کد خبر: 423478
تاریخ انتشار: ۰۲ آذر ۱۳۸۹ - ۱۳:۰۴
نمایش فیلم سینمایی ملک‌سلیمان و استقبال از آن سؤالات جدیدی درباره مفهوم جن و شیطان به وجود آورده که دستمایه نقد و نظر‌هایی درباره ماهیت جهان ماوراست. با این دغدغه به سراغ حجت‌الاسلام سیدسهیل هاشمی، مدرس حوزه و قرآن پژوه رفتیم تا از دیدگاه دین و قرآن بتوانیم این مباحث را ارزیابی کنیم.
جناب آقای هاشمی، بسیاری هنوز هم دیدگاه جدی درباره جن و موضوعات ماورایی ندارند و آن را زاییده تخیلات بشر می‌دانند، به عنوان سؤال اول می‌خواستم بدانم اساساً دین و مذهب موضوع جن را قبول کرده یا نه؟
بله، جن یکی از موجودات مکلف روی زمین است. یعنی غیر از انسان هیچ موجودی جز اجنه روی زمین مسئولیت و تکلیف به معنای اختیار داشتن ندارد. آنها هم ادیان الهی را که بر پیامبران انسان نازل می‌شود، مورد ارزیابی قرار می‌دهند و گروهی مؤمن و گروهی شرور و کافر می‌شوند. آیات اولیه سوره جن به همین معنا اشاره دارد که اجنه خدمت پیامبر اعظم رسیدند و اسلام آوردند. از دیگر مشخصات جن‌ها این است که آنها ما را می‌بینند و ما آنها را نمی‌بینیم و اساساً به زندگی ما کاری ندارند مگر اینکه ما راه ارتباط با ایشان را هموار کنیم و بتوانیم رفت و آمد با دنیای اجنه داشته باشیم.
در فرهنگ عامه، جن جزو نیروهای شیطانی و درصدد نابودی انسان‌هاست. این گزاره از نظر شرع چقدر درست است؟
در معنا کلمه شیطان گفته می‌شود، شیطان هر فرد شروری است که باعث شر بشود؛ اعم از اینکه جن یا انسان باشد. ما در سوره ناس، آخرین آیه قرآن کریم را داریم که می‌گوید: الذی یوسوس فی صدور الناس من الجنه والناس. یعنی وسوسه و شیطنت کار هم جن است و هم انسان. اساساً‌ جن هم سلطه‌ای بر زندگی آدمی ندارد. یعنی برخلاف این فیلم و سریال‌هایی که در سال‌های اخیر ساخته شده در اسلام تصریح شده که جن نمی‌تواند در روند زندگی توطئه‌ای بکند مگر اینکه وسوسه کند و ذهن را درگیر و تحریک‌کاری کند.
ولی به هر صورت هم فرهنگ ما می‌گوید و هم قرآن که ابلیس از طایفه جنی‌هاست
ابلیس از طایفه جن است. جنس او جنی است. یعنی مانند اجنه از انرژی حرارتی ساخته شده است. در سوره الرحمن آمده خلق الجان من مارج من النار. ما جن را از شعله‌های آتش ساخته‌ایم. همانطور که آدم از خاک آفریده شده، البته این را هم بگویم همانطور که خلقت آدم از خاک به معنای مجسمه‌ گلی بودن انسان نیست نباید تصور شود جن یا شیطان هم یک تمثال آتشین است. با این حال همانطور که گفته شد اجنه مؤمن و متقی که مطلقاً با انسان‌ها کاری ندارند ولی جن‌های شرور در خدمت شیطان برای نابودی آدمی از راه وسوسه و تحریک می‌کوشند.
قدیم‌ترها معتقد بودند کسی که ناگهان دیوانه می‌شود، جن زده شده است یا به عبارتی مجنون است. آیا این امر مقرون واقعیت است یا خرافه و موهوم؟
با اینکه امروز علم روانشناسی برخی از دیوانگی‌ها را به عوامل پزشکی مرتبط دانسته‌اند اما انکار نمی‌کنند که اندیشه‌های تکرارشونده یا همان وسواس عامل مهمی در جهت ایجاد جنون یا دیوانگی است. شاید همین وسوسه‌ها و ارتباط وسوسه با شیطان و جن‌های شرور باشد که قدیمی‌ها دیوانگی را در کل جن‌زدگی می‌دانستند اما از نظر اسلامی این بحث توضیح دیگری می‌تواند داشته باشد.
