
ایوب آقاخانی، نمایشنامهنویس و داور رادیو تئاتر در جشنواره تئاتر کودک و نوجوان
جشنواره هفدهم بینالمللی تئاتر کودک و نوجوان امسال با گرمای قابل اعتنایی برگزار شد، البته مانند همیشه خواه و ناخواه در دل خود شاهد بینظمیهایی بود که امیدوارم در سالهای آتی این دست از بینظمیهای آزاردهنده هم دیگر تکرار نشود چرا که میتوان با اندیشیدن تدابیر مدیریتی قوی مانع از وقوع هنر نوع بینظمی در یک رویداد پرانرژی و پرحرارت مانند جشنواره تئاتر کودک و نوجوان شد و انرژی برخاسته از این شور و هیجان را در بطن خود جشنواره حفظ کرد و به پربارتر شدن آن افزود.
یکی دیگر از مواردی که در این رویداد با پسوند بینالمللی میتوانست وجود نداشته باشد، حضور پررنگ مناسبات و ملاحظات اقتصادی در برگزاری این رویداد بود. به شخصه معتقدم برای برگزاری یک جشنواره بینالمللی اصفهان میتواند پتانسیل بالاتری در میزبانی از خود بروز دهد تا استان همدان اما اگر این خواست مسئولان است دیگر حرفی درباره آن ندارم که بیان کنم، اما مجدداً تأکید میکنم که امیدوارم حداقل در جشنوارههای بینالمللی با ویژگیهای خاص خودش ملاحظات اقتصادی در دستور کار برگزارکنندگان این رویداد قرار نداشته باشد چرا که بازتابها و تأثیرات منفی خود را برجای خواهد گذاشت و برای بازتاب نیافتن این تأثیرات منفی امیدم بر این است که این اتفاق در سالهای آتی با ارتقای شایستهتری برگزار شود.
من و تکتک هنرمندان متوجه شرایط حدود اقتصادی مرکز هنرهای نمایش هستیم اما تصورم این است که در جشنوارههای مشابه (جشنوارههای بینالمللی) نباید ملاحظات اقتصادی بازتاب عینی داشته باشد چراکه پژواک این بازتابها اعتبار جشنوارههای بینالمللی و فرهنگی - هنری داخل کشور را تحت تأثیر قرار میدهد.
اما اگر از بحث اقتصادی موجود رها شویم و بخواهیم به مشکل نمایشنامه و نمایشنامهنویسی در حوزه کودک و نوجوان به عنوان یکی از مهمترین آسیبهای تئاتر کودک و نوجوان نقبی بزنیم باید بگوییم که تحرکات صورت گرفته طی چند سال اخیر غیرقابلانکار است و نمیتوان از کنار آنها بیتفاوت گذشت، اما وقتی آثار تولید شده در داخل را در کنار آثار فرهنگی قرار میدهیم، طراوت مضاعفی را در آثار فرهنگی مشاهده میکنیم که به ما اشارت حضور روح شادابتری را میدهد که این من را نگران میکند.
من روی تکنیکهای نمایشنامهنویسی حرف نمیزنم چرا که اعتقاد دارم تکنیکها آموختنی است و چنین نواقص علمی به راحتی قابل رفع است. من درباره روح کدری حرف میزنم که در کارهای کودک و نوجوان ما قابل مشاهده است و این درست عکس شادابی و طراوتی است که در آثار فرهنگی چشمنواز وجود و روح کودک و نوجوان است. چرا آثار ما از این روح پرطراوت و سرزنده عاری است؟ ای کاش بزرگانی که از من ذینفوذتر در امر مدیریت هستند، مدیریت روانی کودکان و نوجوانان را با برنامههای درازمدت به مدیریتی هدفمند و مؤثر تبدیل سازند.