بلایی که این روزها بر سر مذاکرات صلح خاورمیانه میآید، بیان صریح دو واقعیت همزمان است:اول اینکه دولت اوباما بسیار ضعیفتر از آن است که بتواند رژیم صهیونیستی را به سمت توافق با فلسطینیان سوق دهد حتی بر سر مسائل حاشیهای و دوم اینکه فضای سیاسی داخل امریکا و همینطور درون سرزمینهای اشغالی به شکلی دست که اصلاً امکان حرکت به سمت توافق وجود ندارد. راستهای تندرو در تلآویو معتقدند که بعد از 20 ماه خون دل خوردن از فشار دولت دست چپی اوباما، حالا وقت آن شده که به یمن بازگشت جمهوریخواهان حسابشان را با اوباما و تیم همراهانش یکسره کنند. به خاطر همین درست وقتی که اوباما ترجیح میداد بعد ازشکست دموکراتها در روز دوم نوامبر(11 آبان) با یک سفر 10 روزه خودش را از شر صحنه سیاسی امریکا خلاص کند، نتانیاهو به امریکا سفر کرد و هر بلایی که میخواست برسر سیاست خاورمیانهای نیمه جان اوباما آورد. برای اولین بار، یک نخستوزیر رژیم صهیونیستی در غیبت رئیسجمهور امریکا به واشنگتن رفت ولی در تلآویو و واشنگتن مرتبه نخست بود که نخستوزیر اسرائیل شخصا با رئیس آینده مجلس نمایندگان ملاقات میکرد. نتانیاهو پنج روز در واشنگتن ماند و اوباما 10 روز به آسیا سفر کرد. نتیجه سفر10 روزه اوباما به آسیا هر چه بود، نتانیاهو به اندازه چند برابر آن رشتههای خاورمیانهای او را پنبه کرد و حالا نتیجه همه این حوادث این شده که 20 ماه بعد از ورود اوباما به کاخ سفید، زمزمه برکناری جورج میچل و دنیس راس یا مارتین ایندایک به عنوان سفرای خاورمیانهای جدید کاخ سفید به گوش میرسد. هر دو نفرکارکشته مسائل خاورمیانه و به خصوص صلح بین اعراب و اسرائیل هستند ولی اگر حداقل جورج میچل برچسب لابیگری اسرائیل را روی پیشانی نداشت و سابقه مذاکرات صلح در ایرلند را در دفتر خاطراتش ثبت نکرده بود، ایندایک و راس هر دو این برچسب را هم با خودشان به یدک میکشند، ایندایک که زمانی سفیر امریکا در تلآویو بوده به عنوان یکی از چهرههای مطرح مذاکرات کمپ دیوید شناخته میشود و دنیس راس را هم بیشتر به خاطر سوابق یهودیاش میشناسند.
به نظر میرسد سیاست خارجی امریکا بعد از دوره بهت و حیرت 20 ماههای که اوباما شخصاً به آن تحمیل کرده بود، در حال بازگشت به چارچوبهای اصلیاش یعنی چرخش به سمت رویکردهای دو حزبی (bi-par tisan) است طی این 20 ماه، اوباما فشار زیادی به لیوان کریستالی سیاست خارجی امریکا وارد کرد و جداره خاورمیانهای آن بیشتر از هر جای دیگری ترک برداشت ولی نه چارچوب سیاسی حاکم بر امریکا طاقت چنین فشارهایی را داشت و نه اسرائیلیها اجازه شکاف بیشتر آن را خواهند داد.
این روزها صدای راستگرایی در تلآویو و واشنگتن بیش از همه جای دنیا به گوش میرسد. امریکا به اسرائیلیها طرحی ارائه کرده که طبق آن، شهرکسازیها به مدت 90 روز متوقف شود ولی اگر طی این مدت مذاکرات خاورمیانهای به جایی نرسد، اسرائیل اجازه خواهد داشت بمب شهرکسازی را منفجر کند و امریکا نیز تضمین می دهد همه قطعنامههای شورای امنیت درباره خاورمیانه را وتو کند. معنی ضمنی این تعهدات، شمارش معکوس 90 روزه برای مرگ سیاست خارجی اوباما در خاورمیانه یا به تعبیری به شماره افتادن نفسهای سیاستهایی است که اوباما طی 20 ماه گذشته آن را دنبال میکرد. این یعنی بازگشت سیاست خارجی امریکا به چارچوبهای دو حزبی که طی چند دهه اخیر تار و پود آن در کاخ سفید تنیده شده است.
در چند ماه آخری که امریکا به انتخابات کنگره نزدیک میشد، زمزمه شکاف بین دموکراتها با اوباما و تیم محدود و همراهانش بیش از هر زمان دیگری در واشنگتن شنیده میشد و حتی یکی دو بار هم بحث کنارهگیری هیلاری کلینتون از کاخ سفید به بیرون درز کرد. پیروزی جمهویخواهان فقط به معنی بازگشت نگاه امنیتی به کاخ سفید نیست بلکه مفهوم مهمترش که دموکراتها چندان از آن ناخشنود نیستند، پایان اوباماگرایی در سیاست خارجی امریکاست.