
فریدون حسن
آنچه این روزها حول و حوش تیم ملی فوتبال میگذرد، نشان از اوضاع آشفته فدراسیون کفاشیان دارد. نزدیک به دو ماه دیگر تیم ملی باید در امارات به مصاف حریفان خود در قاره کهن برود، حریفانی که مدتهاست خود را برای قهرمانی آماده کردهاند. آن وقت در فدراسیون فوتبال عدهای مثلاً مدیر فقط و فقط برای مطرح کردن نام خود در این برهه حساس صحبت از تغییر سرمربی تیم و آوردن یک مربی بزرگ خارجی میکنند. اشتباه نشود با بیان این مسئله قصد تأیید برنامههای سرمربی تیم ملی را نداریم که این مسئله خود بحث جداگانهای را میطلبد، اما براین باوریم که در حال حاضر قطبی با هر نوع نگرشی نیازمند حمایت و تقویت روحیه است برای نبرد بزرگ جام ملتهای آسیا.
اما این روزها که همه باید دست در دست هم به حمایت از تیم ملی بپردازیم برخی مثلاً در ایران با بیان نامهایی سخت اوضاع را آشفته کردهاند. عباس ترابیان این روزها سخت به دنبال جذب فرانک ریکارد است، مهدی تاج یکی به میخ میزند و یکی به نعل و میگوید حرفهای ترابیان درست است ولی تصمیم قطعی را هیئت رئیسه میگیرد.
اما علی فتحاللهزاده که با یک صحبت نا به جا این آتش را شعلهور ساخته اعتقاد دیگری دارد، سرپرست باشگاه استقلال که گویا از مصاحبه و مطرح شدن هر روز روی جلد روزنامههای رنگارنگ ورزشی سیر نمیشود، از همین حالا مقابل ترابیان قرار گرفته که «ریکارد نمیآید،اما یک مربی خارجی خوب میآید.»
خلاصه اختلافات اینقدر بالا گرفته که چیزی نمانده آقایان با هم دست به یقه شوند اما آنچه در این بین کمتر به چشم میآید اینکه تمامی آنهایی که امروز و در آستانه جام ملتهای آسیا اینگونه خود را نگران نیمکت تیم ملی نشان میدهند تنها برای مطرح کردن نام خود تلاش میکنند.
امروز آنچه مهم است سرنوشت تیم ملی و کسب نتیجه مطلوب در جام ملتهای آسیاست اما پشت میز نشینان ریاست طلب فدراسیون فوتبال از حالا در تلاشند تا شخص مورد نظر خود را به تیم ملی بچسبانند و خب بالطبع چیزی هم در این بین عایدشان شود.
سالهاست نام مربی بزرگ خارجی برای هدایت تیم ملی فوتبال به گوش میرسد اما هر بار یکی میآید کوچکتر از مربیان وطنی خودمان، نمونهاش همین افشین خان قطبی که نفهمیدیم کی و چگونه به تیم ملی چسبید در حالی که آن زمان هم صحبت از نامهای بزرگی بود.
قصه امروز تیم ملی فوتبال، قصه تلخی است، افشین قطبی خوب میداند بعد از جام ملتها رفتنی است بنابراین از همین حالا برای شکست احتمالی توجیه میتراشد و عدهای هم
که فضا را برای ماهیگیری به نفع خودیها میبینند دست به کار شدهاند تا با بازی با نامهای بزرگ جایگاهی برای خود در فوتبال ایران دست و پا کنند و آنچه در این بین کوچکترین اهمیتی ندارد تیم ملی است و دل مردم علاقهمند که منتظر پیروزی و شکست رقبا هستند.
سازمان تربیت بدنی تمام هوش و حواسش درگیر گوانگژو است. رئیس فدراسیون فوتبال هم که اصلاً نیست و اگر هم باشد همه چیز را به شوخی و خنده از سر میگذراند، این قصه ادامه دارد تا جام ملتها و کسی هم جلودار این موج راه افتاده نیست تا امثال ترابیان و فتحاللهزاده برای فوتبال و علاقهمندانش تصمیمگیری کنند، البته به سود خود و در این بین فوتبال میبازد، جوانان باختند، نوجوانان با اکبر محمدی که هنوز هم نمیدانیم کیست از گردونه رقابتهای قهرمانی آسیا حذف شدند و حالا ما نگران امیدها هستیم و صد البته تیم ملی نگرانی و تشویشی که گویا سودی ندارد.