
امریکا که بخش عمدهای از درآمدهای خود را از طریق فروش تسلیحات تأمین میکند، بار دیگر این سیاست را در کشورهای عربی آغاز کرده است. در شرایطی گزارشها از فروش 123 میلیارد دلار تسلیحات به اعراب حکایت دارد که بخش قابل توجهی از تبلیغات امریکا را فروش 60 میلیارد دلار انواع تسلیحات به عربستان تشکیل میدهد.
امریکاییها در فضای سیاسی و رسانهای تبلیغات گستردهای را در مورد قرارداد مذکور اجرا کردند. هرچند که این اقدام در جهت بیان اقتدار اوباما برای عرصه داخلی به ویژه در تأمین منابع مالی و شغلی در شرایط بحرانی امریکا بوده که بیشتر جنبه تبلیغات انتخاباتی دارد اما در سایه این امر اهداف کلانتری نیز پیگیری شده که بیشتر به توطئه علیه اعراب شباهت دارد. به عبارت دیگر امریکا در حالی به نام تأمین امنیت به فروش سلاح برای اعراب پرداخته که در عمل و تهدید بیشتر امنیت این کشور را کلید زده تا در لوای آن خواستههای خود را اجرایی سازد چراکه:
1- فروش تسلیحات به کشورهای عربی به منزله هزینه کردن درآمدهای نفتی این کشورها در عرصه تسلیحاتی است که نه تنها دستاوردی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی این کشورها به همراه ندارد بلکه صرفاً برای اقتصاد امریکا کارکرد خواهد داشت. به عبارت دیگر اعراب ابزاری برای تأمین خواستههای اقتصادی امریکا میشوند در حالی که خود هیچ بهرهای از این امر نخواهند برد و حتی وضعیت اقتصادی و اجتماعی آنها در مسیر کاهش قرار خواهد گرفت.
2- با توجه به حضور پایگاههای نظامی امریکا در کشورهای عربی، این تسلیحات نه در خدمت نیروهای عربی بلکه در نهایت در مسیر تقویت پایگاههای نظامی امریکا هزینه میشود. امری که از یک سو استقلال این کشورها را تحتالشعاع قرار میدهد و از سوی دیگر به دلیل نارضایتی مردمی از امریکا میتواند به صفبندی مردم در برابر دولتهای غربی منجر شود. ملتهای عربی خواستار استقلال کشورشان در برابر امریکا و خودکفایی در عرصه دفاعی و نیز اتحاد در منطقه در تأمین امنیت سراسری هستند. آنها بهرهگیری از توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران را که همواره در خدمت امنیت منطقه و کشورهای منطقه بوده را بهترین افکار برای پایان مداخله و حضور نظامی امریکا در منطقه میدانند.
3- نکته اساسی آنکه رقابتهای تسلیحاتی ایجاد شده میان کشورهای عربی موجب شده تا در کنار هزینههای سنگین اقتصادی این کشورها نتوانند در مسیر ائتلاف و اتحاد گام بردارند. هرچند که اعراب دارای اتحادیههایی مانند اتحاد عرب و شورای همکاری خلیجفارس هستند اما به اذعان خودشان روابط در این حوزهها با مجموعهای از اختلافها همراه است به گونهای که در اکثر جلسات آنها تعدادی از کشورها به دلیل اختلاف حضور ندارند.
بررسیها نشان میدهد که امریکا با ایجاد رقابتهای گسترده تسلیحاتی میان کشورهای عربی ضمن فروش تسلیحات و کسب درآمد از این روند برای عدم اتحاد اعراب بر میگیرند. بخش عمدهای از این تحرکات نیز با دامن زدن به اختلافهای مرزی و سیاسی کشورهای عربی صورت میگیرد که فضای منفی برای این کشورها به همراه داشته است.
4- امریکا با فروش تسلیحات به اعراب که به اذعان خودشان چندان کارایی بالایی ندارند عملاً طرح توجیه فروش تسلیحات پیشرفته به رژیم صهیونیستی را اجرایی میکنند. اروپا و امریکا به دلیل نارضایتی جهان نمیتوانند آشکارا به تقویت رژیم صهیونیستی بپردازند با بهانه قرار دادن خریدهای تسلیحاتی کشورهای عربی به تأمین سلاحهای پیشرفته صهیونیستها میپردازند که فروش اف 35 به این رژیم از جمله این موارد است.
به عبارت دیگر امریکا در حالی با ادعای حمایت از اعراب در برابر تهدیدات نظامی به فروش سلاح به آنها مبادرت میورزد که با اعطای تسلیحات پیشرفته نظامی به صهیونیستها عملاً امنیت آنها را تهدید میکند. در همین حال امریکا با سوق دادن اعراب به خرید تسلیحاتی، آنها را از مسائل اصلی منطقه نظیر سلطهگری صهیونیستها و چالشهای موجود در عراق و... دور میسازند.
در جمعبندی کلی از فروش تسلیحات به کشورهای عربی به ویژه فضای تبلیغاتی گسترده امریکا در زمینه فروش 60 میلیارد دلار تسلیحات به عربستان میتوان گفت که این اقدام در کنار برخی اهداف داخلی اوباما به ویژه در زمینه انتخابات برگرفته از توطئههای کلان واشنگتن علیه اعراب است که هزینه آنها نیز از کشورهای عربی گرفته میشود. این در شرایطی است که همگرایی اعراب به اتحاد منطقهای و پایان دادن به حضور نظامی امریکا در منطقه ضمن حذف هزینههای تسلیحاتی این کشورها مسلماً امنیت را برای آنها و منطقه به همراه دارد در حالی که استمرار روند کنونی جز افزایش هزینههایی برای اعراب و تشدید محاصره آنها از سوی پایگاههای امریکایی نتیجهای به همراه نخواهد داشت.