
فضایل اهل بیت (ع)، آنچنان درخشان است که همانگونه که محبان ایشان آن را میشمارند، گروهی فراوان از دانشوران و بزرگان اهل سنت به تشریح این فضایل پرداخته اند، دانستن این فضایل از زبان این عالمان غیر شیعی، شیرینی دیگری دارد.
ابوحنیفه «نعمان بن ثابت بن زوطی» معروف به «ابوحنیفه» پیشوای فرقه حنفی که از نظر زمانی معاصر با امام صادق(ع) بود، درباره عظمتامام صادق(ع) اظهارات و اعترافات خوبی دارد. از جمله درباره آن حضرت گفت: «مارایت افقه من جعفربن محمد و انه اعلم الامه » من فقیهتر و داناتر از جعفربن محمد ندیدهام. او داناترین فرد این امت است.
مالک بن انس مالکبنانس یکی از پیشوایان چهارگانه اهل سنت و جماعت و رئیس فرقه مالکی است که مدتی افتخار شاگردی امام صادق(ع) نصیب وی شد. او درباره عظمت و شخصیت علمی و اخلاقیامام صادق(ع) چنین میگوید: «ولقد کنت آتی جعفربن محمد و کان کثیرالمزاح و التبسم، فاذا ذکر عنده النبی(ص) اخضر و اصفر و لقد اختلفت الیه زمانا و ماکنت اراه الا علی ثلاث خصال:اما مصلیا واما صائما وامایقراء القرآن و ما راءیته قط یحدث عن رسول الله(ص) الا علی الطهاره و لا یتکلم فی مالا یعنیه و کان من العلماءالزهاد الذین یخشون الله و ماراءیته قط الا یخرج الوساده من تحته و یجعلهاتحتی.» «مدتی به حضور جعفر بن محمد میرسیدم. آن حضرت اهل مزاح بود. همواره تبسم ملایمی برلبهایش نمایان بود. هنگامی که در محضر آن حضرت نام مبارک رسول گرامی اسلام(ص) به میان میآمد، رنگ رخساره جعفر بن محمد به سبزی و سپس به زردی میگرایید. در طول مدتی که به خانه آن حضرت آمد و شد داشتم، او را ندیدم جز اینکه در یکی از این سه خصلت و سه حالت به سر میبرد، یا او را درحال نماز خواندن میدیدم و یا در حالت روزه داری یا در حالت قرائت قرآن. من ندیدم که جعفر بن محمد بدون وضو و طهارت از رسول خدا (ص) حدیثی نقل کند. من ندیدم که آن حضرت سخنی بی فایده و گزاف بگوید. او از عالمان زاهدی بود که از خدا خوف داشت. ترس از خدا سراسر وجودش را فراگرفته بود. هرگز نشد که به محضرش شرفیاب شوم، جز اینکه زیراندازی که زیرپای آن حضرت گسترده شده بود، آن را از زیرپایش بر میداشت و زیر پای من میگستراند.»
ابن شبرمه عبدالله بن شبرمه بن طفیل ضببی معروف به «ابن شبرمه » قاضی و فقیه نامدار کوفه، درباره امام صادق(ع) میگوید:«ماذکرت حدیثا سمعته من جعفربن محمد(ع) الا کادان یتصرع له قلبی سمعته یقول حدثنی ابی عن جدی عن رسول الله.» به یاد ندارم حدیثی را از جعفربن محمد شنیده باشم جز اینکه در عمق جانم تأثیر گذاشته باشد. از او شنیدم که در نقل حدیث میگفت که از پدرم و از جدم و از رسول خدا(ص) این روایت را نقل میکنم.
ابن ابی لیلی شیخ صدوق روایتی نقل میکند که محمدبن عبدالرحمان معروف به «ابن ابی لیلی » فقیه، محدث، مفتی و قاضی بنام کوفه نزد امام صادق(ع) رفت و از آن حضرت پرسشهایی نمود و پاسخهای خوبی شنید. سپس بهامام خطاب کرد و عرض نمود: «اشهد انکم حجج الله علی خلقه.» شهادت میدهم که شما حجتهای خداوندی بر بندگانش هستید.
عمروبن عبید معتزلی «عمروبن عبید معتزلی » به نزدامام جعفربن محمد(ع) مشرف شد،وقتی رسید این آیه را تلاوت نمود:«الذین یجتنبون کبائرالاثم و الفواحش » سپس ساکت شد. امام صادق(ع) فرمود: چرا ساکت شدی؟ گفت: خواستم که شما از قرآن گناهان کبیره را یکی پس از دیگری برای من بیان نمایی. حضرت شروع کرد وبه ترتیب از گناه بزرگ تر یکی پس ازدیگری را بیان نمود. از بس کهامام خوب و عالی پاسخ عمروبن عبید راداد که در پایان عمروبن عبید بی اختیار گریست و فریاد زد: «هلک من قال براءیه و نازعکم فی الفضل و العلوم » هرکه به رأی خویش سخن بگوید و در فضل و علم با شما منازعه کند، هلاک میشود.
جاحظ «جاحظ بصری» که از دانشوران مشهور قرن سوم بود، درباره امام صادق(ع) بیان داشت: «جعفربن محمدالذی ملالدنیا علمه و فقهه و یقال ان اباحنیفه من تلامذته و کذلک سفیان الثوری و حسبک بهما فی هذاالباب.» جعفربن محمد کسی بود که علم و فقه آن حضرت جهان را پرکرده است و گفته میشود که ابوحنیفه و سفیان ثوری از شاگردان او بودند. همین در عظمت علمی آن حضرت کافی است.
عمربن مقدام «عمربن مقدام » از علمای معاصرامام صادق(ع) درباره آن حضرت میگوید: «کنت اذا نظرت الی جعفربن محمد علمت انه من سلاله النبیین و قدراءیته واقفا عندالجمره یقول سلونی، سلونی.» هنگامی که جعفر بن محمد را میدیدم، میفهمیدم که او از نسل پیامبران است. خودم دیدم که در جمره منی ایستاده بود و از مردم میخواست که از او بپرسند و از علم سرشار او بهرهمند شوند...
شهرستانی ابوالفتح محمد بن ابی القاسم اشعری معروف به «شهرستانی » درکتاب گرانسنگ «الملل و النحل» درباره عظمت امام صادق(ع) مینویسد: «و هو ذوعلم عزیز فی الدین و ادب کامل فی الحکمه و زهر بالغ فی الدنیا و ورع تام عن الشهوات.» امام صادق(ع) درامور و مسائل دینی از دانشی بی پایان و درحکمت از ادبی کامل و نسبت به امور دنیا و زرق و برقهای آن از زهدی نیرومند برخوردار بود و از شهوتهای نفسانی دوری میگزید.
ابن خلکان ابن خلکان درباره امام صادق(ع) مینویسد: «احدالائمه الاثنی عشر علی مذهب الامامیه و کان من سادات اهل البیت و لقب بالصادق لصدق مقالته و فضله اشهر من ان یذکر.» او یکی از امامان دوازده گانه امامیه و از بزرگان اهل بیت رسول خدا(ص) بود. به جهت صدق در گفتارش به لقب صادق شهرت یافت و فضل او مشهورتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد.ابن خلکان همچنین مینویسد:امام صادق(ع) در صنعت کیمیا (شیمی)از مهارت خاصی بهرهمند بود، ابوموسی جابر بن حیان طرطوسی، شاگرد او بود. جابر کتابی شامل هزار ورق تألیف کرد که تعلیمات جعفر بن صادق را در برداشت و حاوی پانصد رساله بود.
آثار مکتوب امام صادق (ع) آنچه میخوانید، معرفی کوتاه آثار علمی منسوب به امام جعفر صادق (ع) است، آثاری که در آن میتوان گوشههایی از علوم مختلف ارائه شده از ایشان را یافت. 1 – نامه امام به نجاشی، والی اهواز که به نام رساله عبد الله بن نجاشی شهرت دارد.2 - رسالهای از آن حضرت که صدوق در کتاب خصال آن را ذکر کرده و سندش را از اعمش به امام صادق رسانیده است. این نامه حاوی احکام اسلامی از قبیل وضو و غسل و انواع آنها و نماز و اقسام آن و زکات مسائلی از این قبیل میباشد.3 - کتابی در توحید که به خاطر نام روایتگر آن توحید مفضل نام دارد. 4 - کتاب اهلیلجه؛ این کتاب هم به وسیله مفضل بن عمر روایت شده و در بحار الانوار موجود است. 5 - کتاب مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه که منسوب بهامام صادق (ع) است. این کتاب همراه با کتاب جامع الاخبار چاپ شده است. 6 - رساله آن حضرت خطاب به یارانش. کلینی این رساله را در آغاز روضه کافی به سند خود از اسماعیل بن جابر از ابو عبد الله (ع) نقل کرده است: امام صادق (ع) این رساله را برای اصحاب خود مرقوم داشت و به آنها دستور داد که آن را به یکدیگر درس دهند و در آن نظر کنند و آن را فراموش نکنند و بدان عمل کنند. 7 – رساله امام به پیروان شیوه رأی و قیاس.8 - رساله آن حضرت درباره غنایم و وجوب خمس در آنها. 9 - سفارشامام صادق (ع) به عبد الله بن جندب.10 - سفارش آن حضرت به ابو جعفر محمد بن نعمان احول.11 - رسالهای که برخی از شیعیان آن را نثر الدرر نامیدهاند.12 - سخنان آن حضرت در وصف محبت اهل بیت (ع) و توحید و ایمان و اسلام و کفر و فسق.13 - رساله آن حضرت درباره وجوه معیشت و کسب و کار بندگان و وجوه اخراجاموال.14 - رساله آن حضرت در احتجاج بر صوفیه که آن حضرت را از طلب رزق و روزی نهی میکردند.15 - گفتار آن حضرت درباره خلقت انسان و ترکیب او16 - کلمات قصار آن حضرت. برگزیدهای از این سخنان در تحف العقول نقل شده است.