
الناز خمامی زاده - اسکات رایت، در شهر کوچک «آلبرتا» در کانادا متولد شد. او پس از تحصیل در «تورنتو» از کالج «شریدن» فارغ التحصیل شد و هم اکنون در کمپانی بزرگ انیمیشنسازی «دریم ورکس» لوس آنجلس مشغول به کار است.
تجربه 15 ساله اسکات رایت شامل حضور وی در انیمیشنهای موفقی چون «شاهزاده مصر»، «جاده الدورادو»، «روح سیمرون»، «سنباد در هفت دریا»، «داستان کوسه»، «ماداگاسکار»، «پشت پرچین»، «فیلم زنبور»، «هیولاها در برابر بیگانگان»، «هیولاها در برابر بیگانگان: کدو تنبلهای دمدمی مزاج از سیاره دیگر»، «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید»، «المپیک اژدهاها» و «ذهن بزرگ» است. از جمله مهارتهای شخصی وی به عنوان یک انیماتور میتوان به قدرت عمل و دقت نظرش در زمینه خلق تصاویر انیمیشنی و نیز طراحی و نحوه ارائه داستان در قالب کمیک استریپ اشاره کرد که به واسطه این توانایی هر داستانی از هر نوعی که باشد در کنار اسکات رایت به اوج میرسد. او کارآمد است؛ زمان محدود حرفهای خود را به بهترین نحو ممکن برنامهریزی میکند و قادر است با تسلط بر ساخت انیمیشنهای دو بعدی و سه بعدی، استوری برد کاملی را ارائه دهد.
کمی از خودتان بگویید، از زندگیتان، از اینکه در کجا درس خواندید، چه دروسی را پشت سر گذاشتید، کلاً چه باعث شد که امروز به یک هنرمند واقعی مبدل شوید؟
من یک انیماتور تحصیلکرده به شیوه سنتی هستم که هم در زمینه انیمیشن دو بعدی و هم سه بعدی تجربه کاری دارم. تا آنجا که در خاطرم هست، کشیدن نقاشیهای انیمیشنی برای روزنامهها همواره جزئی از کارم بوده و در حال حاضر هم این سبک سنتی در انیمیشن را با کارگزاری سایتی به نام «تیم اسپکتکیولر» دنبال میکنم. در واقع این سایت را زمانی راه اندازی کردم که فرزند پسرم به صورت نارس متولد شده بود. من و همسرم شرایط بسیار دشواری را پیش رو داشتیم؛ در همان دوران بود که نیاز شدیدی برای به تصویر کشیدن این داستان در من ایجاد شد. البته وبلاگهایی وجود دارد که به موضوع نوزادان نارس پرداخته باشد اما تعداد وبلاگهایی که به این داستان از نظر یک پدر اشاره کرده باشند بسیار محدود است چه برسد به اینکه بخواهد از نگاه کارتونی به این قضیه نگاه شود.
چگونه طراحی میکنید ؟ از ابتدا تا انتهای کار چه چیز در ذهنتان میگذرد؟
همیشه کار را با یک داستان شروع میکنم. تصویر مهم نیست. مهم این است که نقاشی در بیننده یک شروع، وسط و پایان جذاب و گیرا ایجاد کند. بعد از آن به دنبال اشکال، حالتها و دیدگاههای جالب میگردم. تصاویر زیادی میکشم و هرگز از این نمیترسم که یک نقاشی خیلی خوب را به خاطر آنکه فقط کمی از زمینه داستانم دور است به سطل زباله بیندازم. رنگ آمیزی هم به همین شکل است، در واقع همیشه سعی میکنم که داستانم را به نوعی با استفاده از رنگها و جلوههای ویژه و دوست داشتنی به اوج برسانم .
