
ایزد مهرآفرین- بوی تو را میشود از پس هوای آلوده این روزهای تهران هم شنید. بوی تواز ژرفای تاریخ و هبوط انسان میآید. بوی تو بوی ولادت است نه شهادت. بوی تو بوی قرائت بسم الله الرحمن الرحیم است. آری، تو در راهی. گلها بیتاب گلاب شدن هستند و اسپندها در حسرت آتش تو میسوزند. پرچمها و بیرقها بر سردر خانهها افراشته میشوند و شهر از خماری و جمود بیرون میآید. کاروان عشق در راه معشوق است و معشوق بیقرار دیدار یار. آری بوی تو از دل تاریخ میآید.
کمتر از چند روز دیگر حسین(ع) به نینوا خواهد رسید؛ سرزمینی که دربارهاش فرمود: «اینجاست که زمین خونمان را مینوشد و اشک دخترکان قلب سنگ را آب میکند. هرکه به اینجا بیاید، خواهد گریست و هرکه نتواند زیارتش کند، دلش را با باد به سویش روانه میکند.» محرم نزدیک است و باد بوی تو را در این روزها به دیار ما رسانده است. شهر چهره اش را در میزبانی این غمانگیزترین ماه خدا دگرگون میکند و پارچه سیاه به رخ میکشد. تکایا و مساجد دوباره میزبان عاشقان تو میشوند. آب حرمت دیگری پیدا میکند و اشک راه خودش را در چشمها پیدا میکند. پس مشکها را پر از آب کنید که کسی تشنه نماند و چشمها را بشویید تا اشکها زلالتر باشد.
محرم میآید. بیشک حادثه عاشورا، حرکت و قیام امام حسین(ع) بهترین نشانه و راهنماست برای رسیدن به صراط مستقیم و راه رستگاری. محرم، فرصتی دوباره است برای تولد دیگر. این روزها آماده میشویم برای میزبانی از محرم؛ ماهی که میشود از پس آن فهمید که آیا صدای «هل من ناصر ینصرنی» امام خود را شنیدهایم یا نه سر در کار خویش فرو بردهایم و اکتفا کردهایم به رحمانیت خدا.
آری، تو در راهی. رؤیای کودکیهایم خوابی بود که درآن تو را بوسیده بودم. از آن پس هر سال در محرم به عشق دیدن تو سر بر بالشت مینهم. آیا دوباره تو را درخواب خواهم دید؟