
سفر رئیس جمهور کشورمان به لبنان و استقبال گسترده و پرشور ملت لبنان باعث همگرایی منطقه و ابراز نگرانی برخی کشورها از جمله امریکا، رژیم صهیونیستی و متحدان آنها که تلاش در لغو این سفر با استفاده از ابزار فشار بر لبنان داشتند شد، اما بهرغم همه این فشارها و تهدیدها سفر دکتر احمدینژاد به لبنان با موفقیت انجام شد و توانست با استقبال گسترده همراه و یکی از خبرسازترین سوژههای رسانهها در سطح جهان نیز شود. در همین راستا بر آن شدیم با آقای سعداللهزارعی، کارشناس مسائل خاورمیانه گفتوگو کنیم.
ارزیابی شما از سفر رئیس جمهور کشورمان به لبنان چیست؟سفر دکتر احمدینژاد به لبنان از یک طرف به دعوت رسمی رئیسجمهور لبنان صورت گرفت که در چارچوب یک سفر دیپلماتیک قابل ارزیابی است و از طرف دیگر به دعوت مقاومت لبنان و شخص آقای سیدحسننصرالله صورت گرفت. به همین دلیل این دیدار را باید یک دیدار رسمی و در چارچوب مناسبات رایج بینالمللی ارزیابی کرد و این دقیقاً نقطهای است که سفر رئیس جمهور را به یک سفرممتاز در سطح بینالمللی و منطقهای تبدیل کرده و توجه عظیم محافل سیاسی و رسانهای منطقه را به خود جلب کرده است.اهداف این سفر از نظر شما چه میباشد؟تحلیلگران مسائل بینالمللی چنین سفری را اوج دیپلماسی عمومی یک کشور ارزیابی میکنند چرا که اگر دیپلماسی عمومی به معنای دیپلماسی رابطه با ملتها باشد یک کشور باید سالها تلاش کند که با درصدی از مردم یک کشور ارتباط برقرار کند، دیپلماسی عمومی ایران در خصوص لبنان به این نقطه منجر شده که رئیس جمهور ایران در جریان یک سفر با استقبال دهها هزار نفر از مردم پایتخت آن کشور مواجه شود. بنابر این میتوانیم در عرصه دیپلماسی عمومی این سفر را نقطه اوج به حساب آوریم و بگوییم برجستهترین نمونه دیپلماسی عمومی، دیپلماسی ایران با مردم لبنان است.دلایل سفر دکتر احمدینژاد به کشور لبنان چه بوده است؟این سفر علاوه بر اینکه نشانه قدرشناسی از مردم مقاوم لبنان در برابر تهدیدات رژیم صهیونیستی است، نشانه ثبات لبنان و امنیت بالای این کشور هم هست و لبنانی که طی سالهای گذشته درگیر عملیاتهای تروریستی و عملیات نظامی از سوی رژیم صهیونیستی بوده، سفر رئیس جمهورمان و حضور ایشان در مجامع عمومی در شهر بیروت این نقطه را به اثبات رساند که امروز این کشور در سایه مقاومت از امنیت بسیار بالایی برخوردار است که این امنیت حتی میتواند با امنیت کشورهای همجوار رقابت کند. امروز لبنان امنیت بسیار بالایی دارد، علیرغم اینکه رژیم صهیونیستی کماکان تهدیدات خود را دارد.این سفر چه تأثیری برای تقویت مقاومت و ایستادگی منطقه خاورمیانه دارد؟حضور رئیس جمهور در لبنان به ویژه برنامههای خاص این سفر، به جنوب نشان داد که در سطح منطقه این مقاومت هست که با شادابی و اقتدار برخوردار از پشتوانه عظیم مردمی، تحولات منطقه خاورمیانه را رقم میزند و در نقطه مقابل که امریکاییها و صهیونیستها در یک وضعیت انفعالی سعی کردند که در مقابل انجام سفر رئیس جمهور ایران به لبنان، سنگ اندازی کنند اما این محقق نشد و عملاً سفر در وقت اعلام شده خودش انجام شد. که این نشانه شکست سیاستهای امریکا و رژیم صهیونیستی است و این در حالی است که اگر شما سیسال تاریخ را به عقب برگردانید خواهید دید که اگر سفیر امریکا در یک کشوری اخم میکرد دولت آن کشور ساقط میشد اما امروزه در منطقه ما نه تنها با اخم امریکا بلکه با اقدامات و تهدیدات و یا برنامههای سنگین آنها هم اتفاقی مطابق منافعشان رخ نمیدهد. و این ملتهای منطقه هستند که ابتکار عمل را به دست گرفتند که این در حقیقت نشانه آشکار فروپاشی حکمرانی امریکا در خاورمیانه است.بازدید از مناطق جنگ 33 روزه توسط رئیس جمهور کشورمان با چه هدفی صورت گرفت؟مهمترین اهداف سفر دکتر احمدینژاد قدرشناسی از مقاومت مردم لبنان بود که به طور طبیعی این قدرشناسی باید با حضور رئیس جمهور در نقطهای که بارها از سوی رژیم صهیونیستی مورد حمله قرار گرفته محقق میشد که برنامه سفر دکتر احمدینژاد به گونهای تنظیم شد که اجتماع مردمی در ضاحیه تشکیل شود و رئیس جمهور در جمع مردم این منطقه سخنرانی کند.نظر شما درباره مسائل مطرح شده در این سخنرانی چیست؟اختصاص بخش عمدهای از سخنرانی به موضوع رژیم صهیونیستی و فلسطینیها و آوارگان آن است که رئیس جمهور با استدلال لازم و استحکام از موضوع لزوم بازگشت آوارگان فلسطینی به خانه و کاشانه خودشان و همین طور لزوم بازگرداندن شهروندان غاصب صهیونیستی به کشورهایشان بود که رئیس جمهور کشورمان از آن صحبت کرد و این موضوع نشان دهنده آن است که دکتر احمدینژاد نه با تحفظ موضع سیاسی و با پیش گرفتن رویهای سازشکارانه، بلکه با حفظ موضع انقلابی نسبت به مردم فلسطین و حفظ موضع انقلابی نسبت به غاصبین رژیم صهیونیستی در لبنان حضور پیدا کرده و در زیر نگاه یأس آلود صهیونیستها آخرین موضع جمهوری اسلامی را در خصوص مسئله فلسطین بیان کرده است.یک بخش از سخنرانی رئیس جمهور بر تأکید مجدد ایشان به تشکیل کمیته حقیقت یاب برای بررسی حادثه 11 سپتامبر بود، مطرح کردن این مسئله در چنین شرایطی به چه منظوری بود؟رئیس جمهور قبلاً هم مسئله لزوم تشکیل کمیته حقیقت یاب برای شناسایی عوامل اصلی حادثه برجهای دوقلو را اعلام کرده بود و این بدین معناست که ایشان تلاش میکند مسئله تشکیل کمیته حقیقت یاب را به عنوان یک مطالبه مردمی و فرامرزی در سطح خاورمیانه در آورد و واکنش فوری و فعال مردم لبنان به این بخش از سخنان رئیس جمهور کشورمان و اینکه آنان تشکیل کمیته حقیقتیاب را تأیید کردند که به خوبینشان داد این مسئله یک مطالبه برای همه ملتهای خاورمیانه است به ویژه مردم خاورمیانه که خسارتهای سنگینی به تاوان وقوع 11 سپتامبر پرداختند و هنوز هم درگیر عواقب این موضوع هستند اینها بیش از بقیه ملتها حق دارند که تشکیل کمیته حقیقتیاب را مطالبه و پیگیری کنند.سخنرانی رئیس جمهور کشورمان چه تأثیری میتواند بر همگرایی منطقه داشته باشد؟کار بسیار خوبی که رئیس جمهور انجام داد این بود که قبل از عزیمت به لبنان با سران کشورهای عربستان، لبنان و سوریه تماس گرفت و در خصوص این سفر به رایزنی پرداختند که هم مطبوعات اردن به این مسئله اشاره کرده بودند و هم برخی مقامات عربستان سعودی مثل آقای سعود الفیصل به این تماس اشاره کرده بود و در سطح بینالمللی هم به این مسئله اشاره مثبتی شده بود.این نشان داد که سفر احمدینژاد به لبنان یک مانور سیاسی در مقابل دولتهای خاورمیانه و یک اقدام مذهبی و جدایی طلبانه و ستیزه جویانه در خاورمیانه نیست بلکه یک سفر برادرانه و در چارچوب منافع ملتهای منطقه و همکاری دولتهای منطقه است.