
از ابتدای آفرینش انسان تا هم اکنون، دفاع از مرز و بوم و اعتقادات جزو مسائل مهم و اصلی هر طائفه با هر نوع دین و نگرشی بوده است.
با نگاهی به تاریخ و وقایع پیش آمده برای ملل مختلف میبینیم که همیشه سرداران و جنگجویانی که به دفاع از مرزهای سرزمین خود پرداختهاند در میان مردمانشان از مقام و ارزش والایی برخوردار هستند. گرچه جنگ تبعات سنگینی برای هر کشوری دارد اما موضوعی با نام دفاع از سرزمین که دفاع مقدس نام دارد مسئلهای است که نه تنها نباید به فراموشی سپرد بلکه هر روز باید یاد آن را زندهتر از قبل نگاه داشت.
متأسفانه در بین عدهای از مردم غیر منصف ایرانی هستند کسانی که علاوه بر فراموش کردن رشادتهای سرداران و یادگاران و زخم خوردگان جنگ، با به یادگار گذاشتن و زنده نگهداشتن خاطرات پرفراز و نشیب هشت سال دفاع مقدس نیز مخالفت میکنند. تصویر، بهترین روش زنده نگه داشتن خاطرات، وقایع و شخصیتهای تاریخی و جنگی هر کشوری میباشد. خوشبختانه طی این چند سال پس از جنگ بزرگمردانی در عرصه سینما و تلویزیون به این امر که در واقع یک وظیفه ملی است، پرداخته و با آثاری در خورتفکر و زیبا، رسالت کاری خود را به انجام رساندهاند.
هفته دفاع مقدس و یاد و خاطره سرداران و دلیرمردان ایران اسلامیما را بر آن داشت تا با یکی از هنرمندان فعال در عرصه دفاع مقدس که با ایفای نقش شهید احمد کشوری درمیان اذهان خوش درخشید به گفتوگو بپردازیم.به عنوان اولین سؤال، وضعیت کنونی سینمای دفاع مقدس را چگونه ارزیابی میکنید؟بعضی از دوستان، همراهان و همکاران من معتقدند وضعیت، وضعیت سقوط است اما از نظر بنده وضعیت سکوت است! یعنی در حال حاضر در برههای از تاریخ کشورمان قرار داریم که سکوت سنگینی روی این ژانر از آثار سینمایی سایه افکنده و حدود پنج، شش سال از این سکوت میگذرد که امیدوارم طولانیتر از این نباشد.پس علت اینکه جشنواره فیلم مقاومت امسال بعد ازگذشت پنج سال مجدداً برگزار شد، همین سکوت حاکم بر سینمای دفاع مقدس بوده است؟!بله، فکر میکنم همین مسئله بوده. پنج سال جشنواره فیلم مقاومت برگزار نشد و امسال بحمدالله ما باز شاهد برگزاری آن بودیم.علت این سکوت و راکد بودن از نظر شما چیست؟به عقیده بنده علت این سکوت را فقط در مشکلات مالی و نبود بودجه نمیتوان خلاصه کرد، کمیت کارها پایین بوده. کاری ساخته نمیشود!به همین دلیل یک سکوت حکمفرماست که مشخص نیست شاید تا 10 یا 15 سال دیگر نیز ادامه پیدا کند. سکوتی غمانگیز وجود دارد برای ساخت و تولید فیلمهای جنگی و دفاع مقدسی که انشاءالله به زودی به پایان برسد و نسل تازه و نیروهای انسانی جدیدی به ساخت فیلمهایی با مضمون دفاع مقدس بپردازند. البته از دریچهای که هزینههای پایینتری داشته و به موازات برای تهیه کننده خصوصی فیلم نیز تحمیلی وجود نداشته باشد.ضمن اینکه باید آثار دفاع مقدس جذابیت کافی و وافی را برای مخاطب به ارمغان بیاورد. در کنار این مسائل متأسفانه ما بعد از پایان جنگ تنها از مسئولان شنیدهایم که حمایت میشوید در صورتی که این مسأله تنها شعار بوده و هیچ یک به وعدههای خود عمل نکردند و طی دوران پس از جنگ به هیچ وجه از لحاظ مادی حمایتی وجود نداشته و اینها از دلایل مهم سکوت چندین ساله سینمای دفاع مقدس است.