کد خبر: 422876
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۵
وقتي تعارف كردن از اندازه بيرون رود
پريسا گربندي | در يك روز پرمشغله كاري، در محل كار بي‌وقفه مشغول انجام كارهايتان هستيد كه تلفن همراهتان زنگ مي‌زند، يكي از دوستانتان است، خيلي با او رودربايستي داريد، دچار ترديد مي‌شويد كه تلفن را جواب دهيد يا نه! با خود مي‌انديشيد «اگر جواب ندهم چقدر ناراحت مي‌شود، فكر مي‌كند دوست ندارم با او صحبت كنم، شايد كار واجبي داشته باشد» اين تفكرات باعث مي‌شود تلفن را جواب دهيد، بعد از دقايقي حال و احوال متوجه مي‌شويد نه تنها كار مهمي ندارد، بلكه فقط به علت اينكه حوصله‌اش سررفته به شما زنگ زده است، از طرفي نمي‌دانيد بايد چطور مكالمه را قطع كنيد و از طرفي ديگر، اين همه كار روي سرتان ريخته و كارها انباشته شده است. خلاصه يك ربعي وقتتان گرفته مي‌شود و وقتي مكالمه دوستتان به پايان مي‌رسد با خوشحالي تلفن را قطع مي‌كنيد و به سراغ كارهايتان مي‌رويد، در حال انجام بخشي از كارهايتان هستيد كه يكي از همكارانتان براي انجام كاري شخصي به سراغتان مي‌آيد؛ مثلاً از شما علت نقص گوشي‌اش را مي‌پرسد يا مثلاً نظرتان را در مورد فلان مشكل كاري يا خانوادگي‌اش جويا مي‌شود، در اين زمان ممكن است از شما سؤال كند، «بي‌موقع كه مزاحم نشده‌ام؟» و شما براي اينكه ناراحت نشود و احياناً بي‌ادبي نكرده باشيد، مي‌گوييد «اين چه حرفي است؟ اصلاً، خيلي هم مراحميد.» يا بگوييد «نفرماييد! خيلي هم به موقع است!» حالا ممكن است درددل‌هاي اين همكار يك ساعت طول بكشد و شما مانده‌ايد و اين همه كار عقب‌مانده! اصلاً ممكن است شما دچار اضطرابي شديد شده باشيد و به علت اين اضطراب متوجه هيچ كدام از حرف‌هاي او نشويد و فقط به صورت تصنعي سرتان را به منظور تأييد تكان دهيد و ذهنتان پي اين همه كار انجام نشده و بازخواست رئيس باشد، در اين موقعيت است كه شما دچار معضل اجتماعي تعارف شده‌ايد، حتماً‌ بارها و بارها اتفاقاتي در اين زمينه برايتان افتاده است و بارها خودتان را سرزنش كرده‌ايد كه چرا تعارف را كنار نگذاشته‌ايد و حرف دلتان را نزده‌ايد.تعارف هنجار اجتماعيتعارف در فرهنگ دهخدا به معني پيشكش دادن، خوش‌آمدگويي و هديه دادن است ولي متأسفانه در جامعه ما اين هنجار به ناهنجاري اجتماعي تبديل شده است.تعارف مقوله‌اي است كه روانشناسان و جامعه‌شناسان نظرات مختلفي را در مورد آن ارائه داده‌اند. راحله شريفي، كارشناس ارشد روانشناسي باليني مي‌گويد: تعارف يك هنجار اجتماعي است و اگر بخواهيم هنجار اجتماعي را تعريف كنيم بايد گفته شود هنجار اجتماعي مجموعه‌اي از رفتار نيكو و پسنديده‌اي است كه شخصي در اجتماع انجام مي‌دهد و در واقع يك كنش مثبت رفتاري است كه توسط مردم رخ مي‌دهد و اگر بعضاً فرد يا افرادي از انجام اين هنجارها سرباز زنند جامعه و مردم آن، با او برخورد كرده و او را فردي غيراجتماعي تلقي مي‌كنند. شريفي مي‌گويد: تعارف، البته در حد متعادل جزو هنجارهاي اجتماعي است، تعارف تا زماني كه از روي عواطف واقعي و با تمام وجود باشد و شخص از روي ادب و احترام آن را ادا كند، بسيار خوب و پسنديده است، براي مثال اگر شما قلباً دوستي يا همكاري را به ناهار دعوت كنيد يا از غذاي خود به ديگري تعارف كنيد، چون اين عمل قلباً انجام شده است، يك هنجار اجتماعي است، ولي اگر از روي رفتارهاي كليشه‌اي يا به خاطر روال روزانه باشد به يك ناهنجاري تبديل مي‌شود.