
محمدصادق زمانی- روز یكشنبه شانزدهم آبانماه رئیس جمهور در حالی برای چندمین بار پیاپی بر ضرورت خروج 5 میلیون نفر از تهران تأكید كرد كه به روال دفعات گذشته، این ایده وی با مخالفتهای منتقدان روبهرو شد. رسانههای مخالف این ایده، انتقاد خود را اعلام كرده و آن را پروژهای ناممكن جلوه دادند. اما به نظر می رسد اگر به دلایل متقن رئیس جمهور درباره ضرورت خلوت کردن پایتخت توجه کنیم، می پذیریم که بیش از نقد و تحلیل، باید به همراهی و هماهنگی برای تحقق ایده رئیس جمهور بیندیشیم.به گزارش «جوان»، فارغ از تنوع و تكثر انتقادها و مخالفت ها، معترضان همگی در یك پیش فرض اشتراك نظر داشتند و این تفاهم تا به امروز نیز وجود دارد؛ همه مخالفان «ضرورت سبكسازی پایتخت» را قبول داشته و همچنان قبول دارند. با این حال، جدای از برخی مخالفتها كه ریشه سیاسی دارد، سایر مخالفان به شیوه پیادهسازی این ایده و سازوكارهای اجرای آن منتقدند. همه دلایل رئیس جمهور
دكتر احمدینژاد برای ایده خود مبنی بر خروج 5 میلیون نفر از تهران طی هشت ماه گذشته دلایلی را مطرح كرده كه بعید به نظر میرسد كسی در صحت آنها تردید داشته باشد:ـ پایتخت ایران باید بهترین باشد: رئیسجمهور معتقد است: «استان تهران مركز كشور است و در واقع باید الهامبخش و پرچمدار باشد، باید بهترین باشد.» ـ تحقق مهاجرت معكوس: سیل مهاجرت هموطنان از شهرهای دیگر به پایتخت با هدف كسب شغل و درآمد بهتر و در نتیجه زندگی بهتر همواره از دغدغههای جدی مدیران و حتی مسئولان عالیرتبه نظام بوده است و برای مقابله با آن همواره بر «مهاجرت معكوس» تأكید میشود. احمدینژاد هم با این قصه همنواست:«به لحاظ سیاست كلی باید تلاش كنیم كه تمام كشور آباد شود تا جریان مهاجرت معكوس شود و مهاجرت كاهش پیدا كند.»
ـ جمعیت فراتر از استاندارد تهران: دكتر احمدینژاد ازدحام جمعیت تهران را یك خطر جدی به ویژه برای وقوع حوادث طبیعی میداند. او میگوید:« مشكل اول جمعیت استان تهران است، اكنون در شهر تهران بیش از 8 میلیون نفر و در استان تهران حدود 12 میلیون نفر زندگی میكنند، این تعداد جمعیت یعنی چی؟ یعنی فشار عصبی و اتلاف وقت، ترافیك، آلودگی هوا و یعنی زندگی در قفسهایی به نام برج و آپارتمان، یعنی كاهش تولید و افزایش مصرف.»
ـ دور كردن فشار عصبی از 12 میلیون انسان: رئیس جمهور حضور 12 میلیون جمعیت در تهران را زاینده تبعات و عواقب خطرناكی میداند كه نه تنها تهدیدی برای سلامت افراد به شمار میرود بلكه بنیان خانواده را نیز متزلزل میكند. احمدینژاد زندگی این 12 میلیون را در تهران زاینده «فشار عصبی» میداند؛ پدیدهای كه ریشه بسیاری از بزهكاریهاست.
ـ پیشگیری از تباه شدن سرمایه ارزشمند زمان: به اعتقاد رئیس جمهور « 12 میلیون جمعیت در تهران یعنی اتلاف وقت»؛ اگر به طور میانگین روزانه 2 ساعت از زمان هر شهروند تهرانی در ترافیك و رسیدن به مقصد و كارهای اداری تلف شود و اگر این 2 ساعت را در 12 میلیون ضرب كنیم روزی 24 میلیون ساعت از زمان تهرانیها تباه میشود. این را هم نباید فراموش كرد كه سرمایه زمان به مراتب از سرمایه ناشی از نفت ارزشمندتر و كارگشاتر است.
ـ كاهش ترافیك كلافهكننده پایتخت: محمود احمدینژاد ترافیك سنگین و عصبیكننده پایتخت را ناشی از جمعیت زیاد این شهر میداند؛ نظری كه كوچكترین تردیدی در درستی آن نیست. رئیس جمهور میگوید: « 12 میلیون جمعیت در تهران یعنی ترافیك سنگین.»