فکر میکنید آثار سینمایی و تلویزیونی با محوریت جنگ و دفاع مقدس از ابتدا تاکنون توانسته حق مطلب و رسالتی که در مقابل شهدا، یادگاران و زخم خوردگان جنگ داشته و داریم را ادا کند؟مسلماً نه! بخش اعظمی از آنچه که در دفاع مقدس اتفاق افتاده هنوز به صورت فیلم در نیامده است. زندگینامه شخصیتها و سرداران بزرگ دفاع مقدس ما از جمله شهید همت، باقری، دستواره و دهها نفر دیگر جای کار دارد که متأسفانه تاکنون به آنها پرداخته نشده. دفاع مقدس و وقایع و شخصیتهای جنگ ما آنقدر جای کار دارد که هنوز نتوانستهایم یک قطره از این اقیانوس را به تصویر بکشیم. البته زمان آن فعلاً نرسیده اما قطعاً خواهد رسید و موج خوبی در آینده انشاءالله خواهیم داشت. این سکوت خواهد شکست و نسل نو و جوانی از خاطرات دفاع مقدس استفاده میکنند و فیلمهای ارزشمندی خواهند ساخت.الان دقیقاً 30 سال از آغاز جنگ و 22 سال از پایان جنگ میگذرد. به عقیده شما 22 سال، مدت زمان کمی برای پرداختن به دفاع مقدس است؟ چقدر باید از پایان جنگ بگذرد تا به این فکر بیفتند که سرداران دفاع مقدس و حقیقت کارها و رشادتهایی که از خود نشان دادند معرفی و شناسانده شوند؟حق با شماست. 22 سال زمان کمی نیست. دلیل خیلی منطقی برای اینکه چرا زندگینامه سرداران بزرگ دفاع مقدس به تصویر کشیده نشده، وجود ندارد. اگر بخواهم دلیلی هم ذکر کنم قطعاً توجیه است! من جزو کسانی هستم که ضربه خورده، زیرا من فقط فیلمهای جنگی بازی کردهام.بله، فکر میکنم شما با سریال سیمرغ و در نقش شهید کشوری به تلویزیون معرفی شدید.بله، در تلویزیون با سیمرغ معرفی شدم، البته قبل از سیمرغ و حدود هفت سال قبلتر در چند کار سینمایی به ایفای نقش پرداختم. کارهایی از قبیل افق، پرواز در شب، چشم شیشهای و چند کار دیگر.به چه دلیل میگویید جزو کسانی هستید که ضربه خوردهاید؟ببینید نقشهای زیادی به من پیشنهاد میشود اما من تنها آثار دفاع مقدس را انتخاب میکنم. چون اساساً اگر در عرصه بازیگری قرار باشد جایی برای من وجود داشته باشد همین ژانر است. پس من ضربه خوردهام.برمیگردیم به سؤال قبلی و اینکه چرا تاکنون و با گذشت 22 سال از پایان جنگ هنوز کارهایی در خور دفاع مقدس ساخته نشده است!همانطور که در قبل هم اشاره کردم بیان توجیهات غلط و غیرواقعی از همه طرف دلیل این اتفاق است. عدهای معتقدند جنگ به اتمام رسیده و دلیلی وجود ندارد که باز هم راجع به جنگ و دفاع مقدس صحبت شود. بعضیها این نظر را دارند که ساخت فیلمهای جنگی، خشونت را به جامعه برمیگرداند ومعتقدند از جنگ و خونریزی نباید صحبتی شود در صورتی که موضوع مورد نظر ما دفاع مقدس است، نه جنگ!در این میان عدهای هم معتقدند که اساساً بهتر است مردم کشورما به فکر جنگ نیفتند! بعضیها نیز هزینه بالای فیلمهای ژانر دفاع مقدس را بهانه میکنند و میگویند یک فیلم جنگی بودجهای برابر با شش فیلم اجتماعی یا خانوادگی میطلبد.