
زهرا مرادي - در كشور ما نيز اين عناصر علاوه بر كاركردهاي فوق، از گروههاي مرجع اجتماعي به شمار ميآيند. اما رسانههاي كشور به خصوص صدا و سيما به چه ميزان توانستهاند از اين ظرفيت بينظير در راستاي تحول و تعالي جامعه بهرهبرداري كنند؟ در اين ميان در دانشگاهها جنبش دانشجويي به خودي خود از استعداد بينظيري در پيگيري آرمانهاي انقلاب اسلامي و مطالبات مردمي برخوردار است و حضور 57 ساله آن در حوزههاي گوناگون سياسي، فرهنگي و علمي منشأ اثرات بزرگي در مسير تكاپوي اجتماعي ملت ايران بوده است. در گفتوگو با سينا زعيمزاده، دبير سياسي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل، تعامل رسانه ملي با دانشجو، دانشگاه و جنبش دانشجويي را به بحث و بررسي نشستهايم.
آقاي زعيمزاده! چه فصل مشتركي براي تعامل ميان دانشجو، دانشگاه و جنبش دانشجويي با رسانهها به خصوص صدا و سيما وجود دارد؟ابتدا بايد ببينيم كه چه ظرفيت مشتركي بين دانشجو، دانشگاه و جنبش دانشجويي از يكسو و صدا و سيما از سوي ديگر وجود دارد تا بشود از اين ظرفيت به نحو مطلوب بهرهبرداري كرد. پيش از اين نيز بايد وظيفه رسانهها به خصوص رسانه ملي مورد بررسي قرار گيرد.بعد ببينيم وظيفه جنبش دانشجويي به عنوان يك بخشي از نخبگان چيست؟ به نظر بنده كار اصلي رسانه تبديل ارزشها به فرهنگ در يك جامعه است. يك ارزش اگر بخواهد در زندگي اجتماعي مردم اثر گذار باشد بايد به فرهنگ مردم تبديل شود. از سويي وظيفه نخبگان به خصوص نخبگان انقلابي اين است كه ارزشهاي انقلاب اسلامي را تدقيق و تبيين كنند و مطالبات امامخميني(ره) و مقام معظم رهبري را هميشه در جامعه سرزنده و پويا نگه داشته و كاربردي كنند. اين مهم ميتواند سرمنشأ تعامل و فصل مشتركي براي همكاري رسانه و نخبگان باشد.
اكنون فضاي تعامل را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ سهم دانشجو و جنبش دانشجويي از رسانه ملي چقدر است؟ اين تعامل چه اثراتي در جامعه ميتواند داشته باشد؟تصور من اين است كه امروز دانشجو و جنبش دانشجويي هيچ سهمي از رسانه ملي ندارد. امروز بين عامه مردم يك تصوير غلطي از دانشگاه وجود دارد. با تبليغات سياسي و سرو و صداهاي رسانهاي در دوره دوم خرداد، نگاه توده مردم به دانشگاه توأم با يك فضاي راديكال سنت شكن و دين ستيز شد.اكثر مردمي كه فرزند دبيرستاني دارند، براي ورود فرزندشان به فضاي دانشگاه به لحاظ مذهبي و پرورشي دغدغه و نگراني دارند. يك قسمت اين نارسايي مربوط به رسانه ملي است كه هنوز نتوانسته واقعيت دانشگاهها را به نحو صحيح به جامعه منعكس كند. امروز چند صد تشكل دانشجويي فعال در عرصه دانشگاههاي كشور وجود دارد كه بخش اعظم آنها مروج و پرچمدار دينداري و حقيقتطلبي هستند و همواره پايبندي خود را به ارزشهاي انقلاب اثبات كردهاند، اما اين واقعيت انكار ناپذير هنوز در رسانه ملي به تصوير كشيده نشده است. مردم هنوز وقتي اسم بعضي تشكلهاي دانشجويي مثل انجمن اسلامي را ميشنوند به ياد وقايع تلخي همچون 18تير 78 يا غائله خرم آباد و. . . ميافتند، يعني به عنوان يك عنصر آنارشيست به انجمن اسلامي نگاه ميكنند. اين در حالي است كه آن طيف افراطي و ساختار شكن امروز در دانشگاهها در اقليت محض قرار دارد. امروز حدود 60 انجمن اسلامي در دانشگاههاي كشور هم راستا با انقلاب اسلامي فعاليت ميكنند كه پيگير مطالبات مردم هستند. در واقع اين تشكلها به اصالت انجمنهاي اسلامي برگشتهاند.اصالت انجمن اسلامي كه در سال 1321 تشكيل شد بر پايه اقامه نماز و برپايي شعائر ديني بود. امروز بسياري از اين انجمنها هويت خود را احيا كردهاند كه عدهاي از آنها تحت لواي اتحاديه انجمنهاي اسلامي دانشجويان مستقل مشغول به فعاليت در زمينههاي فرهنگي، سياسي و علمي هستند. با اين همه باز هم اين تصوير مطلوب هيچ انعكاسي در رسانه ملي ما ندارد.