در یک روز چه کارهایی انجام میدهی و با چه کسانی کار میکنی ؟
تا جایی که میتوانم بیشتر اوقات روزم را در کنار خانوادهام سپری میکنم. آنها تمام انگیزه من برای کار کردن هستند. کار روزانه من به عنوان یک انیماتور هر روز از موسسه «دریم ورکس» آغاز میشود؛ سپس بعد یک روز پر کار شب به خانه باز میگردم، بچهها را میخوابانم و بعد تازه کار اصلیام آغاز میشود. در واقع هر شب حدود سه الی چهار ساعت از زمان خوابم را به کار کردن و طراحی انیمیشنهای تصویری در سایت خودم مشغولم .
لطفا چند نمونه از کارهایتان را نام ببرید.
الان حدود 15 سال است که در «دریم ورکس» مشغول به کار هستم؛ یعنی از همان دوران آغازین این حرفه در این شرکت مشغول به کار بودهام و به عنوان یک پیشکسوت در حرفه انیماتوری تاکنون در ساخت انیمیشنهایی همچون «شاهزاده مصر»، «جاده الدورادو»، «روح» و «سنباد» حضور داشتهام. در زمان ساخت «سنباد» من از جمله افرادی بودم که با یک دست انیمیشن دو بعدی و با دست دیگر انیمیشن سه بعدی را خلق میکردم. همین قابلیت هم مرا به تصویرسازی انیمیشنهایی همچون «داستان کوسه»، «ماداگاسکار»، «پشت پرچین»، «داستان زنبور»، «هیولاها در برابر بیگانهها»، «هیولاها در برابر بیگانهها: کدوتنبلهایی دمدمی مزاج از سیاره دیگر»، «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید»، «آگهی های تجاری المپیک اژدهاها» و «ذهن بزرگ» سوق داد؛ در حال حاضر هم مشغول آماده سازی نسخه «چگونه اژدهایتان را تربیت کنید» در قالب دی وی دی هستم.
آیا تا به حال طرحی را ارائه کردهاید که به آن افتخار کنید ؟
سؤال سختی است؛ همیشه هنگام شروع یک پروژه پیش خودم میگویم که این بهترین کارت خواهد بود. اما همین که زمان میگذرد با نگاه به حاصل کارهایم، ضعفهایی به چشمم میآید که میتوانستم در آن بهتر عمل کنم. اما زمانی به این نکات پی میبرم که دیگر پروژه به اتمام رسیده است و من هر بار دلم میخواهد که از نو روی آن پروژه کار کنم. هر چند که این امکان وجود ندارد.
قبلاً روی چه پروژه هایی کار کردهاید و در حال حاضر روی کدام پروژه کار میکنید؟ ( اگر گفتنش برایتان سخت نیست ! )
من همیشه روی سایتم ( تیم اسپکتکیولر ) مشغول به کار هستم و از استقبال طرفداران سایت لذت میبرم. فروش کتابم با عنوان «مجرد» در طی چند سال گذشته برایم سود خوبی داشته و هم اکنون هم در حال نوشتن دنباله آن هستم ( به اضافه یک داستان کوتاه که در تابستان سال جاری وارد بازار کتاب شد.)
هنرمندان درجه یک حرفه خودتان را نام ببرید.
اگر بخواهم اسم همهشان را بیاورم باید طوماری بزرگ را برایتان بپیچم، اما میتوانم از چند نفر نام ببرم که بیشترین تاثیرگذاری را بر من داشتهاند .... « گابریل پناکهایولای»، «رادولف گوندون»، «آرتور آدامز»، «برایان لی امالی»، «جیم برگمن»، «اسکات چمبل»، «دیک براوون»، «سرجیو آراگونز» و اگر بخواهم باز هم نام ببرم ... این لیست همچنان ادامه دارد .
