
یکی از عوامل توسعه و پیشرفت در جامعه قدرت تعامل علمی و فرهنگی با سایر جوامع و مراکز علمی و فناوری جهان است. یکی از لوازم این تعامل علمی آشنایی محققان، استادان و دانشجویان با زبانهای رایج دنیا است. در این میان لزوم یادگیری و اشراف کامل بر زبان انگلیسی به عنوان تنها زبان بین المللی که بسیاری از دستاوردهای علمی دنیا به آن زبان نوشته یا ارائه میشود لازم و ضروری است.
در عصر حاضر با وجود ارتباطات گسترده مردم جوامع مختلف با یکدیگر، رشد روز افزون تکنولوژی و استفاده از اینترنت، اهمیت فراگیری زبانهای گوناگون به خصوص زبان انگلیسی را دو چندان کرده است. اما این مسئله گویی هنوز نتوانسته نظر مسئولان آموزشی کشور را به خود جلب کند تا از روشهای نوین علمی برای آموزش زبان به دانش آموزان و دانشجویان بهره گیرند. آموزش درس زبان انگلیسی در طول زمان تحصیلی در کشور ما از دوران راهنمایی رسماً شروع میشود و تا پایان دوره متوسطه حدود شش سال تحصیلی یک دانش آموز را به خود اختصاص میدهد. اما نحوه آموزش آن به قدری ناکارآمد است که علاقمندان به این درس مجبورند از دورههای آموزشی آزاد استفاده کرده و نیازهای تحصیلی خود را بدین صورت برآورده سازند. این نقص بعدها در دوران دانشجویی به طور پررنگتری خود را نشان میدهد. همین سیستم آموزشی ناکارآمد در طول دوران دانشجویی باز هم تکرار میشود. دانشجو وقتی وارد سیستم عادی آموزش دانشگاه میشود، کل دروس مرتبط با زبان انگلیسی او فقط چند واحد درسی خواهد بود. نزدیک به نیمی از رشتههای دانشگاهی، چهار واحد زبان عمومی و شش واحد زبان تخصصی تمام سهم آموزش آنها در درس زبان انگلیسی است، اما این مسأله هم نتوانسته خلأ موجود را جبران کند. ضعف تکنولوژی آموزشی حتی در بین دانشجویان زبان انگلیسی هم سابقه دارد و ناکارآمدی امکانات آموزشی آنان بر کیفیت سطح دانش زبان انگلیسی نیز تأثیر منفی گذاشته است. در حال حاضر سه رشته آموزش زبان انگلیسی، ادبیات انگلیسی و مترجمی زبان انگلیسی هستند که به طور مستقیم با زبان انگلیسی سروکار دارند. بسیاری از دانشجویانی که در یکی از این سه رشته قبول میشوند در امتحان کنکور درصد متوسطی از سؤالات زبان انگلیسی را جواب دادهاند، اما این نحوه گزینش برای این دسته از رشتهها نیز ناکارآمد است، زیرا این دانشجویان نیز برخواسته از همان نظام آموزشی غلط هستند که به صورت تک بعدی و گرامر محوری به رشد خود ادامه داده است. طبیعی است که این دانشجویان هم نتوانند با علاقه چندانی به تحصیل خود در رشتههای مرتبط با زبان انگلیسی ادامه دهند و البته باز هم دانشجویان مستعد مجبورند همچون دورههای تحصیلی سابق خود برای پیشرفت به سمت کلاسهای آموزشی خارج از دانشگاه بروند و این مسأله به کم شدن انگیزه در طول سالهای تحصیل منجر میشود. عدم توانایی کاربرد زبان همچنان ادامه دارد تا آنجا که دانشجویان برای تحصیلات تکمیلی و حتی دکترا با آن دست به گریبان میشوند. صرفنظر از اینکه دانشجو در چه رشته ای در حال تحصیل است برخورداری از دانش زبان انگلیسی خصوصاً در مقطع کارشناسی ارشد و دکترا دارای اهمیت است. اما در مواردی دیده میشود که دانشجوی دکترا با توجه به قبول شدن در امتحان تافل باز هم تسلط کاملی نسبت به زبان انگلیسی ندارد. البته تمام این مسائل با یک کنکاش دقیق علمی و میدانی میتواند راه حلهای مناسب و درخور توجهی بیابد. اینکه دانشجویان مجبورند به اجبار جزوه ای به زبان لاتین ، برای امتحان بخوانند یا متنی را ترجمه کنند راهگشا نخواهد بود. اساتید باید نگرش دانشجویان را نسبت به درس زبان عوض کنند و آنها را از ضرورتها و فواید فراگیری زبان انگلیسی آگاه سازند. نقش انفعالی استاد به همراه نبود امکانات و تکنولوژی آموزشی و فقر پایهای زبان انگلیسی دانشجویان، زمان و نوع ارائه و شیوه بیان مطالب در کلاسهای زبان دانشگاهها همگی از جمله مواردی است که راه را برای دانشجو ناهموار میکند. همچنین تعداد دانشجویان بیش از حد استاندارد و ناکارآمدی استاد و شیوه تدریس او در مجموع، فرایند آموزش را به پایینترین سطح خود میکشاند. در سیستم آموزشی فعلی به دلیل اهمیت ندادن به آموزشهای شنیداری و گفتاری دانشجویان علاوه بر مشکل تلفظ با تربیت نادرست آموزشی به سمت ترجمه و تکیه بر متون و گرامر هدایت میشوند و این در حالی است که همین موارد را هم به طور ناقص میآموزند و به دور از یک ارتباط صحیح به آموختههای خود تکیه میکنند. اکنون دامنه لغات دانشجویان بالاست اما نمیتوانند آن را در مکالمه به کار گیرند و این نشان دهنده آن است که باید هر چه سریعتر در مسیر تغییر نحوه آموزش این درس حرکت کنیم. آنچه به دانش آموزان و دانشجویان غالباً تأکید شده و میشود فراگیری لغات فراوان بدون توجه به معانی متفاوت آن است «اما فرق عمده زبان انگلیسی با زبان فارسی در این است که لغات در زبان انگلیسی عمدتاً وقتی معنی واقعی دارند که در کنار سایر لغات قرار میگیرند. » این موارد ریز اما مهم، عمدتاً از سوی معلمان و اساتید نادیده انگاشته میشود و راه کج همچنان به بیراهه منتهی میشود. در هر زبانی چهار عنصر عمده خواندن، نوشتن، صحبت کردن و گوش دادن وجود دارد. آنچه در سیستم آموزش رسمی ما بیش از همه به آن اهمیت داده شده است مسأله خواندن است. اگر بخواهیم سیستمی کارآمد داشته باشیم باید این چهار عنصر در کنار هم با رعایت تقدم و تأخر پیش بروند نه اینکه با تکیه صرف بر یک عنصر سالهای متمادی از عمر استعدادها هدر داده شود. همچنین کتابهای انگلیسی که در مراکز علمی ما آموزش داده میشوند از حد استانداردهای علمی و روشهای جدید خارج است. اصولاً زبانهای تخصصی با مشکل منبعهای معتبر همیشه مواجه بودهاند و اساتید با دادن جزوات پراکنده و قدیمی نتوانستهاند الگوی ثابت و پویایی را برای آموزش در کلاسهای درسی ارائه دهند. به نظر میرسد کتابهای موجود زبان انگلیسی کارایی ندارند یا اصلاً کتاب هایی در زمینههای تخصصی وجود ندارد و تألیف نشده است. اکنون با نگرشی جدید به این مقوله لازم است آموزش زبان انگلیسی را بیشتر و با کیفیت بهتر در سطح کشور گسترش دهیم و با تخصیص بودجه و امکانات کافی پیشرفت این روند را تسهیل نماییم و این مسأله روشن و قابل حل را، حل نشده باقی نگذاریم و به یاد داشته باشیم که اگر به یادگیری زبان انگلیسی اهمیت ندهیم مشکلات جدی را فرارو خواهیم داشت چرا که جهان حاضر در هر ثانیه در حال تولید علم و فناوری است و اکثر این تولیدات علمی به زبان انگلیسی در مجامع بینالمللی ارائه میشود و برای رسیدن به قلههای علمی لازم است که بتوانیم در یک تعامل سازنده، دستاوردهای علمی خود را نیز به بهترین نحو در اختیار آن سوی مرزها قرار دهیم. بنابراین باید با تدابیر و راهکارهای ویژه، اهمیت زبان انگلیسی تبیین و تشریح شده و انگیزههای لازم ایجاد شود تا علاوه بر صرفه جویی در وقت آموزش آن، هزینههای هنگفتی که بر دوش دولت و مردم در این جهت تحمیل میشود را به حداقل برسانیم.