سال 1384 بود که مسئولان «بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس» برای میزگردی خبری نمایندگان رسانههای گروهی را دعوت کردند تا در خصوص برگزاری جشنواره فیلم دفاع مقدس خبرهای تکمیلی را بیان کنند؛ اما در این نشست به جای توضیح در خصوص برگزاری این جشنواره، خبر تعطیلی این رویداد اعلام شد. حالا جشنوارهای که در این سالها مسئولان مختلف سینمایی از برگزار نشدن آن انتقاد کردهاند و یکدیگر را در این زمینه مقصر دانستهاند، پنج سال برگزار نشد تا اینکه بعد از روی کار آمدن تیم جدید معاونت سینمایی به مسئولیت جواد شمقدری قرار شد تا بار دیگر این جشنواره برگزار شود آن هم در ابعادی وسیعتر و بینالمللیتر جشنواره یازدهم برگزار شد و استقبال خوبی هم از آن شد. از همین رو سراغ سیدعلیرضا سجادپور، مدیر نظارت و ارزشیابی معاونت سینمایی که خود یکی از بانیان برگزاری این دوره از جشنواره بود رفتیم تا نظراتش را درباره سینمای دفاع مقدس و جشنواره جویا شویم.آقای سجادپور به نظر شما چرا با وجود گذشتن از سیاُمین سال دفاع مقدس و ورود به دهه چهارم انقلاب هنوز در سینمای ما ژانرهایی مثل دفاع مقدس و سینمای دینی که به عنوان یکی از ارزشهای این نظام به شمار میروند دارای متولی شناخته شده و فعالی نیستند ؟این برای خود ما هم سؤال است که چرا با وجود اینکه دولت نهم یک دولت ارزشگرا ست ولی در همین دولت پنج سال است که سینمای دفاع مقدس جشنوارهای نداشته است. جشنواره امسال هم با پیگیری تیم جدید معاونت سینمایی برگزار شد وگرنه معلوم نبود که دفاع مقدس امسال هم جشنواره داشته باشد. وقتی ما اعلام کردیم میخواهیم جشنواره را برگزار کنیم به ناگهان متولیانی که پنج سال خواب بودند آمدند وسط و با اصرار و سر و صدا میخواستند خودشان جشنواره را برگزار کنند ما هم با طیب خاطر امور جشنواره را تحویل آنها دادیم اما امیدوارم این هیجان فقط برای امسال نباشد.ما اگر میخواستیم جشنواره را وزارت ارشاد برگزار کند دلیلمان این بود که اگر وزارت ارشاد متولی این بخش باشد به خاطر مسئولیتهای رسمیکه دارد همیشه مجبور است این جشنواره را برگزار کند حتی اگر چرخه سیاسی در کشور رخ بدهد و گروه دیگری حاکم بشود به هر حال موظف است که جشنواره را برگزار کند، مثل جشنواره فیلم فجر. ولی اگر متولی خارج از ارشاد باشد ممکن است با چرخش سیاسی مدیری نخواهد مثلا جشنواره دفاع مقدس را برگزار کند.همان طور که دیدیم این جشنواره چند سال برگزار نشد. به همین خاطر من هنوز پیشنهاد میدهم که متولی سینمای دفاع مقدس رسماً باید خود وزارت ارشاد باشد. به خاطر مسئولیتهای رسمیدولتی که بر عهده دارد. عدهای معتقدند یکی از دلایل برگزار نشدن جشنواره فیلم دفاع مقدس و اصولا ساخته نشدن فیلم جنگی در این است که قصه و جذابیتهای لازم در این گونه سینمایی دیگر دیده نمیشود؟ کاملاً با این حرف مخالفم. سینمای جنگ هم قصه دارد و هم تحرک. اصولاً جنس موضوعات مربوط به جنگ، نبرد، دفاع مقدس و مقاومت یکی از ابزارهای اصلی جذابیت در سینمای جهان است، برای همین سینمایی که بتواند به این موضوعات دست بیاویزد و چنگ بزند حتماً سینمای موفقی خواهد بود، به شرطی که فیلمساز رعایت مسائل بدیهی را بکند. آنهایی که نسبت به این نوع سینما تشکیک میکنند اساساً سینما را نمیشناسند، چون اتفاقاً این نوع موضوع و این ژانر با تعریف ذاتی سینما انطباق زیادی دارد. درعین حال سینمای جنگ چون با مسئله مرگ و زندگی سر و کار دارد طبیعتاً از این نظر هم میتواند به ایجاد جاذبه در بین مخاطب و برانگیختن عاطفهاش کمک بکند. تعریف شما از سینمای جنگ چیست؟ما در ایران یا هر جای دیگر دنیا سینمای جنگ نخواهیم داشت مگر اینکه آن جامعه خودش جنگ را تجربه کرده باشد وگرنه نمیتواند یک چیز تخیلی بسازد تحت عنوان سینمای جنگ. از همین رو چون دوران هشت ساله دفاع مقدس ما از به یاد ماندنیترین و تأثیرگذارترین و مهمترین دورانهای تاریخ معاصر ایران بوده طبعاً ملت ما به خوبی مفهوم جنگ را دریافته و با پوست و گوشت و خونش درک کرده است. پس ما میتوانیم سینمای موسوم به جنگ یا دفاع مقدس داشته باشیم. من خیلی با این تعاریف که سینمای جنگ چیست و سینمای دفاع مقدس چیست زیاد سر و کاری ندارم و اهمیتی هم به آن نمیدهم، اثری که ساخته میشود مهم است چه تأثیری روی مردم میگذارد، مردم یک اثر را میبینند میگویند خوب است یا بد، روی ما تأثیر گذاشت یا نگذاشت، پیامش را منتقل کرد یا نکرد، در فرهنگ ما مؤثر بود یا نبود. دیگر این برایشان مهم نیست که این اثر متعلق به ژانر سینمای جنگ است یا سینمای دفاع مقدس.من فقط حدس میزنم به خاطر اینکه مفهوم جنگ در جامعه ما با مفهوم جنگ در جوامع دیگر متفاوت بود کلمه جنگ کلمه مناسبی برای اتفاقی که در کشور ما افتاده نیست. برای همین از کلمه زیبای دفاع مقدس استفاده شد وگرنه هر دو یکی است ما فقط میخواهیم بگوییم جنگ ما یک جنگ خاص بوده و یک دفاع خاص بوده و چون دفاع از ارکان اصول اعتقادی و فرهنگی و عزت و شرفمان بوده مقدس هم است. گرچه من خیلی به این نامگذاریها تعصب ندارم اما به نظرم میآید تعبیر دفاع مقدس همان جنگ است به نحو شیرینتر و دوست داشتنیتر و ماندگار ترش. سینمای دفاع مقدس ما با سینمایی که ما به عنوان سینمای جنگ در جهان میشناسیم چه تفاوتها و چه شباهتهای دارد؟دفاع مقدس ما در تمامی نمونههای مشابه جنگی خودش از هر نظر بینظیر است. به همین میزان سینمای دفاع مقدس ما هم باید این تفاوت را نشان دهد. سینمای دفاع مقدس ما از کاراکترهایی بهره میبرد مثل فرماندهان جنگ که با هیچ فرمانده جنگی در هیچ جنگ دیگر قابل مقایسه نیست. از نیروها و سربازانی به نام بسیجیان که از نظر انگیزه و از نظر رفتاری هیچ نظیر و بدیلی ندارند. در هیچ جنگ دیگری که ما میشناسیم در طول تاریخ اینها یک تعریف جدید از انسان افلاطونی ارائه دادند. بسیجیان ما در آخرین سالهای قرن بیستم علناً این الگو را به جهان عرضه کردند. الگویی که شامل ایثار کامل است، حل شدن فرد در جمع، برتری بخشیدن دیگران به خود، فدا کردن خود به خاطر دیگران، پاک بودن و پاکزیستن در تمامیشرایط و یک نمونه کامل انسان بودند. ارادت این آدمها به فرماندهها، علاقه و اشتیاق فرماندهها به اینها نوع رابطه بین این دو گروه نوع اتفاقاتی که در جنگ میافتاد، انگیزههایی که داشتند، آغوشی که برای مرگ باز کرده بودند و دیدگاههایی که وجود داشت از آنها که در تمامی این دوران متجلی بود یک ترکیب استثنایی ساخت. سینمای ما چون این ترکیب را در آثارش نشان داد، شد یک سینمای خاص که هیچ نمونه ای در هیچ جای دیگر ندارد. هیچ کدام از آثار حتی اسطورهای و قهرمان پردازانه و هیجان انگیز جنگ جهانی اول، دوم، جنگ ویتنام و هر جنگ دیگری نتوانست به این نمونه نزدیک بشود. اما اتفاقاتی که بعد از جنگ دفاع مقدس ما افتاد در بعضی از نقاط دنیا آنها هم خاص