کد خبر: 414482
تاریخ انتشار: ۱۲ مهر ۱۳۸۹ - ۱۸:۱۷
امیرمحمد زند، برگزیده یازدهمین جشنواره فیلم مقاومت
«امیر محمد زند» یکی از بازیگران با استعداد و تحصیلکرده رشته نمایش است. وی تحصیلات خود را در ایتالیا (رم) به اتمام رساند و برای اولین بار پس از بازگشت به ایران در سریال «هزاران چشم» به کارگردانی کیانوش عیاری مقابل دوربین رفت و در آثاری چون نسیم رؤیا، ما چند نفر، به دنیا بگویید بایستد، ماه محبوب خدا، خانه مهر، عملیات 125 و سکوت به ایفای نقش پرداخته اما بازی در نقش «عماد» و در فیلم تحسین شده «اتوبوس شب» یکی از نقش‌های مهمی بود که زند موفق به خلق آن شد و به خاطر همین بازی در جشنواره یازدهم فیلم مقاومت دیپلم افتخار دریافت نمود. به بهانه پایان بازی‌اش در سریال «زمین انسان‌ها» با وی گفت‌وگویی انجام داده‌ایم که به علاقه‌مندان تقدیم می‌شود. سریالی که به زودی از سیما پخش می‌شود.آقای زند از کارهای اخیرتان بگویید.من یک سریال 26 قسمته به کارگردانی آقای ابوالحسن داوودی آماده پخش دارم به نام «زمین انسان‌ها» چند تله فیلم هم آماده پخش دارم به نام‌های موش و گربه، در حصار آرزو و یک کار تله تئاتر هم به اتمام رسانده‌ام.از بازخورد اکران «اتوبوس شب» بفرمایید.عکس‌العمل‌های مردم خوشبختانه، عکس‌العمل‌های مثبت و بازخوردهای خوبی بود. اکثر مردم تحت تأثیر فضای فیلم و نوعاً نحوه شهادت «عماد» قرار گرفته بودند و تأکید آقای پوراحمد که دل مخاطب را بسوزاند، درآمده بود و این اتفاق افتاده بود و در مجموع بازخوردها نسبت به بازیگری و کارگردانی خیلی خوب بود و جایزه‌هایی که دیشب (اختتامیه جشنواره یازدهم مقاومت) اتوبوس شب ربود این ادعا را ثابت می‌کند.درآمدن نقش «عماد» چقدر تحت تأثیر همبازی بودن با مرحوم شکیبایی بود؟من می‌گویم که دلیل دیده شدن نقش عماد به خاطر لطفی بود که عمو خسرو داشت و بازی‌اش بازی ما را هم تحت تأثیر قرار داد.یکی از اتفاقات پشت صحنه اتوبوس شب را بیان کنید.روز اولی که مرحوم شکیبایی می‌خواستند جلوی دوربین بروند من ایشان را زیر نظر گرفته بودم که ببینم چطور به عنوان یک بازیگر مطرح و پیشکسوت جلوی دوربین می‌روند دیدم عمو خسرو دنبال یک آجر می‌گردد و برایم خیلی عجیب بود و از خودم می‌پرسیدم که ایشان این آجر را برای چه کاری می‌خواهد. عاقبت آجری پیدا کردند و داخل اتوبوس رفتند و آجر را روی پدال گاز گذاشتند و به حالت کج پشت فرمان نشستند طوری که فقط می‌توانستند کلاج بگیرند. کار شروع شد و من متوجه شدم که شوفرهای سنگین اکثراً این کار را می‌کنند که راحت باشند و این آجر هیچ وقت در فیلم دیده نشد.آقای زند با توجه به تحصیل فیلمسازی در ایتالیا مقایسه‌ای از وضعیت سینمای ایران و سینمای ایتالیا داشته باشید.آن توقعی که من از سینمای ایتالیا داشتم بعد از دوره رنسانس و شکوفایی مکتب نئورئالیسم در سینمای ایتالیا و آن چیزی که من در هفت سال پیش دیدم خیلی متفاوت بود. من آن چیزی که در سینمای ایتالیا دیدم ارزش خاصی از لحاظ فیلمنامه، بازیگری و کارگردانی ندارد. البته تک و توک، سالی یکی دو فیلم ساخته می‌شد که فکر و تأمل پشت آن بود و درکل از سینمای هالیوود تقلید می‌کردند و چیزی اضافه بر سینمای ایران ندارند و در زمینه فیلم جنگی من فکرمی‌کنم در ایران چیزی کم نداریم.با توجه به تخصص‌تان در رشته کارگردانی، به فکر تجربه کردن این حوزه نیفتاده‌اید؟چرا. اتفاقاً چند طرح آماده هم دارم اما فعلاً عجله‌ای برای کارگردانی ندارم و گذاشته‌ام برای فرصت مناسب چون دوست دارم برای کارگردانی کردن دلایل محکم و موثقی داشته باشم.به نظر می‌رسد حضورتان در دو سه سال اخیر در تلویزیون کمرنگ شده است؛ چرا؟واقعیت این است که یک وقت می‌بینید شش ماه سر یک سریال کار می‌کنیم و شش ماه روی آنتن می‌رود و مثلاً یک وقفه یکساله هم بین این سریال با سریال‌های دیگر می‌افتد. برای همین دلیل خاصی ندارد.به جز بازیگری شغل دیگری دارید؟نه.به جز بازیگری هنر دیگری را دنبال می‌‌‌کنید؟راستش چند ساز موسیقی هم برای خودم تجربه می‌کنم.من شنیده‌ام که در زمینه دوبله هم کار کرده‌اید؟واقعیت این است که در زمینه گویندگی تجربیاتی داشته‌ام و اگر کار ویژه‌ای باشد دوست دارم کار دوبله انجام دهم.از مقوله «بازیگری» در دانشگاه‌های ایتالیا بگویید.من در رشته‌ای به نام «اسپکتاکولو»‌درس خوانده‌ام که به معنی «نمایش» است. نمایش به مفهوم سینما،‌تئاتر و تلویزیون. دوره این رشته سه سال است و 80 واحد است و تفاوت چندانی با دروس و واحدهای دانشگاهی ایران ندارد و من خیلی از کتاب‌های درسی‌مان را به صورت ترجمه شده به فارسی از ایران تهیه می‌کردم. ما مصداق همان ضرب المثل «مرغ همسایه غاز است» هستیم و فکر می‌کنیم دانش و تحصیلات دانشگاهی اروپاییان بهتر و بیشتر است. در صورتی که اینطور نیست. فقط آنها کمی امکاناتشان بیشتر است و فراغ بال بیشتری دارند.در مورد تکنیک بازیگری در ایتالیا بفرمایید.یک مقدار تکنیک بازیگری ایران قدیمی است. من چهار ماه دردانشکده هنرهای دراماتیک ایتالیا که تکنیک بازیگری خواندم می‌دیدم که روش رسیدن به نقش و تکنیک‌های مختلفی که کار می‌کردند از جهاتی بهتر و متفاوت‌تر است. مثلاً در ایران هنوز هم به بازیگران توصیه می‌شود که در مقابل آینه دیالوگ‌ها را تمرین کنند. در حالی که این روش در دنیا منسوخ شده است. دلیلشان هم این است که اگر بازیگری جلوی آینه تمرین کند به میمیک صورتش فکر می‌کند و حس‌های صورتش را می‌بیند و این حس‌ها کلیشه می‌شود و در نهایت به تنوع حس‌ها و بازی صورت لطمه وارد می‌کند. ای کاش ما بازیگران هم اطلاعات علمی‌مان را به روز کنیم.در روز چقدر مطالعه دارید و در چه زمینه‌ای مطالعه می‌کنید؟راستش را بخواهید آنقدر وقت ندارم که بگویم روزانه چقدر مطالعه می‌کنم، همینقدر که فیلمنامه‌های پیشنهادی را بخوانم هنر کردم. ولی به طور کل اگر متوسط ماهانه یک کتاب را مطالعه کنم بیشتر در زمینه‌های روانشناسی، تاریخی و البته هنری است. ولی دغدغه اصلی‌ام در زمینه کتاب در واقع کتاب‌های روانشناختی است.آیا شما هم معتقدید که دیدن یک فیلم می‌تواند بازی یک بازیگر را قوت ببخشد؟مدلی که من در بازیگری دنبال می‌کنم یک شیوه بدون حساب کتابی است. یعنی باید درصحنه قرار بگیرم و در لحظه بازی کنم. شاید فیلم دیدن بتواند بانک اطلاعات مغز آدم را بالا ببرد و آدم مواردی را در ذهنش ثبت کند که در جاهایی به بازی‌اش کمک کند ولی اینکه به بازی یک بازیگر نگاه کنم و آن بازی روی من تأثیر بگذارد، نه. اینطور نیستم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار