حکومت مبارک بازوی اجرایی امریکا شده است سرنوشت سیاسی مصر این روزها محل بحثوجدل رسانههاست. از یکسو نظام سیاسی حاکم در مصر با تمدید حالت فوقالعاده که از سه دهه پیش و پس از ترور انورالسادات حاکم شد، راه را برهرگونه تغییرات بنیادین در قانون اساسی و مطالبات مردمی بسته است و از سویی دیگر گروههای داخلی مخالف مصر به اتفاق زیر چتر جمعیت ملی تغییر به رهبری محمد البرادعی دبیرکل سابق آژانس بینالمللی انرژی اتمی گرد آمدهاند؛ از لیبرالهای همفکر البرادعی گرفته تا گروههای بنیادگرایی مانند اخوانالمسلمین.
بحث جانشینی جمال مبارک، فرزند رئیسجمهور مصر هم مزید برعلت شده تا مخالفان، موضوع «نافرمانی مدنی» را در دستور کار خود قرار دهند. با «اسامه رشدی» رئیس روابط عمومی «جبهه نجات مصر» تماس گرفتیم تا ابعاد وضعیت آینده سیاسی مصر را دقیقتر بررسی کنیم.
چندی پیش در خبرها آمده بود که افراد ناشناسی از تأسیس جمعیتی مخفی تحت عنوان «ملیگرایان آزاده» خبر دادهاند که «نافرمانی مدنی» را در مقابل نظام حاکم بر مصر در دستور کار قرار داده است. مسئولان مصری میگویند این جمعیت تصمیم به اجرای کودتا علیه حسنی مبارک، رئیسجمهور مصر دارند. باتوجه به شرایط فعلی مصر چنین موضوعی چقدر محتمل است؟
بالطبع ما تأسیس گروههای مخفیانه و زیرزمینی را تأیید نمیکنیم اما شاهد تأسیس مجموعههایی هستیم که آشکارا از راه مسالمتآمیز برای ایجاد تغییر مطلوب در مصر تلاش میکنند. خود ما در لندن اخیراً نشریهای ایجاد کردهایم که اینجانب سردبیر و مدیر روابط عمومی پایگاه اینترنتی آن هستم. در قاهره هم زیرچتر «جمعیت ملی تغییر» فعالیت میکنیم که زیرنظر دکتر محمد البرادعی دبیرکل اسبق سازمان بینالمللی انرژی هستهای به فعالیت خود ادامه میدهد. در جمعیت محمد البرادعی که نامزد احتمالی ریاستجمهوری آینده مصر است، جمعیت اخوانالمسلمین هم شرکت کردهاند که خود یکی از بزرگترین گروههای سیاسی مصر است اما این جمعیت «ملیگرایان آزاده» برای ما هم ناشناس است و اگر بدانیم چه جریانهایی پشت این جمعیت قرار دارند میتوانیم دقیقتر در مورد آن قضاوت کنیم. قدر مسلم این است که هماکنون گروههای متعددی در مصر و خارج از آن وجود دارند که خواستار تغییر رژیم حسنیمبارک هستند و با موروثی کردن حکومت به نام فرزند وی جمال مبارک مخالفت میکنند. همه معتقدند که موروثی کردن حکومت در شأن مصر، تاریخ و نقش تعیینکننده آن نیست. مردم مصر به حسنی مبارک اجازه ربودن کشورشان را نمیدهند که آن را ارثیه فرزندان خود قرار دهد.
به نظر شما اعتراضها و تظاهرات مردمی تا چه حد میتواند تغییرات لازم را در قانون اساسی مصر و سرنوشت سیاسی آن رقم بزند؟
ما به این نقطه رسیدهایم که نظام فعلی مصر گوشهایش در شنیدن درخواستهای مخالفان و مردم ناشنوا شدهاند زیرا رژیم حاکم چیزی برای ارائه کردن ندارد. پیش از این نظام حکومتی اقدام به تغییرات فریبندهای در قانون اساسی به نفع جانشینی فرزند مبارک کرد، در نتیجه اکنون حکومت زیر بار شنیدن مطالبات برای تغییر در قانون اساسی نمیرود و ضمانتی برای برگزاری انتخابات دموکراتیک و آزاد نمیدهد از اینرو مردم اعتماد خود را به کلیت روند سیاسی تحت نظارت حسنی مبارک از دست دادهاند. از این گذشته حسنی مبارک وابسته به خارج است و تلاش میکند ایالات متحده امریکا را قانع کند که او نماینده ثبات و آرامش در منطقه است. او همچنین روی اسرائیل حساب میکند، رژیمی که حامی جانشینی در مصر است اما بر مردم مصر که اراده او را به چالش کشیدهاند، تکیه نمیکند و در برابر مردم پاسخگوی هیچ مطالبه عادلانهای که از آن دم میزند، نیست. مصر در مسیر بحران بزرگی گام برمیدارد و در نهایت طرح جانشینی و موروثی کردن حکومت به اذن پروردگار شکست خواهد خورد و انتظار داریم که تغییر قریبالوقوعی در مصر رخ دهد.
همانطور که میدانید گزارشها حاکی از وضعیت نامساعد جسمی مبارک است و برخی گزارشها هم از اظهار نگرانی مقامات امریکا درخصوص وضعیت مصر بعد از مبارک خبر میدهند حتی منابع اطلاعاتی امریکا به نقل از برخی منابع بیمارستانی گفتهاند که مبارک پیر تا یک سال آینده هم دوام نخواهد آورد. گزینه مناسب بعد از مبارک برای امریکاییها کیست؟
طبعاً گزارشها درباره وضعیت بحرانی سلامتی مبارک صحیح است، هرچند زندگی انسان به دست خداست اما شایسته است که حاکمان به منافع ملتهایشان توجه کنند زیرا انسان میمیرد و آنچه میماند میراث مطلوب وی برای ملت و کشورش است اما در مورد امریکا باید بگویم که این دولت در نظام حاکم مصر سرمایهگذاری زیادی کرده است و قطعاً همچنان خواهان ادامه نفوذ خود بر مصر است؛ مصری که درحال حاضر جزئی از برنامه سیاسی امریکا و بازوی اجرایی آن شده است و فرقی برای نظام حاکم مصر نمیکند که اجرای سیاستهای امریکا چه بازتابها و تأثیراتی درمنطقه و جهان اسلام میتواند داشته باشد. قطعاً امریکا خواهان چنین نظامی است. به هر تقدیر تمام تلاش و آرزوی ما هم این است که تغییر در مصر بتواند به جای توجه به نیازهای امریکا و قدرتهای خارجی به احتیاجات ملت بپردازد.
به هر حال مهم این است که انتخاباتی آزاد و دموکراتیک در مصر برگزار شود. در این انتخابات هرکس میتواند نامزد شود از عمروسلیمان(رئیس دستگاه اطلاعاتی مصر) گرفته تا دکتر محمد البرادعی، ایمن نور و حتی عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب و در نهایت این جمعیت 84میلیونی مصر است که رئیسجمهور آینده خود را تعیین میکند.
از حیث فکری، محمد البرادعی یک چهره لیبرال است و اخوانالمسلمین یک گروه بنیادگرای اسلامی بهشمار میرود. این پارادوکسها چگونه میتوانند زیر یک چتر جمع شوند؟
این سؤال زیبایی است. من معتقدم اسلامگرایان مصر و جمعیت اخوانالمسلمین درک میکنند که تغییر سیاسی آینده در مصر در توان یک گروه سیاسی نیست و نیاز به حمایت جناحهای مختلف سیاسی دارد. آنچه دکتر البرادعی مطرح کرده یک برنامه جامع سیاسی است که میتواند محل توافق تمام گروهها باشد. ما معتقدیم که مصر درحال حاضر نیاز به تغییر بنیادین در قانون اساسی دارد. مصر نیاز به فضای دموکراتیک جدید و نظام جمهوری جدیدی دارد. این درخواست حداقلی جمعیت ملی تغییر است. من گمان میکنم که اخوانالمسلمین به البرادعی اعتماد کرده زیرا به مطالبه آزادی معتقد است و خواستار پایان دادن به دیکتاتوری 30 ساله در مصر است.