کد خبر: 414640
تاریخ انتشار: ۱۳ مهر ۱۳۸۹ - ۱۲:۱۷
معصومه دیودار - پیرامون اقتصاد هنر و رونق این چرخه در کشور ما سخن‌ها بسیار است و همواره هنرمندان در صدد کشف راهی برای آسان نمودن طی طریق این راه پر پیچ و خم هستند تا شاید بتوان روزگاری را دید که هنرهای تجسمی جزء جدا نشدنی سبد خرید خانوار ایرانی شده باشد.
وقتی که ما صحبت از اقتصاد می‌‌کنیم در واقع عوامل و عناصری را در بخش فرهنگ و هنر مطرح می‌‌کنیم که به طرز تفکری منضبط‌تر، کمی‌تر و سیستماتیک مربوط است؛ برخلاف آنچه که در هنر با آن روبه رو هستیم.
از سوی دیگر در حوزه تولید و توزیع هنر با وضعیت نامطلوبی روبه رو هستیم که در بسیاری از مواقع به دلیل درست کار نکردن عناصر سازنده‌ آن شاهد ساختاری نامناسب در عرصه اقتصاد هنرهای تجسمی هستیم. از این روی جهت بررسی و صحبت در خصوص باید‌ها و نبایدهای این مهم با مجتبی آقایی مدیر هنرهای تجسمی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران که یکی از عکاسان کشورمان نیز به شمار می‌‌رود به گفت‌وگو نشستیم.
- از نقطه نظر شما به عنوان یک مدیر و کسی که در حوزه هنرهای تجسمی فعالیت دارد شرایط چرخه‌ اقتصاد هنر در کشور ما چگونه است ؟
چرخه‌ اقتصاد هنر به خصوص در حوزه هنرهای تجسمی چرخه‌ای کند و زنگ زده است؛ چراکه از یک سو شاهد سیل عظیمی از هنرمندان هستیم که آثار خود را تولید می‌‌کنند و انتظار دارند که بتوانند از فروش آثارشان امرار معاش بکنند ولی این امر محقق نمی‌‌شود، از سوی دیگر شاهد آن هستیم که جای خالی آثار هنری در سطح جامعه به طورمحسوسی احساس می‌‌شود. به این معنا که تولید کننده، آثار خود را تولید می‌‌کند و بازار مصرف نیز نیازمند تولیدات او هست اما چرخه‌ تولید و عرضه چرخه‌ای مناسب نیست تا این آثار را ارائه کند و به فروش برساند.
قیمت‌هایی که ارائه می‌‌شود قیمت‌هایی نیستند که یک هنرمند را به تولید آثار هنری دلگرم کنند تا زندگی و تلاش خود را به این مهم معطوف کند بلکه ناچار است که همواره با دغدغه و دلمشغولی خاصی به این حوزه نگاه کند و تا زمانی که این دغدغه وجود دارد گمان نمی‌‌رود که هنرمند بتواند به طور جدی و تمام عیار به هنر خود بیندیشد.
- در سال‌های اخیر شاهد برگزاری اکسپوها و نمایشگاه‌های متعددی در حوزه هنرهای تجسمی هستیم به گونه‌ای که هر ارگانی بنابر رویه و برنامه‌های خود اکسپو و نمایشگاهی از آثار هنری برگزار می‌‌کند.این حجم تعدد برگزاری نمایشگاه‌ها و اکسپوها چه تاثیر و نقشی در رونق اقتصاد هنر و معرفی هنرهای تجسمی به عموم جامعه دارد؟
اکسپوها و نمایشگاه‌هایی که در این حوزه برگزار می‌‌شوند تلاشی هستند برای وارد کردن هنرهای تجسمی به چرخه‌ فروش آثار تا بتوان هم بازارهای مناسبی در داخل کشور برای فروش آثار یافت و هم در خارج از کشور به این مهم دست یافت.
- در این میان شاهد آن هستیم که آثار ارائه شده دارای قیمت‌هایی هستند که چگونگی تعیین آن برای مخاطب نامعلوم است.چرا شورایی مستقل و متشکل از کارشناسان هنری جهت قیمت گذاری آثار نداریم؟
این موضوع را می‌‌توان از دو جهت مورد بررسی قرار داد.در ابتدا آنکه به این بیندیشیم که هنرما هنوز وارد سبد خرید خانوار نشده است و این در حالی است که کشوری مانند چین، با تدابیری که اندیشیده توانسته صنایع دستی و هنرهای تجسمی خود را اقتصادی و در عین حال تولید کند. به این معنا که این آثار را در خانه‌های مردم می‌‌بینید و شاهد آن هستیم که آثار هنری با قیمت‌هایی که مردم می‌‌توانند خریداری کنند تولید می‌‌شود.
امیدوار هستم که مسئولین به این فکر بیفتند که با توجه به آنکه آثار هنری تک نسخه‌ای هستند و ارزش خود را دارند می‌‌توان در کنارآن عمومی سازی هنر را انجام داد. این درحالی است که در اکثر مواقع فکر می‌‌کنیم که اگر اثر فاخری را کارت پستال کنیم به اثر لطمه می‌‌زنیم درحالی که اینگونه نیست و در دنیا همواره ارزنده‌ترین آثار تبدیل به کارت پستال می‌‌شوند و در اختیار مردم قرار می‌گیرند.
