
وحید حاج سعیدی- سالهاست که در سیستم ورزش کشور القاب و عناوینی نظیر سلطان، خان، ژنرال، سناتور، امپراتور، شهریار، کمیسر، گروهبان و آدمیرال به صورت واگنی و فلهای حراج میشود. این القاب که بعد از فرمان امیرکبیر بیحساب و کتاب به کسی اعطا نشدند، در سالهای اخیر به القابی یکبارمصرف تبدیل شده و به ثمن بخس به فوتبالیستها، بهویژه مربیان اعطا میشوند. البته برخی از آنها نیز پاورچین پاورچین و بِگینَگی در حال رسوخ به جعبه جادویی نیز هستند. اول ارباب حلقهها و الان هم امپراتور در سرزمین بادها.
بعد از سریال پربیننده سرکار عِلیه جومونگ (گناهش به گردن کسانی که میگن اسم کوچک جومونگ، افسانه بود) که هنوز کلاه، جوراب، عروسک و کیف و کفش نقش اول سریال در حاشیه جدولها و سایر معابر عمومی توسط دستفروشان محترم عرضه میشود، این بار نوبت دلاور خیالی دیگری از دیار چشم بادامیهاست که قبلاً به نام امپراتور بادها معرفی شده بود ولی دیدن خیلی ناجوره اسم فیلم رو عوض کردن گذاشتن سرزمین بادها.
علیایحال پخش چنین سریالهایی از صدا و سیما محاسن بیشماری دارد که به جستاری کوتاه در این زمینه بسنده میکنیم:
1- رونق اقتصاد لب خیابانی با تولید پیژامه، زیرپوش، دمپایی، بادبادک، لاستیک و پوشک بچه، شیشه شیر، پستانک، منچ و جغجغه با تصاویر بازیگران این قبیل سریالها.
2 ـ کاهش نرخ بیکاری به واسطه فروش وسایل
صدر الاشاره در حاشیه خیابانها، پارکها، ورودی قبرستانها، بیمارستانها و بازارهای هفتگی.
3 ـ صرفه جویی در مصرف سوخت به جهت تردد کمتر شهروندان و ترافیک روان معابر شهری به علت پربیننده بودن سریال.
4ـ گرمتر شدن کانون خانواده با تماشای دسته جمعی سریال و بسیاری مزایای دیگر که در این مقال نمیگنجد. هرچند این سریالها به خودی خود 200، 300 سیصد قسمت هستند، لیکن از مسئولان محترم صدا و سیما تقاضا میشود، تدابیری اندیشه شود تا پخش این سریالها در طول 365 روز سال ادامه باشد تا وقفهای در روند توسعه مزایای بیشمار اقتصادی، ترافیکی، هنری و فرهنگی این سریالها پدید نیاید.