
مجتبي بهرامي - اين جنبش داراي گرايشهاي سياسي است و به عقايد محافظهکاران نزديكتر ميباشد. اين جنبش كه در مقابل سياستهاي باراک اوباما به وجود آمده، سياستهاي وي را چپي و سوسياليستي ميخواند. تي پارتي در سال 2010 به وزنهاي سنگين در معادلات سياسي امريكا بدل شد و تا حد زيادي به سمت جمهوريخواهان تمايل پيدا كرد. اگر چه اين جنبش فوق افراطي كه نگرانيهاي جريان ليبرال امريكا را برانگيخته، از عمر چندان طولاني برخوردار نيست، با اين حال با نفوذ فراوان خود در ميان تودهها توانسته صف بنديهاي رايج در فضاي سياسي امريكا را برهم زند. «سارا پيلين» كه نامزد پيشين معاونت رياست جمهوري بود، در حال حاضر از برجستهترين چهرههاي وابسته به تي پارتي و سخنگوي غيررسمي اين جنبش محسوب ميشود. وي كه به بت طرفداران تي پارتي تبديل شده، اميدهاي زيادي براي كسب اكثريت آرا در انتخابات رياست جمهوري آينده امريكا در سال 2012 دارد.ريشهها و تئوريهانام جنبش تي پارتي برگرفته از واقعهاي مهم در تاريخ امريكاست. در سال ????، جمعي از مستعمرهنشينان بريتانيايي در شهر بوستون، صندوقهاي چاي را که قرار بود راهي بريتانيا شود، در اعتراض به مالياتي که لندن به آنها بسته بود، به دريا ريختند. اين رخداد که به «مهماني چاي بوستون» يا «بوستون تي پارتي» معروف شد، يکي از اولين جرقههاي انقلاب امريكا و استقلال اين کشور بود. از آنجا که واژه «پارتي» در زبان انگليسي هم به معناي مهماني و هم به معناي حزب است، لذا طرفداران تي پارتي با شبيهسازي وقايع دوران استقلال امريكا، ميگويند كه خواهان انقلاب دومي در ايالات متحده هستند. با اين حال تي پارتي کنوني از تفاوتهاي زيادي نسبت به جنبش قبلي برخوردار است و ارتباط چنداني با تي پارتي سال 1773 ميلادي ندارد. زيرا اگر مردم امريكا در سال 1773 به وضع ماليات از سوي انگليسيها اعتراض ميکردند و وضع اين قوانين را غير قانوني ميدانستند، بايد توجه داشت كه دولت کنوني ايالات متحده بيترديد دولتي قانوني است که از سوي مردم امريكا انتخاب شده است. از سوي ديگر اوباما پس از به قدرت رسيدن مالياتها را در ايالات متحده کاهش داده است نه افزايش. بدين ترتيب به نظر ميرسد که مشکل اصلي تي پارتي نه سياستهاي مالي اوباما، بلکه شخص خود اوست. به اعتقاد برخي از تحليلگران، اين جنبش محافظهکار كه همزمان با به قدرت رسيدن باراک اوباما، رئيسجمهور کنوني ايالات متحده شکل گرفته است، احتمالا نميتواند رياست جمهوري يک فرد سياهپوست، در جامعهاي که اکثريت آن را سفيد پوستان تشکيل ميدهند، تحمل کند. اين در شرايطي است که جنبش تي پارتي به شدت در حال راديکاليزه کردن حزب جمهوري خواه است. از اين رو در حال حاضر اين نگراني در ميان برخي جمهوريخواهان ميانهرو وجود دارد که تي پارتي قصد دارد با کنار زدن جمهوريخواهان، در جايگاه رقيب اصلي حزب دموکرات قرار گيرد. چنانكه شکست تعدادي از نامزدهاي حزب جمهوريخواه در انتخابات درون حزبي، از نامزدهاي مورد حمايت تي پارتي، از هم اکنون زنگ خطر را به صدا درآورده است. به عنوان نمونه «کريستاين اودانل»، نامزد مورد حمايت تي پارتي موفق شد «مايک کستل» که 9 دوره نماينده سناي امريكا از ايالت دلاور بوده است را ناکام کند و به عنوان نماينده نهايي حزب جمهوريخواه در انتخابات ميان دورهاي معرفي شود. بي شك چنين امري براي سياستمداران كهنهكار حزب جمهوريخواه، يك تهديد جدي محسوب ميشود.