یعنی فکر می‌کنید بین وسوسه و دیوانگی یک ارتباط معقول است؟
دقیقاً، به نظر می‌رسد که برخی از دیوانگی‌ها منشأ فرهنگی و عبادی داشته باشند، زیرا یک بخش فرهنگی ما رفتار و بخش دیگر آن اعتقادات ماست. نگاه کنید کسی که در سبک زندگی‌اش براساس دستورات خدا عمل نکند، دچار یک خلأ حمایتی از طرف نیروهای رحمانی و ملائکه می‌شود و از هاله و سپری که برای محافظت از طمع نیروهای شیطانی برایش ایجاد شده می‌کاهد. این اتفاق زمینه را برای شدت گرفتن وسوسه‌های درونی فراهم می‌کند. این وسوسه‌ها برای یک انسان بی‌حمایت، یکسری افکار غلط و آزاردهنده ایجاد می‌کند که باعث ایجاد اعتقادات نامطلوب و پنجه زدن به دامن خرافات و اندیشه‌های نادرست می‌شود این خرافات چون آرامبخش نیست آنقدر هرج و مرج درونی و ذهنی را بالا می‌برد که فرد وابسته به شانس و بخت و آویزه و ورد و نگاه و بدبینی به زمان و زمین می‌شود تا جایی که نظام فیزیولوژی هم تحت تأثیر این بی‌نظمی آشفته شده و فرد به اصطلاح روان نژند و دیوانه می‌شود.
یعنی فرد با دور شدن از چرخه عبودیت و زمینه‌سازی برای وسواس شیطانی باعث نابود شدن سلامتی فرد می‌شود.
آقای هاشمی! مردم براساس داستان‌هایی که از زمان انبیای پیشین وحتی قرآن وجود دارد، فکر می‌کنند که هنوز هم امکان دخالت اجنه در زندگی عادی مردم هست. نحوه دخالت جن در زندگی بشر چگونه محدود شده و اساساً چگونه است؟
حضور جن در کنار بشر کم و بیش تا بعثت پیامبر اعظم(ص) موضوعیت داشته اما به برکت وجود پیامبر اکرم، اثر بیرونی حضور جن در زندگی بشر کاملاً از بین رفت. تا قبل از پیامبر اینها آزادی بیشتری داشتند. با ظهور حضرت مسیح(ع) حضور اجنه در آسمان‌ها محدود شد، اما قبل از ایشان در آسمان‌ها هم رفت و آمد داشتند.
قبل از این دوره‌ها در جامعه بشری چه کار می‌کردند؟
قرآن می‌گوید اینها به مردم سحر یاد می‌دادند یا سحر انجام می‌دادند.
پس سحر واقعیت دارد؟
آری، ولی نه آنطور که در فرهنگ عامه جاافتاده است.
معنای درست سحر چیست؟
سحر مثل طب یک فن است. درد هم جزو امور باطنی است. مثلاً سرتان درد می‌گیرد، دارویی می‌خورید، سرتان خوب می‌شود. کسی هم به شما نمی‌گوید سحر انجام شده است. چون الان دانشمندان فهمیده‌اند که ارتباط ماده داخل داروی سرماخوردگی با سیستم‌هایی که باعث زکام و تظاهرات بیرونی آن می‌شود، چیست. اما برخی سحرها را هنوز با علم نمی‌توان درباره آن قضاوت کرد. چون علم محدود است، ولی اگر یک دکتر قدیم‌ترها برحسب آزمایش و اتفاق دارویی را کشف کرده بود، شاید به او می‌گفتند این ساحر است. به علاوه اینکه سحر همیشه ماورایی نداشته و ندارد.
مثلاً در قرآن آمده جادوگران و اجنه به مردم طریق جدایی انداختن بین زن و مرد را یاد می‌دادند، طلسم می‌کردند یا کار دیگر. ما نمی‌دانیم اما براساس روایات نشانه‌هایی داریم که سحر همه‌اش کار ماورایی نیست. روایت داریم: بدترین سحر و جادو سخن‌چینی است.