اظهاراتی که آقای رئیس جمهور بعد از ورود به کاخ بعبرا به عنوان مصاحبه رسانهای با رئیس جمهور لبنان انجام دادند و آنجا هم بر برادری کشورهای اسلامی و ملتهای منطقه تأکید کرد، به خوبی نشان داد که ظرفیتهای همکاری در منطقه خاورمیانه به ویژه حوزه عربی وجود دارد که این ابتکارات مثبت که در نقطه مقابل آن دشمنان ملتهای خاورمیانه و دشمن اصلی آنها که رژیم صهیونیستی است میتواند یک وحدت پایداری را حول محور منافع مشترک منطقه ومقابله با تهدیدات مشترک منطقهای شکل گیرد.دلایل حساسیت و نگرانی امریکاییها و صهیونیستها از سفر رئیس جمهور کشورمان به لبنان و سعی آنها در لغو این سفر چیست؟مهمترین نگرانی که امریکاییها و صهیونیستها داشتند و هنوز هم دارند آن است که سفر رئیس جمهور ایران به لبنان در چارچوب توافق گروههای مختلف داخلی لبنان و با مشارکت و همکاری آنها صورت بگیرد و رئیس جمهور ایران نه به عنوان میهمان بخشی از مردم لبنان بلکه میهمان همه مردم لبنان از طوایف و مذاهب مختلف باشد و مقاومت لبنان در اینجا در یک شکل کاملاً ملی بروز و ظهور پیدا کند. اینکه در جریان سفر آقای احمدی نژاد مسیحیان همان اندازه خوشحالی میکردند که مسلمانان خوشحال بودند و اهل سنت لبنان به همان اندازه از این سفر استقبال کرد و خوشحالی نشان داد که شیعیان و همکیشان رئیس جمهورمان خوشحالی کردند، اینها نشان دهنده آن است که مقاومت در خاورمیانه یک گرایش قومی و صرفاً نژادی نیست بلکه یک گرایش فراگیر ملی و منطقهای است که نه تنها مسلمانان را در بر میگیرد بلکه در آنجایی که مسیحیان هستند، آنها را هم پوشش میدهد. طبیعی است که امریکاییها و صهیونیستها در مقابل چنین وضعیتی واکنش نشان دهند و این روند را با سیاستها و منافع خودشان ناهمخوان بدانند.دلیل استقبال گسترده از احمدینژاد به ویژه استقبال مردمی از رئیسجمهور کشورمان چیست؟من مطمئن هستم که اگر آقای احمدینژاد بهجای سفر به لبنان راهی کشور اردن میشدند و مردم پایتخت اردن یعنی امان، فرصت مییافتند که از رئیس جمهور و میهمان خودشان استقبال کنند، صحنهای که در اردن و در شهر امان خلق میشد، کمتر از صحنهای که در لبنان خلق میشد، نبود.و یا اگر آقای احمدی نژاد به جای سفر به لبنان به کشور عربستان یا پاکستان یا افغانستان یا ترکیه و یا یکی از کشورهای مسلمان آفریقایی و یا یکی از کشورهای امریکای لاتین و یا حتی کشورهای جنوب شرقی آسیا انجام میدادند، مطمئن هستم که آنچه در پایتخت این کشورها اتفاق می افتاد، کمتر از آن چیزی که در ضاحیه لبنان اتفاق افتاد، نبود.راز این استقبال مردمی از دکتر احمدی نژاد چه بوده است؟راز این مسئله دو نکته است، یکی اینکه مردم در منطقه خاورمیانه و فراتر از آن در جهان اسلام به یک بازخیزی مذهبی و همگرایی درونی دست یافتهاند و به شخصیتهایی که دنبال سوال کردن از ارزشهای بومی در کشورهای اسلامی هستند احترام ویژهای میگذارند و از این نظر احمدینژاد را یک چهره شاخص در بازیابی هویت ملی و اسلامی میدانند. دلیل دوم این است که منطقه خاورمیانه خود را به مثابه یک جبهه در برابر، جبهه استکبار جهانی قلمداد میکند و بدین جهت هم ما شاهد هستیم که در اینجا مردم از احمدی نژاد به عنوان یک فرمانده رشید و فداکار و یک فرمانده پیروز در میدان استقبال کردند و آنچه که در منطقه ضاحیه شاهد بودیم مینیاتوریزه شده صحنههایی است که میتواند در هر پایتخت خاورمیانه مشاهده شود.