
مضمون نمایش «مادر جان سلام» برگرفته از داستان «آن کس که مادر است» اثر «هانس کریستین اندرسن» و درباره عشق و گذشت مادری است که برای یافتن سلامتی فرزندش سفری را آغاز میکند.
این نمایش با ساختار قصههای افسانهای و اسطورهای، سفر مادری را روایت می کند که در دنیای مرگ و زندگی مفاهیم جدیدی را درک میکند. نمایش در ستایش عشق بیپایان مادر به فرزند است. مضمون همیشگی و ابدی عشق و تباهی مرگ به خوبی در این نمایشنامه شاعرانه پرداخته شده است. مواجهه مادر با شخصیتهای مختلف که هرکدام نماد یک مضمون هستند منجر به ظهور یک مفهوم انسانی به نام گذشت و زندگی میشود.
داوود کیانیان نویسنده پیشکسوت تئاتر کودک داستان بسیار زیبا و شاعرانهای را انتخاب کرده که به اندیشه و تفکر شرقی بسیار نزدیک است. اندیشه و مضمون در آثار داوود کیانیان به عنوان پایه اساسی شکلگیری درام شناخته میشود. تأکید و توجه او به پرداخت مضمون آثار تا آن حد است که میتوان نمایشنامههای او را اندیشهمحور نامید. این نکته از این جهت اهمیت دارد که خیلیها اعتقاد دارند در آثار کودک و نوجوان باید مضامین ساده را مدنظر قرار داد یا اینکه جنبه آموزشی و سرگرمی مورد توجه قرار گیرد. یکی از ویژگیهای تئاتر کودک و نوجوان که حساسیت خاصی به این ژانر تئاتری میدهد، اهمیت اندیشه و مضمون است. در این نمایشنامه با پرداخت ساده و روان و دیالوگهای مناسب اندیشه اصلی اثر به مخاطب کودک و نوجوان انتقال مییابد.
مضمون نمایشنامه درباره معنی مرگ راحت یا زندگی سخت است که هویت شخصیت انسان را میسازد. در پایان نمایش، مادر که از همه سختیها گذر کرده میگوید «هرکس زندگی خود را میسازد». نمایشنامه «مادر جان سلام» نمونه بسیار خوبی در تئاتر کودک و نوجوان برای توجه و اهمیت به مضمون در نمایش است. مخاطب کودک و نوجوان قدرت درک و تحلیل موضوعات مختلف را متناسب با مقطع سنی خود دارد. پرداخت مناسب موضوع با زبان ساده و قابل فهم این نمایشنامه را به اثری شاعرانه و زیبا تبدیل کرده است.
در کارگردانی مشترک مهدی مقیمی اسفندآبادی و محسن صفوی چند نکته اهمیت دارد. گروه کارگردانی درک درستی از نمایشنامه داشته و سعی کردهاند در یک فضای غیرواقعی بر جنبه بصری و تصویرسازی به عنوان اصلیترین شیوه اجرایی نمایش تأکید داشته باشند. این برداشت باعث شده که تصاویر و تابلوهای جذابی در نمایش شکل بگیرد. اما در کارگردانی نمایش، آنقدر که بر جنبه بصری و تصویرسازی توجه شده از عوامل دیگر و بخصوص هدایت بازیگران غفلت شده است. بازیگران نمایش که بعضی از آنها تجربه زیادی در بازیگری ندارند در خلق شخصیتهای نمایش میتوانستند بهتر هدایت شوند. این نکته باعث شده که شخصیتهای متفاوت نمایش در برخی صحنهها شبیه یکدیگر شوند. دو نفر بازیگری که نقش ندیمههای شب را به عنوان شخصیتهای کم عقل و دست و پا چلفتی بازی میکنند همان کاراکترها را در صحنه خار تکرار میکنند. اما آنچه در نمایش نمود دارد، تلاش بازیگران است که با پرهیز از اغراق و بازی تصنعی سعی دارند از لحظات هیجانی و عاطفی صحنه تأثیر بگیرند. در بین بازیگران نمایش بازی ملیحه مقیمی اسفندآبادی در نقش پیرزن موفقتر از بقیه است.
موسیقی نمایش با کیفیت نازلی پخش میشود و کلام و اشعار آن قابل فهم نیست. در چنین نمایشی که موسیقی به عنوان عنصر اصلی نمایش کاربرد دارد، لازم بود به این مهم توجه میشد. از جهت دیگر نوع موسیقی نمایش که
و نکته پایانی اینکه نمایش «مادر جان سلام» اجرایی از یک نمایشنامه شاعرانه درباره مرگ و زندگی است. از جنبههای بصری، تصاویر نمایشی زیبایی در نمایش شکل میگیرد که به درک مضمون کمک زیادی میکند. کارگردانی مشترک یک نمایش توسط دو نفر این مزیت را داشته است که اجرای نمایش دچار آشفتگی نمیشود. اگر گروه به همه عناصر صحنه و نمایش برای اجرا به یک میزان توجه داشته باشند، تجربههای موفقی به ظهور خواهد رسید. گروه نمایش «مادر جان سلام» در اجرای نمایش خود و تجربههای آینده به این مهم باید بیشتر توجه کنند.
منبع: ایران تئاتر