از سوي ديگر برخي نيز معتقدند كه رويکرد فوق افراطي تي پارتي در نهايت حاميان سرخورده حزب دموکرات را به جنب و جوش وا ميدارد تا پيش از آنکه امريكا به راستگرايي افراطي بغلتد، به کمک دولت اوباما بشتابند. زيرا انتقامجويي از اوباما بر سر موضوعات اقتصادي، ميتواند شرايطي را به وجود آورد که همه دستاوردهاي جناح ليبرال در سالهاي آينده با حضور پرقدرت تي پارتي از بين برود. از سوي ديگر راديکاليزه شدن حزب جمهوريخواه ميتواند بهترين خبر براي باراک اوباما و حزب دموکرات باشد. چرا که اين موضوع ميتواند آراي راي دهندگان ميانهرو و مستقل را به سوي سبد دموکراتها سرازير کند. چنانكه بيل کلينتون، رئيس جمهور پيشين ايالات متحده نيز خاطر نشان ساخته که حزب جمهوريخواه در حال به انزوا کشاندن صداهاي پراگماتيک در اين حزب است و قدرت را در اختيار کساني قرار ميدهد که جورج بوش، رئيس جمهور پيشين را «ليبرال» توصيف ميکردند.اهداف و اولويتهاانگيزه اوليه تشكيل تي پارتي و برگزاري گردهماييها و تظاهرات كه از سال ???? در گوشه و کنار امريكا به راه افتاد، اعتراض به تصويب قوانين مشخصي در کنگره بود که مهمترين آن، لايحه «اصلاح نظام بيمه درماني» و «اصلاح نظام مالي امريكا» بود. به نحوي كه پس از تصويب اين طرحها، هواداران جنبش تيپارتي در شهرهاي امريكا دست به اعتراض زدند و دهها دادستان محلي عليه دولت اعلام جرم کردند. زيرا اعتقاد داشتند كه دولت اوباما قانون اساسي امريكا را زير پا گذاشته است. از اين رو هر آنچه در دو سال اخير، اوباما انجام داده، با انتقاد تند و خشم آلوده حاميان تي پارتي مواجه شده است. علاوه بر اين، تيپارتي به «هري ريد» رئيس سنا نيز حملات سختي كرده است. رقيب هري ريد که موضعش به خاطر بحران اقتصادي تضعيف شده، «شارون انجل» از جنبش تي پارتي ميباشد. وي طرفدار سرسخت خصوصيسازي خدمات اجتماعي است و در مورد بحران اقتصادي امريكا ميگويد که تنها لازم است در مخارج صرفهجويي کرد. اگر چه در آغاز، شرکت کنندگان در تظاهرات و گردهماييهاي تي پارتي شامل عمدتا مردان سفيدپوست با گرايشهاي مذهبي، متاهل بالاي ?? سال، عموما متمکن، تحصيلکرده و محافظهکارتر از جمهوريخواهان ميشد، اما به تدريج گردهماييها به يک جنبش اجتماعي تودهگرا و فوق محافظهکار بدل شد. در حال حاضر از جمله مهمترين اولويتها و اهداف جنبش تي پارتي ميتوان به موارد زير اشاره نمود:1- کوچک شدن دولت2- توقف طرحهاي احياي اقتصادي3- محدود شدن نظارت بر وال استريت 4- کنار گذاشتن قانون بيمههاي فراگير درماني 5- دخالت نكردن دولت فدرال در امور ايالتها 6- محدود شدن مهاجرتها 7- نفي حضور همجنسگرايان در ارتش 8- تقويت بنيانهاي اخلاقي و ديني در جامعه امريكا. تي پارتي و انتخابات ميان دورهايدر جريان رقابتهاي انتخابات ميان دورهاي سال 2010 امريكا، براي نخستين بار صف بنديهاي سياسي و اجتماعي در اين کشور تغيير کرد. به نحوي كه بسياري از ظهور ضلع سوم در امريكا سخن گفتند و جنبش تي پارتي را در كنار دو حزب دموكرات و جمهوريخواه از مدعيان كسب آراي مردم ناميدند. همين جدال نفسگيرايدئولوژيکي سبب شد كه انتخابات مياندورهاي سال 2010 به پرهزينهترين انتخابات مياندورهاي در تاريخ امريكا بدل شود. به خصوص كه پيشتر اعضاي جنبش جشن چاي اعلام کرده بودند كه افکار آنها در نهادهاي حکومتي واشنگتن جايي ندارد، از اين رو در انتخابات ميان دورهاي در ماه نوامبر سال 2010، از دموکراتها و حتي بعضي از جمهوريخواهاني که در برابر سياستهاي اوباما ضعيف عمل کردهاند، انتقام خواهند گرفت. با اين حال پس از گذشت زمان مشخص شد كه اين جنبش براي انتخابات کنگره ??? نامزد معرفي کرده که همگي جمهوريخواه بودند. از اين رو به نظر ميرسد که کنگره جديد تا حد زيادي تحت نفوذ اين جنبش قرار خواهد گرفت. در واقع ورود اعضاي تي پارتي به کنگره امريكا موجب بسط و قدرت گرفتن اين جنبش ميشود؛ جنبشي که به وضوح بي علاقگي خود به سياستمداران واشنگتن را نشان ميدهد. به خصوص كه رويگرداني از حزب دموکرات همچون مقاطع گذشته تاريخي در امريكا، به تقويت جبهه جمهوريخواهان نينجاميده است، بلکه هم اکنون دلزدگي از دو حزب بزرگ در فضاي سياسي امريكا موج ميزند و در اين بين رهبران جنبش تي پارتي از آن به خوبي بهرهبرداري ميكنند.