
یکی از تفاوتهای قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی با سایر نظامات موجود در عصر کنونی وجود اصل مترقی ولایت فقیه و چیدمان ساختار نظام بر محوریت این گفتمان است. مطرح شدن این اصل در پیش نویس قانون اساسی سال 58 بر پیروان تفکرات التقاطی که هر کدام از ظن خود یار امام و انقلاب گشته بودند ولی ساز خود را می زدند بسیار گران آمد و تبلیغات وسیعی را در روزنامه های سال 58 که هیچگونه نظارتی برآنان نبود به راه انداختند. با به حاشیه رفتن این تفکرات مخالفان این تفکرسعی کردند با تظاهر به انقلابیگری و ملتزم بودن به حکومت ولایی خود را از مواهب سمت و مقام در نظام اسلامی محروم نسازند.
پس از آنکه نظام اسلامی دوران پر فراز و نشیب اوائل انقلاب را پشت سر گذاشت، قدرت عرض اندام مخالفان ولایت فقیه در داخل گرفته شد و این افراد سعی کردند از خارج کشور و با توسل به رسانههای آمریکا، اسرائیل و غرب این اصل را به بهانههای مختلف مورد خدشه قرار دهند و با ایجاد شبهات گوناگون ذهن مردم و خصوصا جوانان را با آنها درگیر سازند.غلبه تفکر تکنوکراتهای سازندگی زمینه ساز هجمه
دوران پس از جنگ و استقرار دولت سازندگی با تفکر غالب تکنوکرات که ناخودآگاه فاصله طبقاتی و تبعیض در جامعه را دامن می زد خصوصا اینکه اکثریت مسئولان دولتی با تفکراتی چون ساده زیستی و عدالتخواهی میانه ای نداشتند فرصتی مناسبی برای مخالفان پیش آمد که تناقضات و مشکلات پیش آمده برای مردم و کشوررا حاصل تفکر ولایت فقیه بدانند نه کمکاری و سهل انگاری مسئولان.
رسانه های غرب پس از کوچ جانکاه امام و با این توهم که رهبر جوان محبوبیت امام را ندارد سعی کردند آرام آرام پایه های علم ولایت فقیه را سست کنند تا بتوانند در فرصت مناسب این علم را پایین آورند.
رادیو رژیم صهیونیستی آذر 73 می گوید: «یک اصل در قانون اساسی ایران است که بسیار دردساز بوده در این سالها و آن اصل ولایت فقیه است»
رادیو آمریکا نیز مرداد 74 فتوای دینی (!) صادر میکند و میآورد که: «اصلا هیچ کس در فقه هیچ فقیهی تاکنون نیامده و نگفته که ولایت فقیه به معنای حکومت است.»
همزمان با جریان سازی رسانه های غربی، عناصر ضدانقلاب نیز برای اینکه از قافله عقب نمانند به شبهه افکنی در این خصوص روی آوردند. «باید محور همه مخالفت ها ولایت فقیه باشد»منوچهر گنجی، «ولایت فقیه سد اساسی هر تحول دموکراتیک و مردمی است» حزب توده، «ولایت فقیه مخصوص جامعه ای است که عقل ندارد» نهضت آزادی بخشی از این سمپاشی هاست که طی سالهای پس از جنگ راه را برای شبهه افکنان بعدی فراهم می سازد.انتقال توپخانه هجمه به داخل
با تولد دوم خرداد در بستر سیاسی جامعه ایران، فرصتطلبان که آرائ قابل توجه برنده انتخابات را رای منفی به تفکر ولایت فقیه تفسیر کردند همه چیز را برای هجمه جدید به ستون نظام فراهم دیدند تفاوت دوره جدید با قبل از آن این بود که توپخانه اصلی به جای بی بی سی و صدای آمریکا و رادیو اسرائیل در ایران مستقر شد. مطبوعات پیشقراول این نیروها و سمینارهای به اصطلاح علمی که همانند قارچ در حال رشد بودند خوراک فکری مطبوعات را فراهم می کردند. شبهه درباره پایه های شرعی ولایت فقیه
تئوریسینهای جریان دوم خرداد روشهای مختلفی را برای شبهه افکنی و هجمه به اصل ولایت فقیه طراحی کردند که اولین آن حمله های به پایه های مشروعیت این اصل است که بیشتر توسط روحانی نماهای این طیف و به اصطلاح اسلام شناسان این گروه صورت می گرفت که تفکرات آنان بیشتر تداعیگر میرزاملکم خان و تقی زاده ها بود.
روزنامه صبح امروز 7 اردیبهشت 79 می نویسد: «قراردادن اعتقاد به ولایت فقیه در کناراعتقاد به اسلام شرک محسوب می شود.»
این ادعای مضجک از سوی همانانی صورت می گیرد که معتقدان بر خط هدایت بودن و بر خط ضلالت بودن سایر تفکرات را«متعصبان جاهل» لقب می دادند.
عصر ما به نقل از کدیور در مهر 78 می آورد که: «ولایت فقیه در هیچ آیه و روایتی به کار نرفته است و مضمون ولایت فقیه در حوزه امور عمومی نیز در کتاب و سنت به چشم نمی خورد ولایت فقیه در هیچ یک از آثار کلامی و عرفی بکار نرفته است».
روزنامه نشاط نیز به نقل از منتظری می نویسد که «نظریه انتصاب فقیه پایه شرعی ندارد». این ادعا در حالی است که وی یکی از نظری پردازان این تفکر در دوران اول انقلاب بود به گونه ای که بعد از نظریات حضرت امام، رده دوم در این حوزه متعلق به وی بود.وکالت به جای ولایت
از طراحیهایی که این جریان برای زیرسوال بردن اصل ولایت فقیه بکار میبرد جایگزین کردن واژه وکالت فقیه به جای ولایت فقیه است . آنان با این بهانه که ولی فقیه منتخب خبرگانی است که وکلای مردم در مجلس خبرگان هستند اینگونه القا می کردند با این حساب رهبری وکالت از مردم برای هدایت جامعه و حل اختلافات میان قوا را بر عهده دارد.
موضوی دیگری که برای جا انداختن واژه وکالت بکار می بردند این بود که ولایت مخصوص صغیران و سفیهان است و ولایت بر عقلا و افراد بالغ وجهه عقلی و شرعی ندارد.تقابل عملی با ولی فقیه
علاوه بر شبهه افکنی و هجمه نظری 8 ساله به ولایت فقیه، در این دوره به مناسبت های گوناگون عوامل اصلی این جریان سعی داشتند جامعه و جریان دوم خرداد را به سمت تقابل عملی با رهبری و شخص ولی فقیه بکشانند.
یکی از این موارد لوایح دوقلو بود که با بهانه افزایش اختیارات ریاست جمهوری سعی داشتند نقش رهبری را در جامعه کمرنگ سازند.
حوادث کوی دانشگاه مورد دیگری بود که طراحان این جریان آن را بهترین فرصت برای تسویه جحساب دوم خرداد با رهبری نظام می دانستند و با القائات گوناگون همچچون کشته سازی و متهم کردن رهبر معظم انقلاب به دست داشتن در این حوادث سعی داشتند این جایگاه را متزلزل سازند.
قتلهای زنجیره ای که هنوز پس از ده سال هنوز تمام ابهامات آن حل نشده و بسیاری از آمران و طراحان آن در عافیت هستند مورد دیگری بود که این افراد از آن برای زیر سوال بردن ولایت فقیه بهره بردند.هجمه به مصداق به جای اصل
با پایان یافتن دوران دوه خرداد و غالب شدن تفکر اصولگرایی در جامعه جریان دوه خردا مجبور می شود که فتیله هجمه به اصل ولایت فقیه را پایین بکشد و در به یکباره خود را خط امامی بنامد (همان امای که ولایتش را زیر سوال می بردند) اما با برگزاری انتخابات سالل 66 و حوادث پس از آن طراحان این جریان که اکنون نام سبز به خود گرفته اند در یک فرافکنی آشکار با ادعای دروغین دفاع از امام به مصداق ولایت فقیه حمله بردند و نوک پیکان خود را به سوی ایشان نشانه گرفتند.