تبديل تعارف از هنجار به ناهنجاريممكن است در روز بارها و بارها از لغاتي چون خيلي مخلصم، خيلي چاكرم، قابل شما را ندارد، شما بفرماييد، يا در حد پيشرفته‌تر، دربست در اختيارم،‌ بنده‌نوازي مي‌فرماييد، ما هر چه داريم متعلق به شماست و هزاران هزار عبارت و جمله اغراق‌آميز ديگر استفاده كنيد يا از ديگران بشنويد. آنقدر اين عبارات در روز تكرار مي‌شوند كه گاهي اصلاً‌ آنها را نمي‌شنويم، ولي بايد ديد آيا همه اين حرف‌ها در حد حرف و چاپلوسي و دورويي است يا قلباً از روي ارادت و احترام واقعي است، مثلاً شما تمام زندگي‌تان متعلق به دوستتان است؟ قطعاً اينطور نيست! پس هيچ كدام از اين حرف‌ها با تمام وجود گفته نمي‌شود و تنها تعارفي اغراق‌آميز است. ابراهيم سجادپور، كارشناس جامعه‌شناسي در اينباره مي‌گويد: در اين موارد تعارف در حد يك ادعاي واهي و غيرقابل انجام است، ادعايي كه نه خود شخص گوينده آن را باور دارد، نه شنونده، براي مثال شما بعد از مدتي تلاش و زحمت خانه‌اي مي‌خريد، اقوام و آشنايان براي تبريك به منزلتان مي‌آيند، با هر تبريك، شما پس از تشكر از كلمه «قابل شما را ندارد» استفاده مي‌كنيد آيا اين جمله منطقي و عقلاني است؟ يا فقط در حد يك تعارف است؟ مسلماً يك تعارف غيرعقلاني است. آيا اگر او بگويد ممنون خانه‌ات را به من بده، شما اين كار را مي‌كنيد؟ نه! پس لزومي هم ندارد كه به دروغ وسايل و لوازم شخصي‌تان را به ديگري تعارف كنيد چون هم خودتان و هم ديگران به ساختگي و دروغي بودن آن مطمئن هستيد. اين جامعه‌شناس در ادامه مي‌گويد: اينجاست كه اين تعارف به يك ناهنجاري اجتماعي تبديل مي‌شود و در جامعه‌اي كه مردم از نظر رشد اخلاقي و اجتماعي در سطح پاييني قرار دارند، گرفتار اين ناهنجاري‌ها مي‌شوند.يك عرف هميشگيدوستي از دوران نوجواني‌اش تعريف مي‌كرد و مي‌گفت: با يكي از دوستانم براي نماز به مسجد مي‌رفتيم، هميشه موقع برگشت به او اصرار مي‌كردم كه به خانه‌مان بيايد ولي او هميشه سكوت مي‌كرد و هيچ وقت هم به منزلمان نمي‌آمد. چند ماهي گذشت يك روز كه از مسجد بيرون مي‌آمديم به من گفت بيا با هم به منزلمان برويم، خيلي تعجب كردم و گفتم چه عجب! شما هم يكبار به ما تعارف كردي او در جوابم گفت: من تعارف نمي‌كنم، روزهاي قبل آمادگي پذيرايي از تو را نداشتم ولي امروز اوضاع منزل به گونه‌اي است كه مي‌توانم تو را دعوت كنم. وقتي شرايط مهيا نيست چرا بايد به دروغ تعارفي بزنم. اين دقيقاً يك رفتار مناسب و به جاست. متأسفانه در جامعه ما از اين قبيل مسائل به ندرت پيش مي‌آيد و تقريباً همه مردم با تعارفات بي‌جهت، خود و گاهي ديگران را به زحمت مي‌اندازند. مثلاً دوستي به منزلمان مي‌آيد و از وسيله‌اي خوشش مي‌آيد، آنقدر به او اصرار مي‌كنيم تا وسيله را از ما بپذيرد و بعد از نبود آن وسيله حسرت مي‌خوريم يا مثلاً اوضاع خانه نامناسب است يا چيزي براي پذيرايي از مهمان در خانه نداريم، ولي وقتي همسايه يا آشنايي را مي‌بينيم به او به تعارف مي‌گوييم بفرماييد منزل! و در دل آرزو مي‌كنيم كه او تعارف الكي ما را نپذيرد. آيا تا به حال با خود فكر كرده‌ايد كه چرا ما اين رفتارها را انجام مي‌دهيم؟ چرا انقدر تعارفات دروغي حواله هم مي‌كنيم؟ ليلا جانقرباني، كارشناس روانشناسي عمومي و مشاور خانواده در اينباره مي‌گويد: تعارف در ذات و بنيان ما ريشه كرده است و ما از كودكي اين رفتار را مي‌آموزيم و ياد مي‌گيريم در اين جامعه بايد با رفتارهايي مبهم با يكديگر تعامل برقرار كنيم. متأسفانه ما مردماني نيستيم كه صريح و شفاف صحبت كنيم و اگر انجام اموري برايمان سخت و دشوار است به راحتي به يكديگر «نه» بگوييم و با كلي تعارف و قبول زحمت، خودمان را به دردسر مي‌اندازيم تا آرامش شخصي ديگران را فراهم كنيم. ما ياد گرفته‌ايم اگر با دوستي تا مسيري همراه مي‌شويم حتماً هنگام خداحافظي او را به منزل دعوت كنيم حتي اگر از فرط خستگي به زور روي پايمان ايستاده باشيم، ما آموخته‌ايم اگر آشنايي با كودكش به منزلمان آمد و از يكي از اسباب‌بازي‌هاي كودكمان خوشش آمد، حتماً آن وسيله را به او ببخشيم حتي اگر كودكمان اذيت شود و گريه و زاري راه بيندازد، اما واقعاً دليل اين رفتارها چيست؟ جانقرباني ادامه مي‌دهد: دليل اين رفتارها نوعي ترس است؛ ما مي‌ترسيم اگر به دوستمان تعارف نكنيم كه به منزلمان بيايد ناراحت ‌شود و چيزهايي درباره ما بگويد. ترس ما از اين است كه اگر اسباب‌بازي كودكمان را به كودكي ديگر نبخشيم آنها در مورد ما چه فكري مي‌كنند؟ آيا نمي‌گويند به خاطر يك شيء بي‌ارزش اشك اين بچه را درآورد! دقيقاً اين همان ترس است، ولي بگذاريد بگويند، بالاخره بايد از يك جايي اين تعارفات اغراق‌آميز را ريشه‌كن كرد. ما نبايد نگران قضاوت ديگران در مورد خودمان باشيم؛ چراكه پس از مدتي آنها به خصوصيت اخلاقي ما پي مي‌برند و متوجه مي‌شوند ما اهل تعارف نيستيم و از آنجا كه آنها هم با اين رفتار پوشالي و دروغ‌آلود آشنا هستند ممكن است در رفتار خودشان هم تجديدنظر كنند.تعارف زياد مسبب نفاقاين رفتارها اگر با رعايت حد و مرز و متعادل باشد، باعث مهر و محبت و الفت بين مردم جامعه مي‌شود، ولي اگر اين رفتارها از حد تعادل خارج شود تعاملات را دچار ابهام مي‌سازد. شريفي مي‌گويد: ممكن است برايتان پيش آمده باشد كه در مقابل دعوت يا خواسته كسي دچار ترديد شويد، مثلاً فاميلي شما را به منزلشان دعوت مي‌كند، يا غذايي به شما تعارف مي‌كند و شما واقعاً نمي‌دانيد بايد چه كار كنيد، آيا بايد دعوت او را بپذيريد يا او دارد تعارف مي‌كند. اين ابهام اجتماعي است. گاهي آنقدر اين ابهامات در روابط زياد مي‌شود كه شما حتي در مسائل جزئي دچار مشكل مي‌شويد، مثلاً نمي‌توانيد متوجه شويد هنگام مكالمه تلفني طرف مقابل وقت صحبت دارد يا نه؟ يا شرايط براي مهمانداري او مهياست يا نه؟ چراكه هميشه از شما استقبال مي‌شود و جملات بسيار خوشحالم يا مشتاق ديدار بودم را مي‌شنويد البته در آيات قرآني به امور پسنديده‌اي اشاره مي‌شود كه در تعارف ايراني خود را نشان مي‌دهد. اين مسئله تا زماني كه شخص خود را در تنگنا قرار ندهد، امري مفيد و سازنده است، اما هرگاه موجب شود تا انسان به دروغ بيفتد تا تناقض رفتاري و قلبي در او به وجود بيايد از حالت سازندگي و مفيد بودن خارج مي‌شود و شكل نفاق، دورويي و دروغ به خود مي‌گيرد. به طور مسلم كسي كه از جملات مذكور استفاده مي‌كند، اما در دل او چنين چيزي وجود نداشته باشد، او دچار نوعي نفاق و تعارفش نيز آلوده به دروغ و نفاق است كه چنين رفتاري قطعاً از نظر اسلام هم مذموم است. بسيار ديده و شنيده مي‌شود و دفعات بسياري اثبات مي‌شود كه شخصي كه از عباراتي با مفهوم ارادت و چاكري و مخلصي براي طرف مقابل استفاده مي‌كند، نه تنها خود را فدا نمي‌كند و قلباً‌ اين حرف‌ها را قبول ندارد بلكه از انجام كاري كوچك براي آن شخص هم خودداري مي‌كند، بنابراين اينگونه الفاظ و عبارات كه از زبان خارج مي‌شود و پشتوانه قلبي ندارد نه مي‌تواند تأثيرگذار باشد و نه نشانه دوستي و محبت خواهد بود و نزد خداوند نيز نوعي دروغگويي و نفاق محسوب مي‌شود. تا زماني كه رفتارها اينگونه باشد همه مردم دچار نوعي ابهام هستند و آنچه اتفاق مي‌افتد آن است كه ما با توجه به ابهامات موجود همچنان با يكديگر همانگونه رفتار مي‌كنيم و بر شيوه غلط قبلي استوار مي‌مانيم و يكديگر را در معذورات قرار مي‌دهيم. اين احساس ناخوشايند كه طرفين تعارف بر خود تحميل مي‌كنند، باعث مي‌شود رابطه‌شان آسيب ببيند و به مرور زمان اصل روابط زيرسؤال برود. از آنجا كه روابط ما سرمايه‌مان است با اين روش‌هاي غلط و تعارف كردن‌ها و شفاف نبودن رفتارها سرمايه‌مان را از دست مي‌دهيم و همه به مرور زمان دچار نوعي نفاق و دورويي مي‌شويم.تعارف؛ جانشين شرطي احترام!در جامعه ما آنقدر مردم تحت تأثير حرف‌هاي اغراق‌آميز قرار مي‌گيرند كه گاهي برايشان دوست و آشنا، غريبه و فاميل فرقي نمي‌كند و با افرادي كه ممكن است ديگر هيچگاه يكديگر را نبينند هم تعارف مي‌كنند آن هم تعارفات بيجا و بي‌جهت! شريفي در اين رابطه مي‌گويد: مردم به جاي اينكه براي يكديگر ارزش قائل شوند و در جاهايي كه لازم و ضروري است به حقوق يكديگر احترام بگذارند به علت شرطي شدن برخي رفتارها مدتي را صرف تعارفات بيهوده مي‌كنند، حتي با كساني كه آنها را نمي‌شناسند براي مثال براي وارد شدن يا خروج از مكاني لحظاتي را براي تعارفات بيجا هدر مي‌دهند و از جملاتي نظير شما بفرماييد، استدعا مي‌كنم، شما بزرگ‌تري، شما كوچك‌تري و از اين قبيل حرف‌ها، ولي همين افراد ممكن است در مكاني ديگر رفتاري كاملاً معكوس داشته باشند. مثلاً در مترو شما چه كسي را ديده‌ايد كه در شلوغي مترو به ديگري تعارف زودتر سوار شدن كند، تقريباً هيچكس! بنابراين جاهايي كه مطمئنيم با ديرتر وارد شدنمان اتفاقي نمي‌افتد كلي در ورود و خروج زودتر يكديگر را تشويق مي‌كنيم، ولي جايي مثل مترو يا اتوبوس شلوغ نه تنها به هم تعارف نمي‌كنيم، بلكه گاهي بدون نوبت و بدون رعايت حقوق ديگران سوار مي‌شويم. جانقرباني مي‌گويد: اين رفتارها بايد اصلاح شود بهتر است ياد بگيريم در محيط‌هاي شلوغ براي يكديگر ارزش و احترام قائل شويم. اينگونه رفتار كردن، رفتاري اجتماع‌پسند است. در همين جامعه‌اي كه همه سر مسائل كوچك كلي با هم رودربايستي مي‌كنند و عاطفه و احساس در اين مواقع موج مي‌زند، بر سر نشستن روي صندلي در متروها، سريع سوار شدن در اتوبوس و در صف ايستادن براي خريد نان بي‌عاطفگي و سردي را مي‌توان مشاهده كرد.