کاخ سفید و مقر فرماندهی سازمان سیا در لانگلی ایالت ویرجینیا در بعداز ظهر روز 30 دسامبر 2009 منتظر دریافت اخباری از هزاران کیلومتر دورتر در افغانستان بودند. پایگاه چاپمن در حوالی شهر خوست افغانستان متشکل از چادرها و کانتینرهایی است که به طور کامل استتار شده و علاوه بر این، به شدت توسط سه حلقه امنیتی و همچنین نیروهای ناتو حفاظت میشود. در آن موقع، 14 مأمور سیا از جمله جنیفر لین مانتئوس، مسئول عملیات هواپیماهای بیسرنشین در افغانستان، در این پایگاه منتظر بودند تا اخباری تازه از عامل نفوذی خود در القاعده به دست بیاورند و بیمعطلی به واشنگتن و ویرجینیا مخابره کنند. همام خلیل ابوملال البلاوی بهعنوان بزرگترین شکار سیا در عملیات افغانستان شناخته میشد و در آن روز، او به چاپمن برده میشد تا هر آنچه شنیده یا دیده بود را به این 14 مأمور بگوید و آنان امیدوار بودند تا اطلاعات او آنان را به اسامه بن لادن یا ایمن الظواهری، مرد شماره 2 القاعده برساند. از این رو بود که وقتی خودروی سرخ رنگ حامل البلاوی را دیدند که از سه لایه امنیتی میگذرد، با خشنودی به سوی آن رفتند. البلاوی از خودرو پیاده شد در حالی که یکی از دستهایش در جیب شلوارش بود. یکی از نگهبانان فریاد زد؛ «دستت را بیرون بیاور». البلاوی دستش را خارج نکرد، او اکنون در مرکز پایگاه چاپمن یا در قلب مرکز کنترل هواپیماهای بیسرنشین امریکایی بود و دستش هنوز در جیب شلوارش بود. او نگاهی به مأموران سیا انداخت که به سوی او میآمدند، سپس فریاد زد؛ «لا اله الا الله» و انفجار. در ساعت 4 و 30 دقیقه آن روز 10 نفر از جمله نگهبانان نزدیک البلاوی و هفت مأمور سیا به همراه یک افسر اردنی و راننده افغانی کشته شدند و در ساعات آخر آن روز، مقامات کاخ سفید و همچنین مسئولان سیا در لانگلی ایالت ویرجینیا اخباری از پایگاه چاپمن دریافت کردند که انتظارش را نداشتند. روز به یادماندنی برای سیابیشک عملیات انتحاری البلاوی در آن روز از چند وجه برای سازمان سیا به یادماندنی خواهد بود. نخستین وجه در این نکته است که به گفته دانیل دومبی، گزارشگر فایننشال تایمز و حتی به اقرار دیگر تحلیلگران، این عملیات بعد از انفجار 18 آوریل 1983 سفارت امریکا در بیروت بزرگترین تلفات سازمان سیا بوده است. بر اثر انفجار 18 آوریل 17 امریکایی کشته شدند که شش نفر از آنان مأمور عالیرتبه سازمان سیا از جمله فرمانده عملیات سیا در بیروت، معاون و همسر معاون بودند. رابرت بایر از مأموران کارکشته سابق سیا در کتاب «به شیطان ننگر، See no Evil»، بعد از گزارشی مفصل از واقعه آن انفجار میگوید: «سازمان سیا هرگز قادر به جبران این تراژدی نخواهد بود»، اما البلاوی نشان داد که آن واقعه آخرین تراژدی سیا نبود و او نیز میتواند تراژدی دیگر و حتی قویتر از دفعه قبل برای سیا خلق کند. نکته مهمتر از تعداد تلفات مأموران سیا در عملیات انتحاری البلاوی به ماهیت و چگونگی انجام آن مربوط میشود. به عبارت دیگر، انفجار 30 دسامبر چاپمن بر خلاف انفجار 18 آوریل بیروت به صورت حمله مستقیم به مقر امریکایی انجام نشد، بلکه عامل این انفجار کسی بود که از نگاه سازمان سیا یکی از مأموران نفوذی آن در گروه القاعده بود. از این رو است که میتوان گفت سیا در انفجار