
به گزارش خبرنگار «جوان» متهم – حسن 45 ساله- پس از آنکه نماینده دادستان او را برابر محتویات پرونده گناهکار دانست و مادرزنش برای او تقاضای قصاص کرد با قدمهای لرزان در جایگاه ویژه قرار گرفت. قاضی محمدسلطان همتیار ابتدا حسن را تفهیم اتهام کرد. او ارتکاب قتل را انکار کرد و درباره حادثه به دادگاه گفت: من ارتکاب قتل را قبول ندارم. من پس از تولد فرزندم به همراه همسرم راهی خانه شدم. روز حادثه – ششم آذر سال گذشته- برادر همسرم- صالح- هم به خانه ما آمد. من و همسرم در اندیشه ساعتهای دشواری بودیم در بیمارستان سپرده کرده بودیم. همسرم به دلیل دردی که داشت بیتابی میکرد و من از او خواستم که تا بهبودی کاملش این شرایط دشوار را تحمل کند. من درخواست خودم را با صدای بلند به او گفتم و نگران از این موضوع روی زمین نشسته بودم که صالح شروع به فحاشی به من کرد که چرا با خواهرش بلند حرف زدم. او که هیکل تنومندی داشت ناگهان از پشت سر به من حمله کرد و مرا با مشت و لگد مضروب کرد. متهم گفت: من به شدت غافلگیر شده بودم و قدرت واکنش نداشتم و لحظهای مرگ را جلوی چشمانم دیدم و با خودم خداحافظی کردم.
صالح به این امر بسنده نکرد و لحظاتی بعد مرا به آشپزخانه کشاند و در حالی که روی سینهام نشسته بود مرا با مشت به شدت مضروب کرد.
من دیگر توان تحمل نداشتم و قدرت واکنش هم از من سلب شده بود که ناگهان صالح با یک کارد سرش را شکافت، به طوری که خون همه صورتش را پوشاند، او سپس با چاقو به سراغ من آمد و من که در معرض کشته شدن قرار داشتم از روی زمین کارد آشپزخانه را برداشتم تا شاید او از من بترسد. متهم گفت: ما با هم گلاویز شدیم و من در حالی که با دستهایم کمرش را گرفته بودم، نفهمیدم چطور چاقو به بدنش فرو رفت و نقش بر زمین شد.
متهم گفت: صالح قصد کشتن مرا داشت اما من قصد قتل نداشتم و او را نکشتهام. قاضی همتیار در ادامه اعتراف متهم را در مرحله بازپرسی برایش خواند.
متهم گفت: من هر آنچه در مرحله بازپرسی و بازسازی صحنه جرم اقرار کردهام را انکار میکنم چرا که حافظه درستی ندارم و بسیاری از اتفاقات را فراموش کردهام.
قاضی همتیار و مستشاران دادگاه پس از آخرین دفاع متهم وارد جلسه شور شدند تا رأی نهایی را صادر کنند.