تعارف بجا منشأ حسناتدر فرهنگ برخي كشورها، كلمه‌اي به نام تعارف حتي در دايره‌المعارف‌شان هم وجود ندارد و آنها بسيار صريح و راحت با هم صحبت مي‌كنند و اصلاً با هم تعارف ندارند. به گفته شريفي، اگر ‌ با هم تعارف نمي‌كرديم، هيچكس احساس حمايت عاطفي نداشت و خبري از حس پشتوانه بودن نبود.‌ ممكن است گاهي ما تعارفمان كاملاً از صميم قلب نباشد و از روي تمايل واقعي‌مان عملي را انجام ندهيم ولي بجا و به وقت باشد همين تعارف و همين رفتار البته در حد معقول حسي خوب را در طرف مقابل ايجاد مي‌كند و او به نوعي حمايت عاطفي ما را خواهد داشت ولي لازم به ذكر است كه اگر هميشه اين رفتارها قلباً نباشد و هميشه تعارف‌گونه رفتار كنيم مطمئناً طرف مقابل به زودي متوجه خواهد شد، ولي مي‌توان بعضي اوقات از تعارف به عنوان چاشني صحبت‌ها استفاده كرد.تعارف بيجا مانع غذا خوردن!تعارف كردن هنگام خوردن غذا و ميوه و نوشيدني نوعي تعارف است كه قطعاً همه طعم تلخ يا شيرينش را چشيده‌اند، هنگامي كه براي شام، ناهار يا حتي عصرانه دعوت شده‌ايم، گاهي آنقدر از سوي ميزبان به خوردن غذاي بيشتر و بيشتر و بيشتر دعوت مي‌شويم كه چانه زدن و حرف زدن اشهايمان را كور مي‌كند. قطعاً ميزبان به مهمانش محبت دارد و اين كار را از روي محبت انجام مي‌دهد، ولي گاهي مهمان واقعاً خسته و ناراحت مي‌شود. شايد خود ما هم جاي ميزبان باشيم و همين رفتار خسته‌كننده را با مهمانمان داشته باشيم، كارشناس جامعه‌شناسي در اينباره مي‌گويد: متأسفانه فرهنگ تعارف به قدري با مردم جامعه ما عجين شده است كه حتي موقع غذا خوردن آن را كنار نمي‌گذارند. در صورتي كه در جامعه‌شناسي اينگونه رفتار پسنديده نيست و اگر مهمان غيرايراني و با جامعه ما غريبه باشد، اين رفتار را بي‌احترامي تلقي مي‌كند، هر فردي به خوبي مي‌داند چه نوع غذايي دوست دارد و با چه مقدار از آن غذا سير مي‌شود و گرسنه است يا خير، پس اگر ميزبان بيش ازحد و لحظه به لحظه به مهمانانش تعارف كند، انگار حواسش به غذا خوردن مهمانان و اينكه چه كسي چه مقدار غذا مي‌خورد است كه اين نوع رفتار پسنديده نيست و غيرقابل قبول است. البته هدف ميزبان ايراني هيچ وقت چنين چيزي نخواهد بود و او تصميم دارد نهايت پذيرايي را از مهمانش داشته باشد، ولي اين راهش نيست! در جامعه ما، در هر مهماني كه وارد مي‌شوي، ميزبان لحظه به لحظه جملاتي نظير: «خواهش مي‌كنم از خودتان پذيرايي كنيد،‌ استدعا مي‌كنم كه كفگير بيشتر بخوريد، چرا خورشت نمي‌ريزي؟ چرا برنج خالي مي‌خوري؟ اي بابا اين سفره درويشي و فقيرانه كه اين همه تعارف ندارد» را تكرار مي‌كند كه واقعاً گاهي نه تنها حوصله مهمانان را سر مي‌برد بلكه گاهي آنها را عصباني و خسته هم مي‌كند و با اين رفتار باعث مي‌شود مهمانان راحت نبوده و از خوردن خجالت بكشند.وقتي تعارف با قسم آميخته مي‌شودمتأسفانه گاهي افراد آنچنان درگير تعارفات مي‌شوند كه براي اينكه ثابت كنند اين حرف‌ها را قلباً بيان مي‌كنند به قسم‌هاي مختلف متوسل مي‌شوند و از هيچ قسمي دريغ نمي‌كنند. براي مثال: تو روخدا اول شما بفرماييد! به خدا اگر بذارم!، به حضرت عباس من يكي مخلصتم و... جملاتي است كه زياد شنيده مي‌شود. آيا اين رفتارها واقعاً صحيح است؟ شريفي مي‌گويد: مسئله قسم خوردن در جامعه ما مقوله‌اي است كه بايد مفصلاً به آن پرداخته شود؛ چراكه متأسفانه اين جملات براي برخي از افراد در ليست جملات روزمره‌شان قرار دارد. در واقع به كاربردن آن برايشان شرطي شده است، و بي‌اختيار آن را به كار مي‌برند كه آثار سوء خواهد داشت. در دين مسيح، قسم خوردن به مسيح كفر محسوب مي‌شود خواه راست باشد خواه دروغ!ريشه تعارفاگر بخواهيم دقيقاً بدانيم مردم جامعه ما تعارف را از كجا آموخته‌اند و ريشه تعارف كجاست، بايد به آموزه‌هاي ديني مراجعه كنيم، براي مثال با مراجعه به سوره هود متوجه مي‌شويم كه حضرت ابراهيم هر روز افرادي را بدون آنكه آنها را بشناسد سر سفره خود مهمان مي‌كرد. در آياتي كه درباره رفتار ابراهيم(ع) در سوره هود يا رفتار پيامبر در سوره احزاب مي‌خوانيم، متوجه مي‌شويم در اين آيات به آداب رفتار با مهمان اشاره شده است، نكته‌اي كه در مسئله تعارف مطرح است دعوت و مهمان كردن، درخواست از مهمان براي حضور در خانه و مهماني است كه اين رفتارها از نظر عرف و شرع نه تنها مشكلي ندارد بلكه بسيار پسنديده و خوب است، اما نبايد اين تعارفات بيش از حد و اغراق‌آميز باشد، چراكه از حالت سازندگي و مفيد بودنش خارج مي‌شود.چيزي كه در تعارف بسيار حائز اهميت است، اين است كه در تعارف نبايد افراد در تنگنا قرار بگيرند اهل تعارف گاهي خود را به دست خويش در تنگنا قرار مي‌دهند. آنها گاهي با تعارفات بيجا و بعضاً غيرواقعي ديگري را به سر سفره خود مي‌خوانند، ولي يا غذايي ندارند يا فرصت پذيرايي ندارند. اينجاست كه شرم و حيا موجب مي‌شود كه خود را به سختي و قرض بيندازند.چاره چيست؟مانند تمام رفتارهاي اجتماعي و تمام مسائل جامعه براي رفع اين معضل اجتماعي بايد اول از خودمان شروع كنيم به عقيده جانقرباني بايد به خودمان بقبولانيم كه لازم نيست وقتي خانه نامرتب است، كسي را دعوت كنيم، بايد ياد بگيريم لازم نيست هنگام غذا خوردن دائماً مواظب مهمانان باشيم و آنها را براي پذيرايي خودشان تشويق كنيم. بايد بدانيم اگر مشغله داريم يا زحمت انجام كاري براي كسي را نداريم با صراحت ولي با احترام به او بگوييم و خود را در مضيقه و تنگنا قرار ندهيم.شخصي كه تعارف مي‌كند بايد با توجه به حجب و شرم خويش سخني نگويد كه در آن شائبه دروغ باشد يا خود را در سختي و مشقت اندازد. از اين رو اينگونه رفتار كه در اصل، هنجاري بسيار مفيد و سازنده است، مي‌تواند به ناهنجاري تبديل شود و به جاي ايجاد محبت و اكرام و احترام موجبات بي‌احترامي و ناراحتي و ارتكاب گناه از سوي دو طرف را فراهم آورد. خلاصه كلام آنكه تعارف به‌عنوان هنجاري اجتماعي و پسنديده مي‌تواند كاربردها و كاركردهاي سازنده‌اي در حوزه‌هاي همبستگي و ايجاد الفت و مهرباني و بروز تكريم و احترام به ديگري و تحقق جامعه‌پذيري و افزايش كنش‌هاي ارتباطي سازنده داشته باشد به شرط آنكه با دروغ و زحمت و مشقت همراه نشود و شرم و حيا موجب نشود كه هنجاري مفيد به نابهنجاري آزاردهنده و گناه‌آلود تبديل شود و اگر تعارفي قرار است بشود از سر صدق و راستي و براساس ميزان توانايي و قدرت شخص و مطابق با واقعيت‌ها باشد تا نشانه‌اي از ادب و محبت شخص باشد و نه نفاق و دروغ او.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار