیل شدن صحنه این برنامه به عرصه تسویهحسابهای شخصی مانع از رسیدن به هدف نهایی و اصلی این برنامه 180 دقیقهای شد.
«هفت» سرگردان میان بیدانشی و غرضورزی
نکتهای که آغازگر ورود بحث فریدون جیرانی به عنوان مجری و کارشناس برنامه، مسعود فراستی، منتقد، همایون اسعدیان، کارگردان و تهیهکننده و محمدحسین فرحبخش، تهیهکننده به حاشیه بود، بحث جلوگیری از ساخت آثار سطحی و ضربه آنها به کیفیت فیلمها و دفع مخاطب از سینما بود. در یک سوی این جریان فراستی با مقایسه سینمای ایران در آغاز دهه 70 که با فیلم موفق «آواز تهران» به کارگردانی کامران قدکچیان روزهای خوبی را پشت سر میگذاشت و طی یک جریان نزولی در سال 1383 به فیلمی مانند «شارلاتان» رسید، بیاهمیتی به تفکر مخاطب و توجه به فروش بالا را عامل اصلی شکلگیری قارچگونه فیلمهای مبتذل، سخیف و در برخی از موارد مستهجن میدانست و در سوی دیگر فرحبخش با توهینهای مستمر به فراستی اصل جریان وجود فیلمهای سطحی و مبتذل را انکار میکرد.
جالب این است که نه تنها فراستی و جیرانی که نفر اول هرم سینمای ایران، یعنی جواد شمقدری به عنوان سکاندار معاونت سینمایی نیز بارها انتقاد خود را نسبت به ساخت آثار سخیف و نازل ابراز داشته است. با این وجود، فرح بخش به عنوان نماینده تفکر «ضرورت سینمای سرگرمی ساز» با رد وجود سینمای نازل و سخیف فیلمی مانند شارلاتان را- که خود نویسنده و تهیهکننده آن بوده- یکی از بهترین و موفقترین فیلمهای سینمای ایران دانست.
حال نکتهای که به نظر «جوان» میرسد تا با این مقدمه به برنامهسازان یک برنامه حرفهای سینمایی و مخاطبان خود عرضه کند، این است که اگر اختلاف نظر درباره فیلم وجوه اختلاف بین فیلم خوب، سطحی، نازل و سخیف اختلافی مشخص و مدون و تعریف شده بود، میتوانستیم بحث پیش آمده را بحثی چالشی بدانیم اما وقتی منتقد برنامه فیلمی مانند شارلاتان را نماینده سینمای بسیار نازل و سخیف میداند و کارشناس دیگری، آن فیلم را بهترین فیلم تاریخ سینمای ایران میخواند، تنها یک نکته مشخص است که یا دوستان تعریفی از سینما ندارند یا در بیان بحثهای خود غرضورزی را در بالاترین سطح به اجرا میگذارند.
توهین به منتقد در یک برنامه زنده
بالا گرفتن این اختلاف نظر و بحث پیش آمده، فرحبخش را بر آن داشت تا با طرح اعلام جرم و لزوم دستگیری و محاکمه فراستی به خاطر استفاده کردن از واژه مستهجن برای برخی فیلمهای سینمایی، فضا را که به کل مخالف او شده بود، اندکی به نفع خود بگرداند. اما متأسفانه او در این بین جملهای را در قالب رسانه جمعی گفت که به دور از شأن هر فردی میتواند باشد، چه رسد به یک منتقد که حداقل نام او در بین سینماگران و سینماروها نامی شناخته شده است. او خطاب به فراستی گفت:«منتقدان افرادی هستند که پول میگیرند تا از یک فیلم تعریف کنند و سایرین را تخریب! شما با تخریب فیلم من تماشاگر را از آن دور کردید و مطمئن باشید نفرین زن و بچههای ما پشت سر شما خواهد بود!» هر چند که فراستی به آرامی و منطقی از کنار این توهین فرح بخش گذشت اما شاید حداقل بتوان خطاب به این تهیهکننده گفت که آقای فرح بخش، شما که در یک رسانه ملی خطاب به یک منتقد به نمایندگی از تمام منتقدان شدیدترین توهینها را نثار ایشان میکنید آیا نباید همان مدعیالعموم به سراغ شما بیاید و شما را دستگیر و محاکمه کند؟ و اینجاست که آن نکته همیشه گفته شده بار دیگر رخ مینمایاند که غالب هنرمندان ما ظرفیت نقد را ندارند!
«هفت» موفق در شعاردهی یا عملگرایی
نکته پایانی این گزارش خطاب به شخص جیرانی به عنوان محور اصلی این برنامه است. اگر این برنامه هدفش کمک به سینما و آشتی دوباره مخاطب با آن و بالا بردن کیفیت تولیدات آن در جهت رضایت مخاطبانش است، لازم است در یک طرح هدفمند و منصفانه به بررسی جامعه آماری مخاطبان خود بپردازد و در آن بررسی کند که آیا مخاطبان عادی سینما یا همان سینماروها از بینندگان همیشگی این برنامه و بحثهای آن هستند یا این برنامه برای تعداد محدود مسئولان سینمایی و هنرمندان یا روزنامهنگاران این عرصه ساخته و پخش میشود؟ با این برنامهریزی است که جیرانی در کنار شعارهای شیرین خود به عنوان مصلح سینمای رو به نابودی ایران میتواند ادعا کند که برنامهاش در رسیدن به اهداف خود موفق بوده یا نه! وگرنه این برنامه و شکل سیر آن بیشتر به هدر دادن بیتالمال و سرمایه ملی (با ادامه این روند) میتواند شبیه باشد تا یک برنامه موفق و کارگشا!