
بررسی تمام زوایای تأثیر اختلاط و اثر آن بر گسترش احساس ناامنی اخلاقی و توسعه فساد در محیطهای آموزشی نیاز به بررسی و تحقیق مبسوط، عالمانه و کنکاش بسیار دقیق و ظریف دارد اما همه این موارد رافع مسئولیت ما درباره بحث و چالش در این خصوص نیست. آنچه در پی میآید شاید پیش درآمدی بر مبحث باشد و دست تمام متفکرین این حوزه را برای هرچه غنیتر شدن بحث به گرمی میفشاریم. ضرورت تحصیل برای همه گروههای جامعه واضح و مبرهن است و هیچ اختلافی بین زن و مرد وجود ندارد اما این نکته که همه کارهای ما باید منطبق بر موازین شرع مقدس باشد نیز از اصول اولیه است. فرضاً زن و مرد باید نماز بخوانند اما گفته شده که اینها جدا بایستند و بعضی از علما احتیاط کرده و فرمودهاند بین اینها پرده زده شود حتی در مساجد محل ورود زن و مرد جداست. در اسلام به این مبحث به طور مشخص توجه شده و این نشانگر آن است که این مسئله از مسائل مبتلا به جامعه در هر زمانی بوده است. در قرآن شریف سوره قصص در مورد دختران شعیب نبی میفرماید: «ولما ورد ماء مدین وجد علیه امه من الناس یسقون و وجد من دونهم امراتین تذودان قال ما خطبکما قالتا لا نسقی حتی یصدر الرعا و ابونا شیخ کبیر» این فراز از قصص قرآنی اشاره به عمل دو دختر شعیب نبی دارد که وقتی میآمدند آب بردارند در کناری میایستادند تا مردانی که مشغول آب برداشتند بودند بروند و بعد ایشان برای آب برداشتن اقدام میکردند. به نظر بنده این آیه گویای این مطلب است که این دو دختر نبی خدا این روش حسنه را داشتهاند که نمیخواستند با مردان اختلاط داشته باشند و این آیهای است که میتوان از آن نفی اختلاط را استنباط کرد اما در مورد سنت روایتی را اینجا عرض میکنم از وسائل الشیعه که مرحوم شیخ حر عاملی از فروع کافی نقل میکنند: «عن ابی عبدالله (ع) قال: قال امیرالمومنین (ع): یا اهل العراق نبئت ان نساءکم یدافعن الرجال فی الطریق اما تستحیون. ای اهل عراق شنیدم که مردان شما با زنان اختلاط میکنند در معابر آیا حیا نمیکنید؟»
جالب این است که این روایت در باب غیرت صادر شده یعنی نداشتن توجه به مسئله اختلاط و اختلاط کردن «بیحیایی» تلقی شده. روایت دیگری در همان باب نقل شده که میفرماید: «عن امیرالمومنین(ع) قال: اما تستحیون ولا تفاردن نساءکم یخرجن ال الاسواق و یزاحمن العلوج. آیا حیا نمیکنید و آیا نسبت به زنانتان غیرت ندارید که اینها خارج میشوند و میروند به طرف بازار» و «یزاحمن العلوج» در مورد این دو کلمه باید گفت«یزاحم» مترادف فارسی آن در هم لولیدن است. صاحب «المنجد» میگوید:«ای دافعه فی محل ضیق» یعنی در یک جای تنگ همدیگر را هل دادن که این همان در هم لولیدن میشود و عبارت اخرای اختلاط است. «علوج» هم میشود گفت آدمهای بیسر و پا. مرحوم سیدمحمدکاظم طباطبائی در کتاب عروه در مسئله 49 کتاب نکاح بر مبنای این روایت فتوی داده و آن را حمل بر مسائل فقهی کرده نه اخلاقی (اختلاط زنان و مردان مکروه است). نکتهای که اینجا قابل بحث است اینکه اسلام در این زمینه طرفدار چه نظری است. دو دیدگاه در این زمینه وجود دارد، یک دیدگاه «حبس کلی زنان» و یک دیدگاه هم دیدگاه رایج در غرب است؛ «اختلاط». اسلام از آنچه که از کتاب و سنت استفاده میشود یک راه بینابین را انتخاب کرده است. نه حبس کلی زنان و نه اختلاط و درهم لولیدن زن و مرد. قبل از بیان این مطلب باید جواب یک شبهه را داد که در بعضی از روایات مشاهده میشود که ظاهر آنها حکم به حبس زنان میکند و بعضاً نیز در افواه شنیده میشود که زن را باید حبس کرد. استاد گرانقدر شهید بزرگوار مطهری این دسته از روایات را به صورت عالی جمع کردهاند. ایشان میفرمایند: ظاهر این روایات معرض عنه است. در واقع معرض عنه یک اصطلاح فقهی است که وقتی روایتی مورد اعتراض اصحاب قرار میگیرد از حجیت ساقط میشود ولو اینکه روایت معتبری باشداز حیث سند. روایت اگر پشتوانه فتوی نداشته باشد به نظر اکثر فقها از حجیت ساقط میشود. میتوان گفت نهی این دسته از روایات نهی ارشادی است نه مولوی یعنی نهی نیست که از آن حرمت استنباط شود. به تعبیر شیخ انصاری نهی ارشادی مانند اوامر اطباست. طبیب وقتی امر و نهی میکند نمیگوید اگر تو انجام ندادی عواقب احتمالی دامنگیر تو میشود. مرحوم صاحب وسائل هم که خودش یک اخباری است در جلد اول وسائل میفرمایند خروج زنان برای مراسم عزاداری و تشییع جنازه جایز است چنانکه حضرت فاطمه(س) و زنان ائمه اینگونه عمل میکردند. مرحوم حر عاملی اینگونه این روایات را جمع میکند که روایاتی که در آن منع خروج زنان از منزل حمل بر کراهت میشود نه حرمت به معنای صناعی فقهی بلکه مرحوم صاحب وسائل آمده روایت را جمع کرده، روایاتی که در آن نهی بوده و روایاتی که در آن جواز بوده پس به مقتضای صناعات فقهی نهی این روایات را باید حمل بر کراهت کرد زیرا مقتضی جمع بین اخبار به ظاهر متعارض است که در فقه به آن جمع دلالی روایات میگویند(یعنی هر دو روایت در کمال صحت است سنداً و متناً ولی در مقام جمع باید آن را جمع کرد) در جمع بین این اقوال ظاهراً آنچه به نظر میرسد مرضی اسلام باشد این است که در دیدگاه اجتماعی اسلام حبس کلی زنان تجویز نشده است و از آن طرف نیز اسلام قطعاً اختلاط را نمیپذیرد. به تعبیر عوامفریبانه امروزی «دوشادوشی یا همدوشی زن و مرد» که بعضیها با این تعبیر عوامفریبانه میخواهند آن را تجویز کنند. این هم مورد تجویز اسلام نیست و علت هم این است که دوشادوشی یا به تعبیر بنده اختلاط، هر دو را از کار باز میدارد و هر یک را به جای توجه به کار خود متوجه دیگری میکند. این طبیعت اختلاط است. در یک کلام میتوان گفت اسلام با حفظ و رعایت اصل حریم همه گونه مشارکت اجتماعی بانوان را تجویز میکند. مولای رومی در مثنوی حریم بین زن و مرد را مانند ظرف آب تعبیر کرده، میگوید آب اگر بخواهد گرم شود باید در یک ظرف قرار بگیرد یک مانع یک حجاب و به تعبیر ایشان «حجیب». «آب غالب شد بر آتش از لهیب - ز آتش او چو باشد اندر حجیب - چونکه دیگر حائل آمد آن دو را- نیست کرد آن آب را کردش هوا»ایشان خواسته مسئله حریم را تشبیه به ظرف کند به آن ظرفی که باعث میشود هم آتش کار خود را بکند و هم آب گرم شود.