چاپمن برای نخستینبار توسط یکی از عوامل خود ضربه دید و این امر برای سازمانی عریض و طویل همانند سیا با دهها سال سابقه امنیتی و اطلاعاتی ضربهای سنگین به شمار میرود. این ضربه نشان میدهد که سیا با وجود هزینه سالانهای بالغ بر 10 میلیارد دلار و 20 هزار کارمند در ردههای مختلف، از درون سیستم امنیتی خود آسیبپذیر است و همین نکته است که حتی لئون پانتا، رئیس سیا نیز مجبور به اعتراف آن شده است. پانتا به مناسبت اعلام نتیجه تحقیقات محرمانه 14 نفر از مأموران زبده ضد اطلاعاتی درباره این عملیات، اعتراف کرد که بیاحتیاطی سیا ناشی از «ناکامیهای سیستماتیک» بوده است. اعتراف به ناکامی سیستماتیک از سوی پانتا در مقام ریاست سیا حاکی از ضربه بر حیثیت این سازمان است که در حقیقت، سنگینتر از تلفات انسانی آن در عملیات البلاوی است. هزینههای بالا و امنیت ضعیفحادثه 30 دسامبر 2009 بیش از هر چیز نگاهها را متوجه مسئله امنیت میکند چرا که اگر مرکز پایگاه چاپمن با لایههای شدید امنیتی آن برای مأموران سیا امنیت نداشته باشد، پس صدها سازمان و آژانس اطلاعاتی و امنیتی امریکایی چگونه میتوانند منافع این کشور در داخل و خارج از آن را تامین کنند. این موضوع با توجه به گزارش واشنگتن پست از سازمانهای اطلاعاتی دولت امریکا اهمیت بیشتری پیدا میکند چراکه با وجود تأسیس قریب به 1300 سازمان اطلاعاتی دولتی بعد از واقعه 11 سپتامبر هیچ گزارش مشخصی از نحوه عملیات این سازمانها و هزینههایی که برای آنها پرداخت شده در دسترس نیست. البلاوی پزشکی با تسلط به زبانهای عربی، انگلیسی و عربی بود که در سال 2007 توسط نیروهای امنیتی کشور اردن دستگیر شد و از طریق همین نیروها بهعنوان جاسوس دوجانبه به سیا تحویل داده شد تا برای نفوذ در القاعده طالبان و شناسایی مکان فرماندهان آنان به کار گمارده شود. اکنون و پس از حدود یک سال بعد از انفجار چاپمن معلوم شده که مأموران سیا بیش از حد نسبت به وی خوشبین بودهاند و حتی به هشدارهای امنیتی اداره کل امنیت اردن، GID، مبنی بر تردید در صداقت البلاوی و احتمال خیانت او توجه نکردهاند. بنابر گزارش والاستریتژورنال، افسر سیا در اردن هشدارهای اردن را به مقامات مافوق خود یا مقامات سیا در خوست افغانستان گزارش نکرد، زیرا او فکر میکرد که این اطلاعات ممکن است بخشی از نمایش قدرت درون سازمان اطلاعاتی اردن باشد. سازمان سیا به البلاوی پیشنهاد پانصد هزار دلار در ازای همکاری وی داده بود و مأموران آن به خود میبالیدند که بالاخره فردی را در چنین سطحی از همکاری یافتهاند. البلاوی برای چندین ماه در کوههای افغانستان ناپدید شد و هنگامی که بازگشت با دادن چند عکس و فیلم از فرماندهان القاعده به مأموران سیا توانست اعتماد آنان را جلب کند تا آن حد که حتی مقررات معمول بازرسی از او هنگام گذشت از حلقههای امنیتی چاپمن رعایت نشد. علاوه بر این، مقررات سیا حکم میکند که تنها یک مأمور با عامل نفوذی ارتباط نزدیک برقرار کند اما در مورد البلاوی جدای از نفوذ او به قلب مرکز فرماندهی چاپمن، چندین مأمور به استقبال او آمدند و نتیجه آن ارسال خبر کشته شدن آنان به واشنگتن و ویرجینیا در واپسین ساعات روز 30 دسامبر 2009 شد که به معنای امنیت پایین در ازای هزینه بالا بود.