
عبادت به جز خدمت خلق نیست!حتماً تو هم بارها وبارها این جمله را از این وآن شنیدهای ! یا اینکه به قول قدیمیها به دیگران کمک کن تا خدا به تو کمک کند!خیلیها هم هستند که آرزوی کمک به دیگران را دارند، اما یا نصیبشان نمیشود یا همتش را ندارند!همت! آری همت ،همتی به بلندای از خود گذشتگی و وقت گذاشتن برای دیگران .اما به نظر شما چه شغلی میتواند این ویژگی را داشته باشد .اگرکمی فکر کنیم میبینیم تار و پود خیلی از شغلها با خدمت به خلق خدا گره خورده است .فقط کمی همت میخواهد که بچههای امدادگر هلال احمر دقیقاً این همت را دارند و شاید کمتر کسی آنها را میبیند .برای همین به سراغ هادی اسرافیل پور یکی از این دوستان امدادگر جوان که برگزیده جشنواره ملی جوانان است رفتیم تا از احوال این روزهایش باخبر شویم! این جوان آذری متولد 1364 است و در رشته عمران تحصیل میکند.
ابتدا کمی بیشتر از خودتان بگویید که خیلی ازدوستان جوان ما دوست دارند بدانند شما چگونه و برای چه برگزیده شده اید؟جشنواره ملی جوان ایران در حدود 14 بخش برگزار شد که یکی از زیر مجموعههای آن بخش فعالیتهای اجتماعی بود که در 10 محور برگزار شد ویکی از زیرشاخههای آن بخش جوان امدادگر بود که درآن بیش از 7 هزار امدادگر شرکت کرده بودند که با لطف خدا از بین این تعداد من برگزیده شدم و به عنوان جوان برگزیده معرفی شدم.
چه فعالیتهایی داشتید که توانستید این جایگاه را به دست آورید؟حوزه فعالیت من در چند سال اخیر گسترش یافت و پس از مدتی از حوزه استانی خارج وارد حوزه کشوری شد،یعنی مأموریتهای مختلفی در جای جای کشور انجام دادیم، علاوه براین اردوهای مختلفی را شرکت کردم که در همه آنها سعی کردم برتر باشم و به نحو احسن کار خود را انجام دهم! و لطف خدا هم دراین راه نصیبم شد.
امدادگر بودن چگونه شغلی است چه ویژگیهایی دارد؟ شما چرا وارد این شغل شدید؟چیزی که باید درباره شغلم بگویم این است که شغل من دو چیز میخواهد، یکی توکل و دیگری عشق و علاقه، من خودم از روزی که وارد هلال احمر شدم به خدا توکل کردم و با علاقه امداد را پیگیری کردم و به همین دلیل هم شاید باورتان نشود، اما خیلی زود برکتش را در زندگیم حس کردم و از خدا هم ممنونم که اینگونه کمک به دیگران را نصیبم کرد. حسی که آن را نمیتوان با یک دنیا هم عوض کرد.
میدانید که خیلیها شغل شما را وقت صرف کردن برای دیگران میدانند و کم درآمد، شما هم این حرفا را شنیدهاید، چقدر درکارتان تأثیر داشته است؟باور کنید بارها و بارها از بعضیها میشنیدم که این چه شغلی است که آدم باید وقت خود را برای نجات دیگران بگذارد و بعد از آن هم توصیه میکردند که به دنبال یک شغل پردرآمد بروم! اما من به هیچ کدام از این حرفها گوش نمیکردم چرا که کارم را باور داشتم و میخواستم تا جایی که میشود درآن پیشرفت کنم، باور کنید توکل بر اینکه خدا در راه کمک به مردم به شما کمک میکند، آنقدر قشنگ است که تنها آنهایی آن را حس میکنند که انجامش میدهند.
شما قبل از اینکه در جشنواره این جایگاه را به دست آورید،در جای دیگری هم مقامیکسب کردهاید؟بله، من از سال 1382 وارد جمعیت شدم، از آن همان زمان در بخش ارزیابان هم فعالیت داشتم تا اینکه در سال 1387 به عنوان ارزیاب برتر شناخته شدم،سال قبل هم به عنوان جوان برتر استان آذربایجان شرقی انتخاب شدم.
چه چیزی را رمز پیشرفتتان دراین کار میدانید؟حقیقتاً همان دو چیزی که گفتم توکل برخدا وعشق به کارم،باور کنید که این دو معجزه میکنند: چرا که روح این کار هم عشق وعلاقه میخواهد وبدون آن نمیتوان به این کار ادامه داد.به خصوص در اردوهای جهادی که واقعاً برایم لذت بخش است بودن در کنار دوستان وانجام وظیفه بسیار زیبا و برایم خوشایند بود. اما قبل ازاین توکلی که به خدا داشتم باعث شد که با جدیت به راهم ادامه دهم و هیچگاه در این راه عقب ننشینم.
میتوانید یکی از خاطرههایتان را از برنامههای جمعیت برایمان بگویید؟یکی از آنهایی که برایتان واقعاً به یاد ماندنی بوده است؟بله، اردوی جهادی شمال کشور که با حضور اعضای کل جمعیت برگزار شد، یکی از شیرینترین اردوها و خاطراتم بود به خصوص که در این یک هفته تمام مسیر گیلان، خلخال و اردبیل را با دوستان طی کردیم و به روستاهای مختلف رفتیم وهمین کار کردن در روستا وجنگل برایم لذتبخش بود.
سختیهای شغلتان باعث نشده است که کمبیاورید؟سختی در هر کاری هست به خصوص در این کار که سروکارت با مردم و کمک به آنها ست اما شیرینی کار چندین برابر سختیهای آن است و همین برای کسانی که به آن علاقه داشته باشند بس است چرا که این علاقه باعث میشود که تمام موانع را از سر راه برداری.
میتوانید به صورت خلاصه راه ورود به جمعیت را برایمان بگویید تا جوانان علاقه مند کمی درباره آن بدانند؟بله، از طریق مراکز جمعیت که بیش از 360 پایگاه در کل کشور است که علاقه مندان با شرکت در آموزشها پس از مدتی جذب میشوند.
توصیهای هم برای دوستانی که میخواهند وارد شوند دارید؟باید باور کنند که این کار علاقه میخواهد، بدون علاقه نمیتوان در آن ادامه داد، اما وقتی عشق به این کار داشته باشند با توکل به خدا باور شان میشود و شیرینی عشق خدمت به مردم را درک میکنند.
مشوقان اصلیتان دراین راه چه کسانی بودند؟دو چشم و چراغم یعنی پدر ومادرم در این راه لحظهای من را تنها نگذاشتند و همیشه مرا تشویق میکردند، و همیشه دلگرمم میکردند.
درپایان حرف نگفتهای ندارید؟نه، چیز دیگری نمانده فقط از پدر ومادرم وتمام کسانی که در این راه مرا کمک کردهاند سپاسگزاری میکنم، به ویژه آقای دکتر مرودی و مهندس احمدی وآقای دکتر فقیه وجعفریان وتمام جمعیت هلال احمر که اگر این دوستان نبودند من نمیتوانستم این جایگاهها را به دست آورم.