اما همه ما میدانیم که اگر بخواهیم در آثار سینمایی از جنگ و دفاع مقدس صحبت کنیم قرار نیست حتما یک فیلم پرهزینه لزوماً داخل خاکریز بسازیم. میتوان فیلمی مانند آژانس شیشهای ساخت با کمترین هزینه که تمامی اتفاقات داخل یک آژانس افتاد و کل محور داستان با موضوع جنگ و دفاع مقدس بود. پس نبود بودجه جزو بهانهها و توجیهات بیهوده در این زمینه است.به عقیده شما آثار دفاع مقدس برای ادامه حیات خود و تحولی جدید برای جذب مخاطبان نسل امروز به چه منبع حمایتی احتیاج دارد؟سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مهمترین نهادی است که باید در این زمینه فرهنگسازی کند. سپاه و بسیج از نهادهایی هستند که باید بیش از این در زمینه آثار دفاع مقدس فعالیت کنند.کسی از شرکتهای خودروسازی انتظار ساخت فیلمهای دفاع مقدس را ندارد! این بر عهده سپاه است اما آنچنان که باید باشد حمایت نمیشود مثلاً برای استفاده گروه فیلمسازان از شهرک سینمایی دفاع مقدس، تهیه کننده هزینه بالایی را باید برای این منظور پرداخت کند.البته فعالیتهای فرهنگی زیادی در این زمینه از سوی سپاه و بسیج و مراکز حفظ و نشر آثار دفاع مقدس انجام شده و خصوصاً در سطح وسیعی به نشر و چاپ کتاب با این محور پرداخته شده است!درست است، این کار بسیار ارزشمند است ولی آیا این به تنهایی کافی است؟! ما گاهی برای اموری هزینه میکنیم که ممکن است اصلاً باز خورد فرهنگی نداشته باشند. در مورد سینمای دفاع مقدس هم بههمین صورت است. البته من انجام فعالیتهای دیگر از جانب سپاه یا بسیج را رد نمیکنم ولی باید این را درنظر بگیریم که چه اموری برای دفاع مقدس و سینمای آن ضرورت بیشتری دارد و فرهنگسازی از امور بسیار مهم است.مقام معظم رهبری آیتاللهخامنهای سالهاست آغاز هجوم فرهنگی را به ما گوشزد میکنند و فرمودهاند که ما در یک مخاصمه فرهنگی و درمقابل دشمن ایستادهایم و مبارزه میکنیم. این مسئلهای است که ایشان همیشه بیان و درتمامی سخنرانیهایشان از آن صحبت کردهاند، اما ما همچنان به ساختمانسازی و تونلسازی پرداختهایم.انجام این امور و فعالیتها بد نیستند اما با هجوم دشمن مقابله نمیکنند. متأسفانه رسانههای غرب هر روز با یک فیلم به دین و فرهنگ غنی ما اهانت میکنند و ما همچنان...!!آخرین فیلمی هم که ساخته شده سنگسار ثریاست.دقیقاً، این فیلم آثار مخربی را برذهن مردم غیرمنصف ایرانی گذاشته! خود من بعد از دیدن این فیلم تا مدتها با افرادی که از این فیلم و موضوعش دفاع میکردند به بحث و گفتوگو مشغول بودم! بهفرض، چنین ماجرای محالی وجود داشته باشد، آیا ما باید اینقدرتحت تأثیر قرار بگیریم که ایرانمان، مذهبمان و تمام یادگار گذشته سرزمینمان را با مشاهده سنگسار ثریا و فیلمهایی مشابه آن نابود کنیم و همه را زیر سؤال ببریم؟!این فیلم را ساختند، خیلیها نیز آن را دیدند. ولی ما چه کردیم؟! بعد از سنگسار ثریا چند فیلم بدل ساختیم؟! با چه آثاری بهمقابله با این قبیل فیلمها پرداختیم و فرهنگسازی کردیم؟! هیچ!