واکنشهای منطقهای نسبت به حضور و سخنرانی رئیس جمهور کشورمان در لبنان چه بوده است؟ما شاهد واکنشهای نسبتاً مثبتی از سوی محافل سیاسی و رسانهای منطقه بودهایم. به طور خاص، وزیر امور خارجه عربستان که در مصر به سر میبرد، اعلام کرد که ما امیدواریم آنچه در این سفر در چارچوب گفتوگوهای رسمی صورت میگیرد عملیاتی شود و ایران و لبنان بتوانند مراودات سیاسی خودشان را تحکیم بخشند. از طرف دیگر رسانههای عربستان سعودی که همیشه معمولاً مواضع منفی نسبت به مراودات ایران و لبنان داشتند، این بار رفتار همدلانهتری را بروز دادند، از جمله روزنامه فرامنطقهای شرق الاوسط که در لندن چاپ میشود، در روز اول سفر با درج تصویری از دکتر احمدی نژاد از صفحه اول خودش اعلام کرد که لبنانیها میتوانند از نتایج این سفر مهم برخوردار باشند. همچنین شبکه تلویزیونی العربیه عربستان که همیشه مواضع خصمانهای علیه ایران داشت در ارتباط با این سفر تلاش کرد که ضمن پوشش خبرهای مربوط به این سفر، رویهای مبتنی بر نگاه مثبت به سفر ارائه دهد.واکنش کشورهایی مثل عربستان و اردن را چطور ارزیابی میکنید؟تقریباً میتوان گفت که دستگاه سیاسی و تبلیغاتی عربستان نسبت به گذشته مواضع معقولانهتری را اتخاذ کرده بودند. در اردن هم ما شاهد بودیم که برخی اهداف سیاسی مرتبط با دولت و بعضی روزنامههایی که منعکسکننده دیدگاههای دولت اردن است مثل «الزمان» و «الدستور» نگاه مثبتی به سفر دکتر احمدینژاد داشتند مخصوصاً به تماس تلفنی رئیس جمهور با پادشاه اردن قبل از سفر به لبنان اشاره و آن را نشانه تلاش ایران برای نوعی همگرایی در سطح منطقه ارزیابی میکردند.از نظر شما جمهوی اسلامی ایران و کشورهای منطقه چه دیپلماسی باید اتخاذ کنند؟به نظر میرسید که این سفر توانست فضای بهتری بین ایران و کشورهای منطقه به وجودآورد که این مسئله میتواند برای ما علامت مثبت مبنی بر اینکه میشود با یک دیپلماسی فعال بسیاری از فضاهای منفی منطقه را اصلاح کرد و با این دیپلماسی در سطح منطقه همگرایی خوبی را به وجود آورد.این سفر چه تأثیری بر فضای مذاکرات سازش میتواند داشته باشد؟نکته دیگر آن است که این سفر در فضای شکست مذاکرات سازش بین رژیم صهیونیستی و طرف عربی انجام میشد. به موازات خبرهایی که بر شکست گفتوگوهای به اصطلاح سازش منتشر میشد خبرهایی مبتنی بر موفقیت سفر رئیس جمهور ایران در عرصه رسانهها و محافل سیاسی راه یافت که اینها مجموعاً نشان دهنده آن است که در منطقه در کنار جریان شکست خورده یک جریان پیروز و با نشاط وجود دارد که جمهوری اسلامی این جبهه را نمایندگی میکند.به نظر من، ما باید سفر رئیس جمهور به لبنان را پایان یافته تلقی نکنیم و همانطور که در خارج هم هنوز درباره ابعاد، نتایج و پیامدهای این سفر مطالبی منتشر میشود و در محافل سیاسی هنوز بحث در این باره ادامه دارد. ما هم میتوانیم از طریق یک دیپلماسی فعال در عرصه منطقه مسائل مرتبط با این سفر را ادامه دهیم، به عنوان مثال دیپلماتهای ما در کشورهای عربی میتوانند با تکیه بر مواضع رئیس جمهور در لبنان و اقدامات همدلانهای که در طول این سفر انجام شد آن را به محافل سیاسی و دیپلماتیک و رسمی کشورهای عربی منعکس کنند و از آنچه در لبنان گذشته یک دستور کاری را استخراج و وضعیت متداومی را در حوزه عربی بهوجودآورند.