به نظر شما مشكل و مانع اصلي در تعامل دانشجو و رسانه ملي چيست؟ما فكر ميكنيم كه تعامل با دانشجو و جنبش دانشجويي در برنامهريزيهاي كلان مديران نظام و به خصوص مديران رسانه ملي وجود ندارد. رهبري معظم انقلاب، سالانه ديدارهاي متعددي با جامعه دانشگاهي و نخبگان كشور دارند و به طور اختصاصي هر سال يكبار در ماه مبارك رمضان با اعضاي تشكلهاي مختلف دانشجويي ديدار دارند كه اين ديدار در يك فضاي كاملاً منطقي و دوطرفه برگزار ميشود و نمايندگان تشكلهاي دانشجويي نقطه نظرات، دغدغهها و راهكارهاي پيشنهادي خود را با رهبر در ميان ميگذارند. در نظامي كه رهبر اين حق گفتوگو را براي دانشجويان قائل است و حتي خود ايشان به طور مستمر در فضاي دانشگاههاي كشور حاضر ميشوند و از نزديك با دانشجويان و دانشگاهيان تعامل ميكنند، ساير مسئولان توجهي به جامعه دانشجويي كشور ندارند. در ديدار دانشجويان با مقام معظم رهبري بعضاً تندترين انتقادات به منصوبان ايشان و جديترين مباحث مطرح ميشود. رهبر معظم انقلاب همواره ارتباط تنگاتنگي با دانشجويان و جنبش دانشجويي داشته و دارند و خواستههاي جريان دانشجويي كشور را ميدانند و البته مطالبات ارزشمند و گرانسنگ خود را نيز بيپيرايه مطرح ميكنند. اما در ساير مسئولان ما به خصوص مسئولان صدا وسيما اين روحيه وجود ندارد. بارها تشكلهاي دانشجويي از شخص آقاي ضرغامي خواستهاند كه در جلسهاي دانشجويان ديدگاههاي خود را با كه وي مطرح كنند تا ايشان بداند كه چه در ذهن دانشجويان ميگذرد. گرچه مشورت كردن از توصيههاي ديني ماست، اما در شش سالي كه جناب ضرغامي بر رياست سازمان صدا و سيما تكيه زدهاند، غير از يكبار كه آن هم بيشتر جنبه نمايشي داشت، هيچگاه ايشان در جمع واقعي دانشجويان حاضر نشدند تا مطالبات را بشنوند. يك قسمت ديگر از اين نارسايي به بدنه سازمان صدا و سيما بر ميگردد. حتي اگر اين اراده در مديران باشد در بدنه برنامه سازان سازمان اين اراده وجود ندارد تا تصور غلط از دانشگاه، تشكلهاي دانشجويي و انجمنهاي اسلامي كه در ذهن مردم شكل گرفته است را تغيير دهند و به پوشش فعاليتهاي تشكلهاي دانشجويي بپردازند. واقعاً امروز فوتبال چه سهمي از رسانه ملي دارد؟ اين نكتهاي دردناك است كه دو ساعت در تلويزيون صحبت ميشود كه حقوق فلان فوتباليست 700 ميليون يا 800ميليون بوده است! اگر دانشگاه و تشكلهاي دانشجويي در تلويزيون يك برنامه هفتگي ثابت و مستمر داشته باشند و اگر يك دهم فوتبال به دانشجو سهم داده شود آن چيزي كه امروز دغدغه برخي مسئولان است كه نخبگان ممكن است از آنها فاصله بگيرند، از بين خواهد رفت. دانشجويان اگر بدانند كه در رسانه ملي حضور دارند، دغدغههايشان مطرح ميشود، به مسائل دانشگاهشان رسيدگي ميشود و در رسانه ملي قدرت طرح مطالبات شان را دارند اين فاصله ايجاد