
سعدالدین الحریری، نخستوزیر لبنان خواستار استعفا از مقام خود است. دادستان دادگاه بینالمللی ویژه ترور رفیق حریری نیز میخواهد صدور حکم این دادگاه را به بهار آینده موکول کند. آیا رابطهای بین این دو بحث وجود دارد؟
واقعیت این است که امریکاییها، ماندن استخوان در میان زخم ترور حریری را بهتر از اعلام نتیجه دادگاهی میدانند که ظاهراً به ضرر حزبالله است. امریکاییها و صهیونیستها با استفاده از شاهدان دروغین، گردانندگان دادگاه بینالمللی حریری بوده و هستند اما از اعلام نتیجهای که به نفعشان است، خوف دارند! در شرایط فعلی و با توجه به افشاگری دبیرکل حزبالله لبنان درباره پرونده ترور حریری و رو کردن دست شاهدان دروغین، فضا کاملاً به ضرر امریکا و متحدان لبنانیاش شده است. با اینکه رسانههای غربی و برخی رسانههای عربی و لبنانی تلاش کردند، اسناد نصرالله درباره شاهدان دروغین و واقعیتهای ترور حریری را بیارزش یا مخدوش جلوه دهند، اما هر چه میگذرد، حقانیت این اسناد بیشتر آشکار میشود.
عملکرد مثبت جریان مقاومت در مبارزه علیه رژیم صهیونیستی، بازسازی زیرساختهای لبنان و حفظ و تقویت اتحاد ملی در مقابل اتکای جریان مقابل به امریکا، عربستانسعودی و رژیم صهیونیستی و وجود برخی اختلافات قدیمی میان دستههای موجود در گروه 14 مارس، آنها را در ضعیفترین وضعیت خود قرار داده است. این ضعف تا آنجاست که حریری طاقت از کف داده و خواستار کنارهگیری از نخستوزیری شده و حتی حمایت پدرخوانده پولدار و دست و دلباز سیاسیاش- حکومت ریاض- را نیز جلب کرده اما با مخالفت امریکا مواجه شده است. چراکه جفری فلتمن، معاون وزیر خارجه امریکا در سفر اخیر خود که پس از سفر رئیسجمهوری اسلامی ایران به لبنان صورت گرفت، نسبت به کنارهگیری حریری از ستمش هشدار داد.
انشقاق در 14 مارس
اینکه چرا حریری میخواهد کنارهگیری کند، ریشه در ضعف شدید و بهم ریختگی جریان 14 مارس دارد. گروه 14 مارس از سه ضلع سنی، مسیحی و دروزی تشکیل شده است. سنیها که در حزب المستقبل جمع شدهاند از انسجام خوبی برخوردارند اما با مسیحیها و دروزیها هماهنگ نشدهاند. مسیحیهای 14 مارس در دو گروه حزب قوات لبنانی به سرکردگی «سمیر جعجع» و حزب کتائب به ریاست «امین جمیل» تقسیم شدهاند و دروزیها به رهبری «ولید جنبلاط» ضلع دیگر 14 مارساند.
اولین گروهی که در 14 مارس دچار مشکل با رأس شدند، دروزیها بودند. ولید جنبلاط مدتهاست که از 14 مارس جدا شده و اگرچه به جریان مقاومت نپیوسته اما تمایل زیادی به همکاری و همراهی با این جریان نشان میدهد. با رفتن جنبلاط از 14 مارس 15 کرسی از 73 کرسی این جریان در مجلس کاسته شد و سه نفر نیز در کابینه از جناح حریری خارج شدند.
قوات لبنانی که دو پست در دولت دارد اکنون با حریری دچار تعارض شدید شده. سمیر جعجع بهعنوان رهبر این گروه معتقد است که حریری با جریان مقاومت سازش کرده و اهداف 14 مارس را دنبال نمیکند. امین جمیل دیگر متحد مسیحی حریری نیز از اقتدار لازم در دولت و مجلس برخوردار نیست. آنها فقط یک کرسی در دولت و پنج کرسی در مجلس دارند. اکنون با وجود تحت کنترل نبودن گروه جعجع، خروج جنبلاط و فقدان اقتدار لازم در حزب کتائب (امین جمیل) سعد حریری چگونه میتواند دولت را اداره کند. آن هم در حالی که گروه 8 مارس (جریان مقاومت) اعم از شیعه و مسیحی مقتدرانه و با انسجام کار میکنند. این انسجام و اقتدار در جریان سفر محمود احمدینژاد به لبنان کاملاً عیان شد. در چنین شرایطی است که حریری با داشتن 13 یار در دولت 30 نفری و 58 وفادار در پارلمان 128 نفری به فکر استعفا میافتد و ریاض برای اینکه نرخ او را بالا ببرد و خطر حزبالله را پس از حریری عمده کند از این مسئله حمایت میکند. امید عربستان به این است که جعجع و جنبلاط از ترس غالب شدن جریان مقاومت بر مجلس و دولت لبنان همچنان به حریری کمک کنند و اختلافات را کنار بگذارند اما حریری چنین امیدی ندارد.
در این شرایط امریکا میخواهد زمان بخرد و برای طراحی توطئه جدید و به جان هم انداختن گروههای لبنانی فرصت داشته باشد. پس با کنارهگیری حریری مخالفت میکند و اعلام رأی دادگاه ترور پدر او را به تعویق میاندازد. چراکه اعلام رأی دادگاه، خشم اکثریت مردم لبنان را برخواهد انگیخت و دادگاه را به محاکمه شاهدان دروغین وادار خواهد کرد. به این ترتیب جریان مقاومت عملاً بر کشور حاکم خواهد شد اما ماندن حریری و اعلام نشدن نتیجه این فرصت را میدهد تا امریکا، رژیم صهیونیستی، عربستانسعودی، مصر و لبنانیهای متحد این کشورها برای فرار از این افتضاحات چارهای بیندیشند. البته با وجود درایت و پختگی به وجود آمده، بهم ریختن صحنه به نفع 14 مارس کمی مشکل مینماید.