نکته مهمی که در این سفر مطرح است این که ما در جریان این سفر توانستیم در حوزه عربی فضای جدیدی را به وجود آوریم. از قضا امریکاییها برای به شکست کشاندن مقاومت و تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی به کشورهای عربی به عنوان یک امکان برای اعمال فشار چشم دوختهاند و تلاش میکنند که از ظرفیتهای آنها علیه ایران و مقاومت استفاده کنند.ما در نقطه مقابل آن میتوانیم با پیگیری اهداف سفر و توافقات و همچنین فضایی که در جریان این سفر به وجود آمد، نشان دهیم که منطقه میتواند در یک فضای همدلانه به حل و فصل مسائل بپردازد و فشار امریکا و رژیم صهیونیستی را برحوزه عربی خنثی سازد.پیش بینی خود را از فضایی که در آینده با توجه به این سفر دکتر احمدی نژاد شکل خواهد گرفت بیان کنید.همه چیز بستگی به این دارد که ما در ارتباط با منطقه چه نوع دیپلماسی را به کارگیریم، اگر ما مجموعه دیپلماتهایمان را به ویژه در حوزه عربی نسبت به استراتژی جمهوری اسلامی مبتنی بر ایجاد نوعی وحدت و همدلی در منطقه به خوبی تبیین کنیم و دیپلماتهای ما هم قادر باشند با پیگیری این مباحث در گفتوگوهای دیپلماتیک با کشورهای عربی در جهت شفاف سازی و زدودن کدورتها و اصلاح سوء ذهنیتهایی که در این حوزه مشاهده می شود، حرکت کنند، ما میتوانیم یک منطقه بهتر و همدلانهتری را داشته باشیم، این در عین حال به آن معنا نیست که چیزی ازمقاومت کم بگذاریم، همانطور که در سفر به لبنان هم دو محور مقاومت و وحدت توأمان دنبال شدند. ما میتوانیم بر وحدت تأکید کنیم بدون اینکه از سهم مقاومت بکاهیم چرا که مقاومت در منطقه میتواند به عنوان انرژی ایجاد همدلی و وحدت و در جهت مقابله با تهدیدات مشترکی که از طرف رژیم صهیونیستی، کشورهای حوزه عربی را تهدید میکند، استفاده کنیم. مقاومت میتواند به جای عامل اختلاف عامل وحدت باشد. این بستگی به دیپلماسی ما دارد، اگر ما دیپلماتهای فعالی در این صحنه داشته باشیم میتوانیم مدتها و بلکه ماهها از نتایج سفر رئیس جمهور و لبنان استفاده کنیم و با پیگیری اهداف و برنامههای این سفر، منطقه همدلانهتری داشته باشیم.دلایل انعکاس گسترده سفر رئیس جمهور کشورمان به لبنان را هم میفرمایید؟اساساً دکتر احمدی نژاد به عنوان یک چهره و شخصیت خبرساز و اثرگذار در سطح بینالملل به ویژه خاورمیانه مطرح است. ایشان همیشه حرفهای جدیدی دارد و به تجربه ثابت شده که در ارتباط با موضوعات مختلف، رئیس جمهور طرحهای ویژه و حساسی ارائه میکند و برهمین اساس هم سفر ایشان همیشه در خارج از کشور در کانون توجه رسانهها و محافل سیاسی قرار میگیرد. همانطور که ما شاهد بودیم سفر رئیس جمهور به نیویورک و لبنان درکانون توجهات قرار گرفت. این از ابعاد اصلی پیگیری خبرهای این سفر توسط رسانههای مختلف بود.برخی ازکارشناسان سیاسی با اشاره به خبر ساز بودن دکتر احمدینژاد گفتهاند که احمدینژاد خودش یک رسانه فعال و پویاست که میتواند بر بسیاری از روندها و تحولات تأثیرگذار باشد. این یکی از کلیدیترین دلایل توجه ویژه محافل سیاسی و رسانهای به سفر هیئت ایرانی به لبنان بود.