شده ميان برخي مسئولان با نخبگان به سرعت كاهش پيدا ميكند. در اين حالت دانشجويان حس اعتماد بهتري را نسبت به حاكميت پيدا ميكنند. درباره موضوع برپايي كرسيهاي آزاد انديشي كه رهبر فرزانه انقلاب مطرح كردند و در اين زمينه مطالبه جدي از دانشجويان داشتند، تشكلهاي دانشجويي كم و بيش در اين راستا گام برمي دارند اما رسانه ملي تاكنون در اين خصوص هيچ كاري نكرده است. نه اخبار برگزاري اين كرسيها در دانشگاههاي كشور را پوشش داده است و نه توانسته با فرهنگسازي مناسب اين موضوع و مطالبه رهبر معظم انقلاب را به مطالبه عمومي و نخبگاني تبديل كند. اكنون كرسيهاي زيادي در دانشگاهها در حال برگزاري است كه تلويزيون ميتواند بخشي از آنها را پوشش دهد. اين اقدام هم براي دانشگاه و هم براي رسانه ملي مفيد است و در واقع يك بازي برد- برد محسوب ميشود.
آيا تاكنون براي تعامل هدفمند ميان دانشجو و رسانه ملي طرحي را به سازمان صدا و سيما ارائه دادهايد؟براي تهيه و ارائه طرح بايد ابتدا يك گوش شنوايي وجود داشته باشد. وقتي مديران رسانه ملي اين دغدغه را ندارند، 50 درصد قضيه منتفي است، اما به هر حال يك برنامه شبيه برنامه نود اگر در يك زمان خاصي به صورت هفتگي به دانشگاه و دانشجو اختصاص پيدا كند تا وقايع دانشگاه در هفتهاي كه گذشت مورد تحليل قرار گيرد مناسب است، البته همه اتفاقات دانشگاهها سياسي نيست.برخلاف آنچه كه برخي فكر ميكنند بسياري از تشكلها يك بار علمي را الان در دانشگاهها به دوش ميكشند و بيشتر كاركرد فرهنگي دارند. در اين برنامه، ميتوان به اين موضوع پرداخت كه اساساً در دانشگاه به لحاظ علمي، سياسي، فرهنگي، اجتماعي و پژوهشي چه ميگذرد. اين يك گام بلند و محكم براي آغاز كار است.
اكنون برخي از اخبار و برنامههاي صدا و سيما به مسائل و موضوعات دانشگاهي ميپردازد، ارزيابي شما از اين برنامهها چيست؟اين برنامهها معدود و نامحسوس است. اگر اخبار دانشگاهي به خوبي انعكاس داده شود آثار و پيامدهاي آن بايد در دانشگاه ديده شود و مردم هم حس خواهند كرد.اگر هم برنامهاي موردي پخش شده در بدترين ساعت به لحاظ ميزان مخاطب پخش شده است يا به همه ابعاد دانشگاه پرداخته نشده است و تك بعدي بوده است. پخش برنامههاي تك بعدي فايدهاي ندارد. اين نوع برنامهها و اخبار، كمتر دانشجويي بوده يعني از دل خود دانشگاه نجوشيده است. مثلاً يك مسئولي درباره دانشگاه صحبت كرده و سخنان وي از تلويزيون پخش شده است يا چند دانشجو به صورت گزينش شده در برنامهاي شركت كردهاند. بايد برنامههاي واقعي طراحي و توليد شود تا مطالبات واقعي از درون دانشگاهها و تشكلهاي دانشجويي بجوشد و بالا بيايد. اگر به اين موارد توجه شود ميتوان از برنامههاي متوسط كار را شروع كرد و به سوي افق مطلوب در تعامل رسانه ملي با دانشگاه و دانشجو پيش رفت.