ـ كنترل آلودگی هوا و پرورش نسل سالم: آلودگی هوای تهران در حال حاضر به نقطهای رسیده است كه پزشكان پیاپی از اثرات مخرب این آلودگی بر جنین و زنان باردار خبر داده و هشدار میدهند. تداوم این روند، نتیجهای جز روی كار آمدن نسلی بیمار و رنجور در پی ندارد. از سوی دیگر، طبق آمار رسمی، سالانه پنج هزار تهرانی در اثر آلودگی هوا جان خود را از دست میدهند. رئیس جمهور هم بر همین مبنا معتقد است: « 12 میلیون جمعیت در تهران یعنی آلودگی هوا.»
ـ كاهش تولید و افزایش مصرف: از دیگر دلایل رئیس جمهور برای خروج پنج میلیون نفر از پایتخت این است كه وی حضور 12 میلیون نفر در این شهر را مساوی با كاهش قدرت تولید و افزایش مصرفگرایی میداند:« 12 میلیون جمعیت در تهران یعنی كاهش قدرت تولید و افزایش مصرف.»
ـ كنترل خطرات زمین و بافت پر از آسیب تهران: بافت فرسوده تهران، سیستم عریض و طویل فاضلاب و آبراههای زیرزمینی و وجود گسلهای آماده به حركت زلزله زیر پوست این شهر از دیگر دلایل خروج پنج میلیون نفر از این شهر است. به گفته دكتر احمدینژاد «كشور ما روی خط زلزله قرار دارد، سنگینترین گسلها در تهران و اطراف تهران است. در استان تهران بیش از 12 میلیون و در شهر تهران بیش از هشت میلیون نفر زندگی میكنند. اگر خدای نكرده اتفاقی بیفتد جمع وسیعی از مردم در معرض خطر قطعی قرار میگیرند.»
ـ مشكل آب تهران و هزینههای بالای زندگی: و اما دلیل دیگر رئیس جمهور برای این طرح را خود وی اینگونه بیان میكند كه «اكنون با مشكل آب تهران و هزینه بالای زندگی در تهران نیز روبهرو هستیم. میخواهیم این مشكلات را مدیریت كنیم.»
ـ سرعت افزایش جمعیت و رشد تقاضاها: طبیعی است وقتی جمعیت رو به افزایش است، خواستهها و نیازها نیز روند تصاعدی خواهد داشت. از سوی دیگر، وقتی ساختار بوروكراسی توان لازم را برای پاسخگویی به تمام این نیازها نداشته باشد انباشت، تقاضا صورت میگیرد و این انباشت منجر به نارضایتی میشود. بر این اساس است كه رئیسجمهور میگوید:« تجربه نشان داده كه سرعت افزایش جمعیت و افزایش تقاضاها در تهران بیش از ساخت و سازهایی است كه انجام میشود مثلاً سیستم حمل و نقلی را میخواهیم بیاوریم چند سال طول میكشد كه آورده شود، ولی به محض آوردن میبینیم كه تقاضاهای جدیدی مطرح شده و جمعیت نیز افزایش پیدا كرده است.» راهكارهای رئیس جمهوراما احمدی نژاد در کنار دلایلی که عنوان کرده، دو راهکار هم ارائه داده است.
ـ كاهش سفرهای اداری و كاری به تهران در لوای دولت الكترونیك و اجرای طرح دوركاری: بر اساس این راهكار و طبق گفته دكتر احمدینژاد «باید كاری كنیم كه علاوه بر كاهش جمعیت و تمركززدایی سفرها نیز كم شود. بخشی از فعالیتها و كارها باید از این طریق دوركاری و دولت الكترونیك انجام شود، به نحوی كه مردم برای خدمات اداری، مجبور به مسافرت نباشند.» بر این مبنا او خطاب به مدیران تأكید كرد:«حداقل 40 درصد كاركنان را بفرستید در داخل خانه تا كارها را از طریق دور كاری و در خانه انجام دهند.»
ـ انتقال وزارتخانه ها، سازمانها و ادارات دولتی به خارج از تهران: رئیسجمهور تعداد ساختمانهای دولتی حاضر در تهران را زیاد میداند. همین دیدگاه بود كه سبب شد دولت طرح انتقال دستگاههای دولتی از تهران را اجرا كند.
آقای رئیس جمهور! اجماع ملی نیاز است
به هر رو، به اعتقاد رئیس جمهور «باید از كل استان تهران حداقل پنج میلیون نفر را منتقل كنیم و از تهران بروند و از شهر تهران نیز باید حدود سه میلیون نفر بروند و این صحبتی كه مطرح میشود، حساب شده است.» در این رابطه باید گفت كه این ایده حساب شده است اما سه ایراد اساسی دارد: كار كارشناسی دقیق روی آن صورت نگرفته، اجماع مدیریتی بر سر آن رخ نداد و فرهنگسازی و آمادهسازی افكار عمومی برای پذیرش این پروژه و تن دادن به آن به درستی انجام نشده است. اجرای طرحی با این درجه از اهمیت نیازمند یك اجماع ملی در سطح مدیران، گروه ها، سازمانهای مردمنهاد و دیگر اقشار جامعه است؛ ضرورتی که تا به این لحظه محقق نشده است.