میتوانید از پروسه رنگ آمیزی طرحها و همچنین نوع ابزار و وسایلی که از آن استفاده میکنید برایمان بگویید؟
من عاشق این هستم که قلم و قلممو در دست بگیرم و تمام طرحهایم را شخصاً با آبرنگ و جوهر رنگآمیزی کنم اما در برنامهی فشرده کاری من چنین چیزی ممکن نیست. به همین خاطر رنگآمیزی تمام طرحهای تصویری سایتم را با استفاده از نرم افزار گرافیکی «کرل پینتر» انجام میدهم. من یک لپ تاپ کوچک دارم و با استفاده از آن طرحها را در هر کجا و هر زمان که باشم به صورت ضرب العجل رنگآمیزی میکنم. صفحه چرکنویس، اسفنجها و رنگهای روغنی از جمله ابزارهای این نرم افزار هستند که از آنها برای رنگ آمیزی تصاویر استفاده میکنم. سعی میکنم که سه الی چهار رنگ را برای هر طرح امتحان کنم. در واقع این نرم افزار هم در زمینه استفاده بهینه از زمان و هم جلوگیری از گیج شدن در انتخاب رنگ به من کمک میکند.
کدام بخش از طراحی آسانتر و لذت بخشتر و کدام بخش دشوارتر است ؟
تمام لحظههایش لذت بخش است. در واقع ممکن است بعضی روزها این کار، دشوار و خستهکننده به نظر برسد اما من از هر دقیقه کار کردن در این زمینه لذت میبرم .
برای خلاق بودن چه کارهایی انجام میدهید؟
باید به شما الهام شده باشد، باید به اطرافتان با دقت نگاه کنید و آنچه را در دنیای بیرون است مجدداً از نو خلق کنید. تنها راهی که برای انجام این کار پیشنهاد میکنم زندگی کردن است. من از پشت میز کارم بلند میشوم، با بچههایم بازی میکنم، برای صرف شام با همسرم به رستوران میروم و با دوستانم قرار ملاقات میگذارم. تمام اینها در من خلاقیت ایجاد میکند و هنرمند شدن را به من میآموزد.
تا حالا از کدام طرحهایی که دیدهاید بیشتر خوشتان آمده است ؟
از سبکهای پیشبرد تصویری داستان در آثار «الکس لوپز»، «ژان بریو»، «پاسکال کمپیون» و «مایکل راکس» خوشم میآید. به حالتها و سبکهای بیهمتای «نیکو مارلت» علاقهمند هستم. کتاب «اندره فرانگویین» با عنوان «آیدیس نوآ» در راس طرحها و کارهای انیمیشن تصویری مورد علاقه من است و هر پنلی که فرانگویین در این اثر خلق کرده در نوع خود محشر و بیهمتاست.
بیشتر از هر چیز دوست دارید که در خصوص چه موضوعی طرحهای انیمیشن را خلق کنید و چرا ؟
من داستانها و طرحهای تخیلی و در عین حال تا حدودی حقیقی و واقعیتگرا را دوست دارم .
چه چیز در شما الهام شد که به یک هنرمند مبدل شدید ؟
من همیشه کتابهای انیمیشن مصور یا روزنامههایی با این مضمون را مطالعه میکردم. باورم نمیشد که این هنرمندان تمام این آثار را با استفاده از قلم و رنگ روغن خلق کرده باشند. این برایم شگفت انگیز بود و دلم میخواست که از شیوه کارشان سر در بیاورم .
به چند مورد از نکاتی که در عمر کاری خود از همکاران و هنرمندان هم کیش خود آموختهاید اشاره میکنید ؟
مهمترین چیزی که آموختم این بود که در انجام کارم عجله نکنم. در کار ما کم پیش میآید که فرصتی پیدا کنی به نقاشی و طرحهایت نگاهی بیندازی و با کشف ضعفها و قوتهای آن به اصلاح کار خود بپردازی. من در حین کار در شرکت «دریم ورکس» هنرمندانی را دیدم که ابتدا فکر میکردند و بعد شروع به طراحی مینمودند، در واقع اول به سراغ پلان کاری میرفتند و بعد اجرایش میکردند.
برای کسی که میخواهد به این حرفه وارد شود چه پیشنهادی دارید ؟
در این حرفه باید باهوش بود؛ در واقع در تصویرگری و طراحی صفحات انیمیشن در عین حال که هنرمند هستید، باید یک تاجر خوب هم باشید. باید تا جایی که میتوانید از هنرمندان و همکارانتان نکته بیاموزید.