اعتقاد من این نیست که جلوی کمیت را بگیریم و تنها به کیفیت بپردازیم یا بالعکس کیفیت آثار را بالا برده و کمیت کاهش پیدا کند، خیر، کمیت و کیفیت در تولید آثار دفاع مقدس دوبال موفقیت هستند و هیچ نهادی به اندازه سپاه پاسداران و بسیج و بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس نمیتواند در این زمینه کمک کند.فعالیت بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس درزمینه فیلمسازی بسیار اثربخش خواهد بود. الان شما ببینید در تلویزیون چقدر از دفاع مقدس حرف زده میشود؟! یا به معرفی چه الگوهایی پرداخته است؟!یک مجموعه تلویزیونی که همین اواخر پخش شد و کمی به موضوع دفاع مقدس پرداخت، واقعاً در زمینه دفاع مقدس چه چیزی را معرفی کرد؟!درحال حاضر سوژه اصلی و فرعی مجموعههای تلویزیونی این شده که فرزندان افراد مذهبی به انحراف کشیده میشوند یا بهشدت درفضای بستهای زندگی میکنند! معضل ما که این نیست! معضل ما این است که به فرزندانمان الگو معرفی نمیکنیم.چه الگویی زیباتر از محمد جهانآرا؟ چه الگویی کاملتر از شهید بهنام محمدیراد که میگفت من در مقابل تانک عراقیها در خط مقدم خرمشهر میایستم، حاضرم از روی من عبور کنند اما خانههایمان خراب نشود. چرا این الگوها را معرفی نمیکنیم؟! و چرا اجازه میدهیم در تلویزیون هر روز هر الگوی نامناسبی چه از لحاظ پوشش و چه از لحاظ اخلاق، رفتار و رویه زندگی معرفی شود؟درهمین مسائل اخیر در عرصه سیاسی، پرخاشهایی صورت گرفت که تمامی الگوهای زندگی اجتماعی ما را نابود نمود! بنیاد اجتماعی جامعه ما را دچار تزلزل کرد.دفاع مقدس یعنی چه؟ یعنی ما از حریم دین و آنچه در زندگی فردی و اجتماعی به آن عشق میورزیم دفاع کنیم. دفاع که تنها سلاح در دست گرفتن و جنگ در خاکریز نیست. ما موظفیم فرهنگسازی کنیم و در این زمینه فیلمسازی، مؤثرترین راه است.به جز آثار غنی سینمایی دفاع مقدس، فکر میکنم تنها آثار مستندی چون روایت فتح در زمینه معرفی دفاع مقدس بهتر عمل کردهاند!آثار مستند محدود بههمان دوران هشت سال جنگ است و داخل جنگ فیلمبرداری شدهاند و طبیعتاً دیگر تکرار نمیشوند اما همان مستندها هم نتوانستهاند حق مطلب را ادا کنند.تصویر یک گل، زیبایی آن را به نمایش میگذارد. اما شما میتوانید بوی این گل را هم از تصویرش استشمام کنید؟ مسلماً خیر. زیبایی ظاهری گل را نمیتوان نادیده گرفت اما تمام زیبایی گل به بوی آن است. چنانچه میتوانیم چشم بسته هم دریک بوستان قدم بزنیم و لذت ببریم. در جبهههای جنگ بودن و درک واقعی دفاع مقدس نیز با هیچ چیز قابل قیاس نیست. پس به قدر قطرهای باید چشید.فیلمها و مستندهای ساخته شده همه آنچه اتفاق افتاده را نمیتوانند بیان کنند. اگر ذرهای هم معرفی شود، قطعاً غنیمت است.بهعقیده شما حالا که جنگ به اتمام رسیده و تولید مستندات جنگی امکانپذیر نیست چه باید کرد؟