شدند؛ علتش این بود که ازدفاع مقدس ما الگو گرفتند یعنی اتفاقاتی که در بوسنی افتاد، در لبنان افتاد یا در چند جای دیگر. چون آنها هم از همین بسیجیان دفاع مقدس الگو گرفتند و توانستند خاص بشوند ولی هنوز هم نمونه اصلی بی نظیر سر جای خودش برقرار مانده است. پس میشود گفت سینمای دفاع مقدس ما ملی ترین ژانر و گونه فعالیت هنری در تاریخ معاصر در کشور ماست. ما چه معتقد باشیم به جنگ و چه معتقد نباشیم به عنوان یک ایرانی باید بپذیریم که این میتواند بهترین نمونه و الگو برای یک حرکت فرهنگی و هنری در کشور ما باشد. به عنوان فیلمسازی که مسئولیتی در سینمای امروز ایران دارد، به نظرتان اگر انقلاب نمیشد سینمای ایران در کجا قرار داشت. پیشرفت بیشتری داشت یا نه در همان فیلمفارسی خود گیر میکرد؟بیشک اگر انقلاب نمیشد، سینمای ایران هرگز از لمپنیسم و برهنگی و عوامزدگی برنمیگشت. کسانی که مدعیاند سینمای ایران قبل از انقلاب سینمای جریانسازی بوده است باید به یاد بیاورند که همین سینما در اواسط دهه 50 در مقابله با سینمای غرب و روشنفکرزده چپ نابود شد و مخاطبش را هم از دست داد. درواقع انقلاب سینمای ایران را مجدداً احیا کرد و این موجود به اغما رفته رو به مرگ را با انگیزههای تازه مجدداً زنده کرد. در سینمای پس از انقلاب هم سینمای دفاع مقدس کل سینما را فعال کرد.اصولاً سینمای دفاع مقدس ژانر و گونه بسیار مظلوم و متواضعی است که نه فقط از ژانرهای دیگر سهمی برنداشت بلکه کلی هم سهم به آنها اضافه کرد. سینمای دفاع مقدس آدمهای خودش اعم از کارگردانهای خودش، تهیه کنندگان خودش، بازیگران، اسپیشال افکتورها، طراحان صحنه و... را به عرصه آورد و همان افراد را با کمال اشتیاق به گونههای دیگر سینمای ایران تقدیم کرد. الان ما اگر نگاه بکنیم میبینیم بسیاری از درخشانترین چهرههای سینمایی ایران که عمدتاً متعلق به پس از انقلاب هستند برآمده از سینمای دفاع مقدس هستند، یعنی اگر سینمای دفاع مقدسی وجود نداشت اصلاً این نیروها پا به عرصه سینما نمیگذاشتند.دفاع مقدس موجب شد که اینها با انگیزههای خاص خودشان بیایند و ابتدا از همین موضوعات دفاع مقدسی شروع کنند و بعد تبدیل به آدمهای کار کشتهای بشوند. این فقط منحصر به کارگردانان نیست، عرض میکنم در تمام شاخهها این است حتی در شاخههای فنی ما بسیاری از بهترین فیلمبردارهای ما با انگیزه دفاع مقدس وارد شدند.بسیاری از بهترین بازیگران ما هم همینطور و همین الان برخی از درخشانترین چهرههای بازیگری ما پس از انقلاب رد آنها را دنبال کنید میبینید از سینمای دفاع مقدس آمدند و اگر این نبود شاید آنها انگیزه ای برای ورود به سینما پیدا نمیکردند یعنی این ژانر،ژانری است که هم به تمامیسینمای دفاع مقدس بهترین نیروها را هدیه کرده و موجب ارتقای سینمای کشور شده یعنی نه تنها سهمی از دیگران نخواست بلکه کلی هم به آنها هدیه داد. سینمای دفاع مقدس واقعاً مثل یک لکوموتیو عمل میکرد با قدرت راه میرفت و واگنهای سینمای ایران را دنبال خودش میکشید برای همین از سال 76 به بعد که به خاطر سوءسیاستهای فرهنگی و توفانهای سیاسی زده برگرفته از افکار و عقاید غریبه و بیگانه موجب شد که سینمای دفاع مقدس رو به تعطیلی برود، میبینیم که همه آمارها نشان میدهد که سینمای ایران رو به تعطیلی رفت یعنی هرگز نباید هیچ بخشی از سینمای ایران سینمای دفاع مقدس را رقیب خودش بداند بلکه یکی از مهمترین