
وقتی حرف از تئاتر میشود، جملگی از مسئول و متولی گرفته تا هنرمند و منتقد بر این نکته تأکید میکنند که تئاتر و نمایش هنری فرهنگساز است و نیاز به حمایت همه جانبه دارد. جالب است که در پس تمام این گفتهها و شنیدهها وقتی با این هنر برخورد میکنیم به تمام معنا آن را تنها و مهجور مییابیم که در حسرت قدمی برای عملی شدن شعار «تئاتر برای همه» که چند سالی است به شعار ثابت این هنر تبدیل شده، به سر میبرد.
بیحمایتی و بیتوجهی به این هنر تا آن حدی پیش میرود که تئاتر- این هنر فرهنگساز و جریانساز در تمام جهان و تنها در ایران- عطای حمایت مادی را به دلیل جنبه شعاری بودنش به لقای آن میبخشد و با زبان بیزبانی استمداد حمایت معنوی میکند. باز هم هیچ حمایتی صورت نمیگیرد! و اینجاست که مسئولان وقت و متولیان اصلی این هنر، یعنی مدیران سابق و فعلی مرکز هنرهای نمایشی- حسین پارسایی و حسین مسافرآستانه - از رسانهای فراگیر و مردمی مانند صدا و سیما میخواهند که طی یک برنامهریزی مدون به معرفی هنر نمایش و ویژگیهای خاص آن در خلال برنامههای تولیدی خود بپردازد تا به واسطه این تبلیغ، غبار فراموشی نشسته بر این هنر زنده و پویا با حضور مردم در سالنهای نمایشی پاک و محو شود.
اما انگار قرار است که به این هنر توجهی نشود! مدیران صدا و سیما به این طرح با رضایت لبخند میزنند و قول مساعدت و همکاری میدهند، اما وقتی حاصل تلاشهای بیوقفه آنها را در شش ماه گذشته نظاره میکنی، متوجه میشوی که آن قولهای مساعد هم به مانند سایر وعدهها صرفاً برای بیان شدن و نه عملی شدن گفته شده و بس!
شبکه چهار سیما که هر هفته شبهای چهارشنبه در ساعت 23 به پخش تله تئاتر میپرداخت بعد از تولید تنها چند اثر محدود که حتی تعداد آنها به انگشتان یک دست هم نمیرسد، تولید این آثار را متوقف میکند و به پخش تله تئاترهایی که سالها قبل تولید شدهاند میپردازد و آن برنامه را نیز بعد از مدتی به دلیل کمبود کارهای قابل پخش به صورت دو هفته یا سه هفته در میان تقلیل میدهد و مخاطب مشتاق باید هر روز لیست برنامههای سیما را مرور کند که ببیند آیا چنین برنامهای پخش میشود یا خیر!
این از تلویزیون، پس آنچه میماند رادیو با مخاطبان خاص و ویژه خود بود که از قضا بیشتر از هر رسانهای به این هنر بها میداد. نمایشهای رادیویی متنوعی در طول هفته از شبکههای صدای جمهوری اسلامی ایران پخش میشد و برنامههای زنده و تولیدی گوناگونی با سابقه چندین ساله از این رسانه به گوش مخاطب میرسید، اما طی شش ماه گذشته برنامههای پر مخاطبی مانند «از رمان تا نمایش»، «جمعهها با تئاتر» و. . . پخش آنها متوقف میشود و باز این هنر میماند و دست استمدادی و لبخند حمایتی و بیمهری و بیمهری و بیمهری. . . ! یاد جمله امیر دژاکام، کارگردان و نویسنده شناخته شده نمایش کشور افتادم که سر کلاسهای دانشگاه گاهی اوقات به دانشجوهایی مانند ما میگفت: «صدای نفسهای تئاتر به شماره افتاده، میشنوید؟ اگر میشنوید کاری کنید اگر نه شما دلسوز این هنر نیستید!»