شاید برای همین باشد که خیلی‌ها درصدد تسخیر اجنه شرور می‌باشند.
بله، شاید فکر می‌کنند با استفاده از راهنمایی آنها می‌توانند به اطراف خود مسلط شوند.
پس قبول دارید که می‌شود تسخیر جن کرد و کارهایی را انجام داد!
کلاً در فرهنگ عامه انگاره‌هایی درباره این موضوعات هست که در حقیقت و واقعیت چیز دیگری است.
ما معتقدیم تسخیر اجنه که سلب اختیار یک موجود با شعور و آزاد است، علاوه بر خطرات عقلایی که دارد، حرام است. ما حق این کار را نداریم. چه بسا خیلی‌ها که این فکرها را می‌کنند برای نزدیکی با این اجنه شرور قربانی هدیه می‌دهند و خود این قربانی چیزی جز فساد که باعث خشنودی شیاطین است،‌ نیست. یعنی همانطوری که در قسمتی از فیلم ملک سلیمان هم اشاره شد، ‌گاهی یک آدم که ظاهراً‌ جزو دینداران هم به شمار می‌رود برای کسب قدرت بیشتر می‌رود و بنده شیطان می‌شود و عملاً همان کاری را می‌کند که یک شیطان‌پرست انجام می‌دهد. شیطان هم قسم خورده که نشان دهد انسان شایسته بندگی خدا نیست. به فرد کمک می‌کند یا حداقل اینطور نشان می‌دهد که قدرت‌هایش را در اختیار کسی قرار می‌دهد که بیشتر فساد می‌کند و از خدا دور می‌شود و بالاخره می‌بینیم که در فرهنگ جهانی کنونی عرفان‌های دروغین مبتنی بر شیاطین و اجنه شرور سرشان در آخور باندهای قدرت و ثروت جهانی است.
شما می‌بینید در یک عقیده انحرافی در دین یهود به اسم صهیونیسم که اصالت را در قدرت می‌بیند، باندهای شیطان‌پرست شکل می‌گیرد و جالب اینکه افرادی که از ادیان مختلف به اینها می‌پیوندند هم چهره‌های سرشناس هستند که در پی قدرت گرفتن از طبیعت به دنبال شیطان آمده‌اند.
راه مصون ماندن از وسوسه‌های شیطان و این نوع دام‌ها که در چهره‌های مختلف فرهنگ جامعه را در حال فروپاشاندن است، چیست؟
در قرآن داریم نماز ما را از فحشا و منکر دور می‌کند. آنها که اهل مراقبه‌اند، می‌دانند که این به سبب هاله‌ای است که نماز به دور انسان نمازگزار ایجاد می‌کند و باعث جلوگیری از ورود شیطان می‌شود. در جایی دیگر داریم روزه سپر است. پس این نشان می‌دهد بین جنبه‌های عبادی و مبارزه با شیطان ارتباط مستقیمی برقرار است. ما نیاز به سه سلاح در قبال وسوسه شیطان داریم، اول موضوع اخلاق است که نمی‌گذارد فرد چنان متلاطم شود که نتواند خود را در مقابل وسوسه تسلیم کند. دوم اعتقادات است. افکار صحیح نمی‌گذارد انسان به چیزهایی تکیه کند که توهم و خیال است و به خرافه بیفتد. خرافه جایگزین شیطان برای خداشناسی درست است. اعتقاد چیزی است که نمی‌گذارد ما از شیطان و رسانه شیطانی و چیزی که شایسته ترسیدن نیست، بترسیم و بعد سوم عمل صالح است.
عمل صالح انرژی‌های ملکوتی که شامل دعای خیر دیگران و ملائکه است را در کنار انسان قرار می‌دهد تا انسان دارای مصونیت بیشتری در مقابل شر ظاهر و باطن باشد. در غیر این صورت بزرگی انسان تبدیل به بزرگواری نمی‌شود و جادوی تأثیرگذاری شخصیتی بزرگ مانند هیتلر، به جای آبادانی جهان جنگ جهانی دوم را می‌آفریند که باعث فساد و خونریزی است. همان چیزی که شیطان می‌خواهد و برای انجام آن قسم خورده است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار