
فریدون حسن | ذوبآهن باخت، بد هم باخت، هر چند که بیشتر از عذابی که بابت باخت نماینده کشورمان در فینال لیگ قهرمانان آسیا از صدای جواد خیابانی زجر کشیدیم اما اقدام بیسابقه صدا و سیما در عصر فوتبالی دیروز هم باعث تعجب و بهتمان شد و هم افسوس و عذاب بیشتر.
فینال لیگ قهرمانان آسیا مهم بود، مهمتر از بازی سوم شاگردان غلام پیروانی در گوانگژو که با دو پیروزی قبلی صعودشان به مرحله بعد را هموار کرده بودند. از صبح دیروز هم رسانه ملی قرار را بر این گذاشته بود که بازی امیدها را با تأخیر بلافاصله بعد از پایان مسابقه پخش کند، هر چند که همان زمان هم این سؤال پیش میآمد که وقتی میشد نیمه دوم بازی را زنده دید چرا مشتاقان فوتبال باید بازی ملیپوشان کشورشان را با تأخیر مشاهده کنند.
در همین برزخ قرار داشتیم که شبکه ورزش بهتزدهمان کرد وقتی زیرنویس آمد پخش زنده بازی منچستر یونایتد استونویلا ساعت 15/16 یعنی درست همان زمانی که قرار بود از صبح بازی تیم امید مقابل ویتنام با تأخیر پخش شود.
سؤال اینجاست یعنی تلاش بازیکنان تیم امید ارزشش برای صدا و سیما کمتر از سریال بیمحتوای خوشنشینها بود؟ یا اینکه پخش زنده لیگبرتر جزیره مهمتر بود یا بازی امیدهایی که امید بستیم به آنها برای کسب پنجمین عنوان قهرمانی در بازیهای آسیایی.
قبلاً از توهین صدا و سیما به شعور مخاطبانش بارها گفتیم، به خصوص در پخش برنامههای ورزشی، دیروز گزارشگر بازی فهم و شعور تمامی بینندهها را به سخره گرفت و شاید اغراق نباشد اگر عنوان کنیم که خیلیها صدای گیرندههای خود را بستند تا حداقل فقط از باخت ذوبآهن تأسف بخورند. این توهین را تحمل کردیم اما همین تحملها کار را به جایی رساند که سریالی که این روزها از صدا و سیما مقابل سریال رقیب در شبکه ویدئویی قرار دارد و پخش مستقیم مسابقه بیاهمیت منچستریونایتد ترجیح داده شد به بازی امیدهای شایسته کشورمان.
دیروز ذوبآهن باخت و امیدها صعود کردند به مرحله بعدی بازیهای گوانگژو، ما باخت ذوب را دیدیم اما صعود امیدها را نه تا باور کنیم که احترام به مخاطب کمتر جایی را در برنامهها و اهداف صدا و سیما دارد.
بارها گفتیم و شنیده نشد و دیروز باور کردیم که این اتفاق افتاده و کاری از دستمان بر نمیآید وقتی گزارشگر صدا و سیما تقریباً هر چه به دهان میآورد به اسم گزارش میگوید و انتقادها هم به جایی نمیرسد طبیعی است که عدم پخش بازی شاگردان پیروانی مقابل ویتنام نباید هم چندان اهمیت داشته باشد. کسی چه میداند شاید ما اشتباه کنیم، شاید مردم کیف میکنند وقتی صدای خیابانی، با الفاظ منحصربهفردش را میشنوند، شاید مردم دیروز دوست داشتند به جای هنرنمایی شاگردان پیروانی اراجیف و جنگولکبازیهای بازیگران زن و مرد سریال خوشنشینها را شبانهروز 3 مرتبه ببینند و شاید ارزش بازی بیاهمیت شاگردان فرگوسن بیشتر از بازی شاگردان پیروانی باشد در نظر مردم. شاید ما اشتباه کنیم.