من به چند نفر از دوستان خود پیشنهاد دادم با کمک گرفتن از آرشیو صداوسیما و نیز روایت فتح با استفاده از روشهای نوین تدوین و مونتاژ، مستندات مربوط به دفاع مقدس را دوباره بازسازی و امروزی کنند. البته یکسری کارها انجام شده و من هم دیدم. بهفرض با یک شخصیت دفاع مقدسی مصاحبه و گفتوگو میکنند و دربین برنامه مستندات و فیلمهای مرتبط با آن شخص یا واقعه را پخش میکنند.منظور من این نیست. عقیده من این است که طرحی نو ایجاد شود که اینطور به نظر بیاید که این فیلمها و مستندها همچنان نیز درحال ساخت هستند.البته در مجموعه تلویزیونی «در چشم باد» که اثر فوقالعاده زیبا و ارزشمندی است، تلاشهایی شد که سعی کردند خیلی از صحنههای فیلم به مستند نزدیک باشد. این کار استارت خوبی برای کارهای جنگی و دفاع مقدسی میتواند باشد.ما کارگردانهایی داریم که جنگ را از نزدیک دیده و لمس کردهاند و در این زمینه کارهای ارزشمندی را نیز ساختهاند. پس مسئولان مرتبط موظفند آرشیوی از فیلمها و مستندهای دفاع مقدس را در اختیار این گروه قرار دهند. ببینید 13 کارگردان میتوانند روی 13 مستند دفاع مقدسی قصهپردازی کنند و یک اثر زیبا و ماندگار با جذابیتهای فوقالعاده بالا را به تصویر بکشند که بتوان بارها و بارها و طی سالیان مختلف از تلویزیون پخش کرد. در واقع تاریخ مصرفی نیز نداشته باشند.شاید این یک ریسک باشد. چون ممکن است از یک اثر جنگی درحال حاضر استقبال چشمگیری نشود!من با نظر شما مخالفم. فیلمهای جنگی تاریخ سینمای ایران، پرفروشترین فیلمهای دوران خودشان هستند. این را آمار فروش فیلمها نیز میگوید.با شروع جنگ و در سالهای آغازین فیلمهایی مثل برزخیها ساخته شد که در زمان خودش بیشترین فروش را داشت. بعد از آن عقابها، افق و بعد از آن نسل فیلمهای پس از جنگ از قبیل از کرخه تا راین، بوی پیراهن یوسف پرفروشترین فیلمها بودند. آژانس شیشهای نیز همینطور. شما چند فیلم غیرجنگی میتوانید نام ببرید که بههمین میزان فروش داشته باشد. حتی پرهزینهترین فیلم تاریخ سینمای ایران که دوئل بود نیز یک اثر جنگی بود.اخراجیهای 1 و 2 نیز که درهمین چندسال اخیر به فروش فوقالعادهای رسیدند. پس فیلمهای جنگی طرفداران خود را در هر برههای از زمان خواهند داشت. پس تهیه کنندهها نیز ترسی نباید داشته باشند و تأکید میکنم سپاه پاسداران انقلاب اسلامیحامیمهمیدر این زمینه است. سپاه باید حمایت کند تا با ساخت یک اثر جنگی یاد و خاطره دفاع مقدس را زنده نگه داریم.آقای هاشمیاغلب کارهای جنگی و دفاع مقدس در گذشته به غیر از این سه چهار سال اخیر در ماجرای فیلم جنبه حماسی آن در نظر گرفته میشد. اما به تازگی در اکثر کارهای جنگی که هم شامل آثار سینمایی و هم تلویزیونی است، یک درونمایه عشقی دیده میشود و ماجرا حول محوری عاشقانه حماسی پیش میرود. نمونههایی از قبیل در چشم باد، اخراجیها، اشکسرما و ... این تفاوت دیدگاه در آثار قدیمیو جدید سینما دفاع مقدس به چه علت میباشد؟ البته دیدگاه و نگرشی دیگر به جنگ نیز وجود دارد و آن پرداختن طنز در این آثار است مثل لیلی با من است یا همان اخراجیها.شما انسانها و روند سنیشان را نگاه کنید. با انسانها باید مطابق با ویژگیهای مربوط به سنشان رفتار کرد. برای آرامش و راضی نگه داشتن یک نوزاد پستانک در دهانش میگذارند. همین نوزاد وقتی به سن پیری و کهنسالی رسید عصا در اختیارش قرار میدهند.در رابطه با فیلم و سریال چه تاریخی و چه حماسی یا خانوادگی همین روند وجود دارد. یک سیری در تاریخ کشور ما و اساساً در خلقت طی میشود که نوع نگاه و نگرش به یک واقعه را تغییر میدهد. البته هنوز آثار قدیمیجای دیدن دارند و با مرور آنها هنوز هم میتوان لذت برد. کارهای ارزشمندی که ساخته میشوند هیچ گاه جای خود را بین مخاطبان از دست نمیدهند.اما این دلیل نمیشود که ما به وقایع، با دیدگاهی نو نپردازیم. ماباید نگاهمان را با شیوههای جدید تغییر دهیم. برای جوانان این نسل باید کاری ساخت که آنقدر جذابیت داشته باشد که از دیدن یک مسابقه فوتبال صرفنظر کنند!جوانان ما باید راغب به دیدن آثار دفاع مقدس باشند. با این تغییر نگاه موافق هستم اما با چگونگی سیاستگذاری این ماجرا نه خیلی. ما به دفاع مقدس باید با همه بسط نظرمان نگاه کنیم نه بغض نظرمان. بسته نگاه نکنیم، بسیط نگاه کنیم.همه نوع فیلمیباید ساخته شود. در عین حال که فیلمهای پشت خاکریز ساخته میشود یک اثر هم میتواند با یک فضای کمدی یا درونمایه عاشقانه به جنگ نگاه کند.باید همه حمایت شوند. هر موضوع فیلم یا هر نوع نگرش به یک واقعه دارای قشری از تقاضاست و این یک امر کاملاً طبیعی میباشد. ذائقهها متفاوت است و باید برای هر ذائقهای فیلمیارزشمند ساخته شود.شما در زمینه تئاتر هم فعال هستید. درکارهای شما موضوع دفاع مقدس و آثار جنگی نیز وجود دارد؟کارهای بنده در تئاتر حال چه در مقام کارگردان و چه بازیگری بیشتر در زمینه مذهبی و تاریخی است. در واقع اکثر کارهای تئاتر من مناسبتی هستند.تا جایی که بنده مطلع هستم شما در زمینه شعر و موسیقی هم فعالیت میکنید. حتی بعد از ارتحال حضرت امام خمینی (ره) شعری در رابطه با ایشان سرودهاید.بله، بنده به لحاظ علاقه فراوانی که به ادبیات کودکان و نوجوانان داشته و دارم، کارهای مختلفی در زمینه موسیقی کودکان و نوجوانان ارائه دادم، حدود 50 حلقه کاست و سیدی برای نوجوانان و کارهایی نیز در آموزش و پرورش به ثبت رسیده مثل نداها و آواها و در بسیج نیز نغمه عشق را تا حلقه 9 کار کردهام.اشعاری نیز برای حضرت امام خمینی (ره) سرودهام که البته اکثر سرودههایم به قبل از فوت ایشان بر میگردد. اما اولین شعری که بعد از ارتحال ایشان سرودم درست لحظه شنیدن خبر تأسفبار فوت حضرت امام بود.از آسمان پاکی، رفت عاشقانه خورشید رفت از میان و پژمرد، گلهای باغ امیدگلها، دیگر سر از خاک بیرون چرا گذارید؟خورشید زیر خاک است خود را به او سپاریدفکر میکنید کدامیک ازکارهایتان توانسته ارتباط بیشتر و بهتری با بیننده برقرار کند؟به نظر خودم، کارهایی که در عرصه دفاع مقدس انجام دادهام بهتر بوده و علت آن هم این است که با بچههای جبهه و جنگ و پشت خاکریز مأنوس هستم و به خاطر همین تعلقات به سمت سینمای دفاع مقدس کشیده شدم. فکر میکنم از میان فیلمهای سینمایی اخراجیها و در میان سریالها سریال سیمرغ به یاد ماندنیتر بوده است.