سفر رئیس جمهور چه منافعی را برای جهان اسلام در پیداشت؟در عین حال فضایی که در این سفر شکل گرفت هم تأثیرگذار بود، فضای منطقه ما در ایامی که رئیسجمهور به لبنان سفر کرد فضای ناشی از سرخوردگی از مذاکرات سازش عربی – اسرائیلی بود و ملتهای منطقه شاهد زیان خواهی و دهن کجی صهیونیستها به طرفهای عربی، فلسطینی بوده و منتظر بودند تا رئیس جمهور ایران از طریق مواضع و عملکرد خودش، این فضایی که صهیونیستها از آن سود می بردند را بشکند و به نفع جهان اسلام این فضا را تغییر دهد، که اتفاقاً چنین هم شد و با سفر رئیس جمهور به لبنان ما شاهد واکنشهای عجزآلود رژیم صهیونیستی بودیم.رسانههای صهیونیستی با صراحت سفر احمدینژاد به لبنان و استقبال عظیم مردمی را یک پیروزی بزرگ برای ایران و جبهه مقاومت ارزیابی کردند و رژیم صهیونیستی با اعلام یک مانور دریایی ده روزه و آمادهباشی که صهیونیستها در روز سفر رئیس جمهور به لبنان به نیروهای نظامیشان دادند، حضور باراک وزیر جنگ رژیم صهیونیستی در منطقه اشغالی جولان و تکیه آنها بر قدرت نظامی نشان داد که در برابر قدرت نرم ایران در منطقه، نمیتوانند ابتکاری از خود بروز دهند.اینها مجموعاً بیانگر آن بودکه این سفر توانست فضای منطقه ما را که متأثر از شکست مذاکرات بود به سمت یک فضای شاداب توأم با ترسیم چشمانداز پیروزی به وجود آورد. به طور کلی ملتهای منطقه از این سفر استقبال خوبی کردند و این فضای جدیدی را در منطقه خاورمیانه به وجود آورد.اهمیت استراتژیک این سفر را هم به عنوان آخرین سؤال بیان کنید. سفر رئیس جمهور به لبنان در ابعاد استراتژیک نیز بسیار حائز اهمیت است و اتفاقاً امریکاییها و صهیونیستها به جنبه استراتژیک این سفر بیش از سایر جنبهها توجه نشان دادند تا آنجایی که خانم لیدنی وزیر خارجه سابق رژیم صهیونیستی اعلام کرد که سخنرانی احمدینژاد در جنوب لبنان و اینکه وی به سمت ما سنگ پرتاب کند مهم نیست، بلکه آنچه مهم است آن است که این سفر مقدمه روابط استراتژیک با دولت لبنان میشود و از این طریق جمهوری اسلامی ایران با محور مقاومت برنامههای خود را دنبال میکند امریکاییها نیز از میان مجموعه اظهارات و سخنرانیهای رئیس جمهور کشورمان در لبنان روی آن بخش از صحبتهای ایشان تمرکز کردند که دکتر احمدینژاد گفته بود ایران، عراق، سوریه، ترکیه، لبنان و فلسطین مجموعاً عضو بلوک مقاومت هستند و تأثیرات تأییدکنندهای در تحولات خاورمیانه دارند. این نکته حساسی بود که همه امریکاییها و هم صهیونیستها روی آن تمرکز کردند. برخی رسانههای منطق هم نظیر شرق الاوسط، الحیاه و روزنامه اماراتی الخلیل روی این نکته تمرکز کرده بودند و به نوعی واکنش منفی نشان دادند. این نشان میدهد که سفر دکتر احمدینژاد به لبنان از جنبههای دیپلماتیک و مناسبات سیاسی موقعیت استراتژیکی را برای روابط خارجی ایران ایجاد کرده و امریکاییها برای ارزیابی ابعاد دیپلماتیک و توافقات این سفر یک روز پس از پایان سفر، (جفریفلتمن) معاون وزیر خارجه که سالهاست سفیر امریکا در لبنان بود را عازم بیروت کرد که اینها مجموعاً نشانگر اهمیت استراتژیک این سفر است و این تأثیرات استراتژیک تا مدتها در لبنان باقی خواهد ماند.