یاوران و کمکهای خودش فرض کند که بیهیچ چشمداشتی دارد به آن کمک میکند اگر این یاور و همراه، جایی خودش از پا بیفتد کل سینمای ایران از پا میافتد. اصلاً آمار نشان میدهد که پر فروشترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران فیلمهای مربوط به دفاع مقدس است. نمیتوانیم انکار کنیم که فیلم اخراجیها یک و دو فیلمهای دفاع مقدسی نبودند. همینطور اگر در طول تاریخ پس از انقلاب برویم سالهایی که سینمای دفاع مقدس رونق داشت همیشه این آثار جزو بهترین و پر فروش ترینها بودند. بعضی وقتها میدیدم در پنج فیلم پر فروش سال سه فیلم متعلق به دفاع مقدس بوده است. اتفاقاً از سال 76 به بعد که یک دفعه پایه این جریان را زدند و از پاانداختند کل سینمای ایران سقوط کرد. یعنی خیلی از مخاطبان به اعتماد این آثار به کل سینما اعتماد میکردند. اگر این آثار نباشد کل سینما مشتری نخواهد داشت و تماشاگران نخواهند آمد. وقتی میبینیم مخاطب حدود 60 میلیون بلیت در سال میشود 8 میلیون بلیت در اواخر دهه 70 و اوایل دهه 80 این یعنی سقوط برای سینما. حالا این رقم سال گذشته بعد از سالها خون دل خوردن میشود، 18 میلیون بلیت. این نشان دهنده این است که سینمای ایران یک چیز جدی کم داشته که مخاطبش را از دست داده است. من به نظرم میآید به عنوان یکی از سه رکن تأثیرگذار در سینما یکی رکن سیاستگذاران یعنی مدیران سینما، دوم رکن هنرمندان یعنی خود فیلمسازان و سوم رکن منتقدان یعنی پس زمینه تبلیغاتی سینمای کشور که شامل منتقدان، تحلیلگران روزنامههای فرهنگی و غیرفرهنگی، سینمای غیر فرهنگی مجلات و برنامههای تلویزیون و امثالهم که این سه رکن باید توجه داشته باشند که توجه و نگاه دوستانه و مشتاقانه به سینمای دفاع مقدس میتواند موجب ارتقای کل سینمای ایران بشود و ما اگر به کل سینمای ایران علاقه داریم باید سینمای دفاع مقدس را بسیار جدی بگیریم و رشد آن را همه ما بخواهیم و رشد آن را رشد سینمای ایران بدانیم. به نظر شما چه خطراتی سینمای دفاع مقدس را تهدید میکند؟ تقلید، تقلید از ژانرهای ضعیف دیگر، تقلید از سینمای حادثهای ضعیف. منظور شما از تقلید،تقلید از ژانرهای سینمای ایران است یا سینمای دیگر کشورها؟ چه ایران و چه خارج از ایران به خصوص خارج از ایران، تقلید از اصول کمدی ضعیف، همانطور که عرض کردم. ما سینمای کمدی دفاع مقدس لازم داریم و میخواهیم اما باید مراقب باشیم که با تقلید از اصول سخیف سینمای بدنه و سطحی نباید بیاییم سینمای کمدی دفاع مقدس را نازل کنیم برعکس باید بیاییم برای سینمای دفاع مقدس نوع تازهای از کمدی تعریف کنیم که تازه ژانر کلی کمدی در ایران را ارتقا بدهد.همانطور برای بخش حادثهای و بخش خانوادگی. همانطوری که عرض کردم شخصیتها و کاراکترهایی که در دفاع مقدس حضور داشتند و این موضوع و این دفاع را پیش بردند آنچنان ویژگیهای خاص دارند که هنر زیادی میخواهد که این ویژگیها را به تصویر بکشد یعنی من فکر میکنم خیلی هنر میخواهد که یک فیلمنامه نویس و بعد یک کارگردان بتواند تصویر کند نگاه ایثارگرانه و آن نگاه فدا کارانه یک بسیجی را حتی اگر بتواند به آن نزدیک شود شاهکار کرده. نمیخواهم بگویم عین به عین تصویرش کند، طرح چهره مفاخر از شهدای ما در دفاع مقدس که هر کدام یک الگوی جاودانی و تاریخی میتوانند باشند اینها ویژگیهای خاص خودش را میخواهد، ساختار خودش را میخواهد و با تقلید نمیشود به آن رسید.