به این صورت که افراد مسئول و افرادی که قدرت خرید آثار هنری را دارند به قیمت واقعی اثرهنری را خریداری کنند و بعد با رعایت حقوق معنوی هنرمند از طرق مختلف مانند تکثیر کارت پستال و پوستر و... آن را با قیمت‌های مناسب در اختیار مردم جامعه قرار دهند.
از این روی و با اقتصادی کردن بازار هنر عرضه و تقاضا به تعادل خود می‌‌رسد و در این شرایط نیازی به چنین شورایی نیست اما با این وجود در اکسپوها رسم و سیاق کار به این منوال است که ابتدا رقم پیشنهادی هنرمند داده می‌‌شود و بعد شورای قیمت گذاری نیز نظر خود را می‌‌دهد اما در نهایت خریدار در تعاملی که با فروشنده دارد قیمت پایانی را در نظر می‌‌گیرند.
- برای اداره کردن اقتصاد در این حوزه ما با بحث اندازه‌گیری روبه رو می‌شویم و از زمان تولید ایده تا وقتی که به یک اثر هنری تبدیل می‌‌شود، با فرآیندی روبه رو هستیم که باید به نظام مندی پولی برسد تا هنرمند بداند که در این نظام مندی پولی، جامعه و مخاطب، حقش را ادا کرده است. منظور از ارزش همان تعیین قیمت است. با توجه به آنکه در هنر ،ارزش از نگاه هنرمند معنای خاص خود را دارد که بخش عمده آن معنوی، خلاقانه و زیباشناختی است و همین ارزش از دیدگاه خریدار معنای دیگری دارد و همچنین از دیدگاه گذر زمان؛ به طوری که با گذشت زمان ارزش برخی آثار هنری افزوده و از ارزش برخی دیگر کاسته می‌‌شود چگونه می‌‌توان بر روی اثر هنری قیمت نهاد؟
قیمت‌گذاری برای بخش صنعتی امکان پذیر است به این معنا که آنگاه که ما آثار هنری را تولید و صنعتی کنیم در آن صورت قیمت‌گذاری امکان دارد ولی در ذات هنر و اثر هنری تک نسخه‌ای این قیمت گذاری توسط شورایی خاص امکان ندارد؛ چراکه هنرمند تولید کننده است و خریدار متقاضی. حال آنکه ممکن است اثری هنری در کشور ما با کمترین قیمت خریداری نشود ولی در حراج‌های خارج از کشور با قیمت‌های بالایی به فروش برسد از این روی نمی‌‌توان بر روی اثر هنری قیمت نهاد البته می‌‌توان قیمت پایه را تعیین نمود ولی تعیین قیمت قطعی ممکن نیست.
- راهکارها و آنچه را که جهت رونق اقتصاد هنر نیازمندیم چیست؟
بحث اقتصاد هنر یک پدیده‌ تک وجهی نیست و در این میان مباحث مهمی همچون قانون کپی رایت، حمایت‌های دولتی،بسترسازی‌های لازم، ساماندهی بستر و تضمین تولید توزیع و مصرف مطرح است. این در حالی است که در جامعه ما یا هنر را بسیار گران و دست نیافتنی ارائه می‌‌دهیم به گونه‌ای که عموم مردم قادر به خرید آن نیستند یا آثاری را ارائه می‌‌دهیم که عموم جامعه نمی‌‌تواند با آن ارتباط برقرار کنند.
طی سال‌های اخیر شاهد پیگیری‌های هنرمندان جهت تصویب قانون خرید آثار هنری توسط ارگان‌های دولتی هستیم ولی قانونگذار در این چرخه حمایت خود را از این حوزه نکرده است و در قوانینی که در این خصوص وجود دارد بحث خرید آثار هنری و اختصاص نیم درصد بودجه عمرانی به خرید آثار هنری ،کلمه‌ می‌‌تواند به باید تغییر نکرده است.از این روی مدیران ما که اعتقادی به هنرهای تجسمی ندارند و برای آن ارزشی قائل نیستند از خرید این آثار سر باز می‌‌زنند یا پس از خرید، این آثار را باز می‌‌گردانند مانند اتفاقی که چند سال پیش در اکسپوی تالار وحدت رخ داد.
از سوی دیگر با عدم اجرایی شدن قانون کپی رایت در کشورمان هنرمندان در فضای غیر تولیدی به سر می‌‌برند؛ به این معنا که ناشران عکس‌های عکاسانی را که با زحمت و تلاش هنرمند گرفته شده است را تکثیر و به قیمت‌های بالا به فروش می‌‌رسانند بدون آنکه ریالی از آنچه که از فروش این آثار به دست آورده است را در اختیار هنرمند قرار دهد. اینگونه است که هنرمند به لحاظ معاش هر روز ضعیف‌تر می‌‌شود.
ما به این باور نرسیده‌ایم که هنر می‌تواند مولفه اقتصادی پر رنگی باشد و می‌‌تواند در این راستا کمک شایانی در جهت ارتقای اقتصادی داشته باشد؛ چراکه اقتصاد هنر زیرشاخه‌ اقتصاد فرهنگ است و دولت و مسئولین با حمایت از آن می‌‌توانند اقتصاد فرهنگ را ارتقا دهند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار